آقای الف صبح که از خواب بیدار میشود، اگر خواب نمانده باشد با سرویس به اداره میرود و در همین حین به خواب نیمهکارهاش ادامه میدهد. در اداره به معلم بچهاش زنگ میزند و در مورد وضعیت تحصیلی او و اینکه فرصت ندارد به مدرسه بیاید، بحث میکند.
یکی دو ساعت هنگام صبحانه خوردن با دوستانش اندر مذمت همسرداری و عواقب آن داد سخن میگوید و بعد کار را شروع میکند.
وقتی دارد به پروندهها رسیدگی میکند، به کلمه هزینههای جاری که میرسد، متوقف میشود و یک ساعتی روی هزینههای جاری خودش در ذهن بههمریختهاش معلق میزند و گوشه برگهای که دارد فاکتورهای شرکت را محاسبه میکند، خرج و برج قسطهای عقبماندهاش را رسیدگی میکند. بعد یادش میافتد که اگر پول قبضها را ندهد، برق و تلفن را قطع میکنند و وسط کار نیمهکارهاش بلند میشود میرود یک سر تا عابربانک و پول قبضها را پرداخت میکند.
وقتی برمیگردد، مدیرش چند کار دیگر به او ارجاع داده است که باید ظرف امروز و فردا انجام دهد؛ اما کار فاکتورها هنوز مانده است. مینشیند فاکتورها را وارد میکند و در همین اثنا متوجه یک اشتباه میشود و دوباره همه چیز را از اول جمع میزند.
ظهر ناهار میخورد و با دوستانش یکی دو ساعت از بد زمانه و کمبود حقوق میگوید و فیشهای حقوقیشان را میگذارند وسط و افزایش حقوق را بررسی میکنند و بعد در حالی که چشمانش سنگین شده است، دوباره سر کار برمیگردد. در حال کار کردن است یا چرت زدن، خودش هم نمیداند؛ اما یکباره صدای مدیرش را در این خلسه تشخیص میدهد که پرونده وام فلان قسمت را آماده کردهای یا نه؟
یک نگاه به پرونده و یک نگاه به ساعت میاندازد، نه تمام نکرده است؛ ولی چیزی هم به پایان ساعت کار نمانده است. سعی میکند هواسش را جمع کند و کارهایی را که ارجاع شده، زودتر سروسامان دهد؛ اما خیلی زود ساعت 8 شب. همسرش زنگ میزند و از آن سوی خط میگوید میشود: کجایی؟! مگر قرار نبود امروز بیایی بچه را ببریم دکتر؟ دستکم زنگ میزدی. وقت دکتر از دست رفت. چرا تو به خانوادهات اهمیت نمیدهی و همه زندگیات شده است کار؟
آقای الف نمیداند همه کارش شده است زندگی یا همه زندگیاش شده است کار؛ اما میداند اگر برود خانه دعوا و اوقات تلخی در انتظارش است. ساعت 10 شب سلانه سلانه به سمت خانه میرود و دلش خوش است که سقف اضافه کاری آن روز را پر کرده است. او یک پرونده را هم با خود به خانه میبرد که هرچه باقی مانده است را شب انجام دهد و نتیجه را صبح به جلسه مدیر ببرد.
وقتی به خانه میرسد، خسته است. همسرش هم قهر کرده و حرف نمیزند. همه چیز آماده یک مشاجره است. بچه نقنق میکند و دوست دارد به گردن بابایی آویزان شود.
دخترش دفتر و کتابش را آورده تا بابا در حل مسائل ریاضیاش به او کمک کند؛ اما بابا هنوز در یک معادله ساده گیر کرده است؛ معادلهای میان کار و زندگی خانوادگی.
ایجاد تعادل بین این دو، معادله سادهای نیست. بسیاری از شاغلان از زن و مرد براحتی نمیتوانند این معادله را حل کنند و تعادل بین این دو موضوع را برقرار کنند.
درآمد بیشتر، پیشرفت شغلی، حفظ شغل فعلی، رقابت با همکاران در کسب سمتهای بالاتر، خدمت به جامعه و فرار از استرسهای خانه و مانند آن، عواملی است که سبب میشود افراد ساعات بیشتری را در محیط کاری سپری کنند.
جالب است بدانید پژوهشها نشان میدهد ساعات کار طولانی، تاثیری زیادی در افزایش بهرهوری ندارد.
مطالعاتی که در مورد نحوه تعادل برقرار کردن میان برخی از کارکنان، بویژه مدیران و متخصصان انجام شده نشان میدهد آنها علاوه بر انجام وظایف شغلی در محل کار، بخشی از وظایف خود را طی روزهای هفته یا تعطیلات پایان هفته به خانه میبرند و بدین ترتیب فرصت کمتری پیدا میکنند تا از مصاحبت با سایر اعضای خانواده و رفتن به گردش و مسافرت، لذت ببرند.
اگر شما نیز برای تعادل برقرار کردن میان کار و زندگی خانوادگی خود با مشکل مواجه هستید، بهتر است تا دیر نشده در این رویه تجدیدنظر کنید.
پیشنهادهای زیر که توسط مشاوران و متخصصان و کسانی که به بهترین نحوی این تعادل را برقرار کردهاند، مطرح شده است، به شما کمک میکند تا بین کار و زندگی خود تعادل برقرار کنید.
* کاری انتخاب کنید که کفاف زندگیتان را بدهد و به جای 2 شیفت کار کردن و دوشغله بودن که استرس شما را زیاد میکند، یک کار پردرآمدتر پیدا کنید. اگر نمیتوانید این کار را کنید، بخشی از درآمدتان را در یک فعالیت دیگر سرمایهگذاری کنید که به جای گرفتن وقت شما، برای شما کار کند و درآمدتان را افزایش دهد.
* استفاده نکردن از مرخصی سالانه و حضور در محل کار در تعطیلات آخر هفته و تعطیلات رسمی را مگر در موارد ناچاری و بسیار ضروری و خاص کنار بگذارید. برای مواقع مورد نیاز در سال 5 روز بیشتر مرخصی ذخیره نکنید و سعی کنید از تمام مرخصیهای خود به نفع خانواده استفاده کنید.
* حجم زیاد کار خارج از توان خود قبول نکنید و وقتی تقسیم کار نامتعادل و نامتناسب است، از مدیرتان درخواست کنید همکاران شما را در این کار شرکت دهد.
* برای کار، تفریحات و خانواده برنامههای مجزا و هماهنگی ترتیب دهید.
* اگر خانم خانه شاغل است، باید با تقسیم وظایف خانه بین همسر و فرزندان از ایجاد استرس و تعارض بین کار و زندگی جلوگیری کند.
* انتخاب شغلی که انجام آن شادی و لذت به همراه داشته باشد؛
* انجام ورزش و دوری از عوامل استرسزا؛
* ایجاد تعادل بین درآمدها و هزینهها؛
* کاهش ساعات کار اضافی، بویژه برای کسانی که همسر شاغل دارند؛
* برنامهریزی دقیق برای بچهدار شدن و زمان مناسب آن.
ماندانا ملاعلی