در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا از آمار و میزان سرانه مطالعه و کمی و زیادی این ارقام که بگذریم، یک کتاب خوب حسابی میتواند آدم را در این عصرهای بهاری سر ذوق بیاورد. پیشنهاد امروز ما هم «دیوانه در مهتاب» دومین مجموعه داستان حمیدرضا نجفی است که اتفاقا از پرفروشهای کتاب در سال گذشته هم بود.
از حجم کم کتاب (70صفحه و شامل 3 داستان) که بگذریم ـ که البته خودش مزیتی است که میتوان آن را یکروزه خواند ـ باید به ادامه دغدغههای نجفی از مجموعه اولش در این کتاب اشاره کرد. آدمهای داستانهای نجفی درست مانند مجموعه «باغهای شنی» آدمهایی تنها و منزوی و دور از خانواده هستند.
نجفی در میان نویسندههای ایرانی که از طبقات فرودست مینویسند، شاید یک استثنا باشد، چرا که آنها با روایت فقر و فلاکت این قشر از اجتماع، ترحم مخاطب را طلب میکنند، اما نجفی به عنوان یک نویسنده با سبک زندگی آنها کنار میآید. او فقط با زبان خود آنها روایت میکند.
نویسنده در این داستان بخوبی از نقش «مادر» آشناییزدایی میکند، هر چند تمام ویژگیهای یک مادر مثل فداکاری را در داستان در نظر میگیرد و حتی داستان بر پایه فداکاری مادر شکل میگیرد، اما چنان متفاوت است که تنها میتوان با بازخوانی مجدد آن، این تفاوت را به چشم دید.
یکی از مهمترین ویژگیهای مجموعه داستان «دیوانه در مهتاب» توجه نویسنده بر زبان به عنوان یکی از پایههای اصلی در روایت است.
برای نجفی همچنان مانند مجموعه اولش زبان خردهفرهنگها و آدمهای فرودست جامعه اهمیت دارد، اما این بار در این مجموعه او این دغدغه را با روایت همراه کرده است تا خواننده تنها از زبان او در روایت داستان لذت نبرد و این خود ساختار روایی باشد که خواننده را به داستان جذب کند.
میثم اسماعیلی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: