روز بعد دوست این مرد، همراه زنی جوان به خانه وی رفت و زن جوان را به عنوان خدمتکار معرفی کرد.
دقایقی از حضور زن خدمتکار در خانه نگذشته بود که زنگ آپارتمان به صدا درآمد و مرد صاحبخانه پس از باز کردن در، با زن غریبهای روبهرو شد. مرد وقتی علت مراجعه آن زن را پرسید، او گفت، من خدمتکارم و دوست زنی هستم که برای نظافت به خانه شما آمده است.مرد صاحبخانه ماجرا را با زن خدمتکار در میان گذاشت، که وی بیان کرد برای این که کارمان زودتر انجام شود، از او خواستم به این محل بیاید.
مرد میانسال با اعتماد به زن خدمتکار، اجازه داد دوست وی وارد آپارتمان شود و خودش نیز شروع به جمعآوری وسایل اتاق خواب کرد.
حمله 2 زن خدمتکار به صاحبخانه
دقایقی بعد یکی از زنان خدمتکار، صاحبخانه را صدا زد و وقتی او به اتاق نشیمن رفت، ناگهان آن دو زن با چوب به او حمله کردند. مرد صاحبخانه که بشدت شوکه شده بود، شروع به دادوفریاد کرد که یکی از آنها گفت من پلیس هستم، اگر فریاد بزنی با سلاح تو را به قتل میرسانم که مرد با شنیدن این حرفها بناچار سکوت کرد.
یکی از زنان خدمتکار به سوی وی اسپری پاشید و زن دیگر نیز چاقو به دست به صاحبخانه نزدیک و دستمالی را به دهان وی گرفت که مرد صاحبخانه بیهوش شد.
چند ساعت بعد وقتی مرد صاحبخانه به هوش آمد، متوجه شد اموالش به سرقت رفته است. بنابر این با دوستش که زن خدمتکار را به او معرفی کرده بود، تماس گرفت و پس از بازگو کردن ماجرا، نشانی محل سکونت زن خدمتکار را پرسید اما دوستش هم آدرس دقیقی از آن زن خدمتکار نداشت.
مرد صاحبخانه روز بعد به کلانتری 135 آزادی رفت و از 2 زن خدمتکار به اتهام سرقت طلاهای میلیونی همسرش، کلید و اسناد و مدارک یک خودروی مدل بالا، کلید گاوصندوق، دهها عدد چک میلیونی و چندین عدد چک سفید امضا شکایت کرد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....