عزیز فرزند جعفر که به کمک رجب رفته بود نیز به سرنوشت او دچار میشود. چند لحظه بعد ابوالفضل و علیرضا برای نجات دادن این 2 نفر داخل آبانبار میشوند و آنها هم بیهوش میگردند.
بلافاصله ماموران شهربانی و مردم جمع میشوند و یکی از آنها با ریختن سرکه روی لجنها باعث بیرون آوردن این 4 نفر میشود. بعد از دقایقی مشخص میگردد که رجب، عزیز و علیرضا خفه شده و ابوالفضل بیهوش است. وی را به بیمارستان برده و پزشک این بیمارستان اعلام میکند که امیدی به زنده ماندن وی نیست.
تحقیقات در این خصوص آغاز شده است.
اطلاعات ــ اول اسفند 1332
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....