عید چگونه گذشت؟

13 روز پرماجرا

انگار همین دیروز بود که تا توی خیابان می‌رفتی میان جمعیتی که همه کارشان را گذاشته بودند برای شب عید گم می‌شدی. مغازه‌ها در اقدامی هماهنگ آتش زده بودند به مالشان و مردم در اقدامی هماهنگ‌تر از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را برای عید می‌خریدند. خیابان‌ها داشت از زیادی ماشین‌هایی که پشت سر هم قطار شده بودند می‌ترکید. کمتر کسی وقت سر خواراندن داشت و همه برای آمدن سال جدید خود را آماده می‌کردند. اما نزدیک سال تحویل اگر در خانه را باز می‌کردید و بیرون می‌رفتند دیگر هیچ همهمه‌ای نبود، ‌کرکره مغازه‌ها همگی پایین و ماشین‌ها جلوی در خانه‌ها یا پارکینگ‌ها پارک بود. همگی کنار سفره هفت‌سین یا جلوی تلویزیون آرام گرفته بودیم و منتظر شروع سال جدید.
کد خبر: ۳۱۹۹۳۶

حالا تقریبا چهار روزی می‌شود که تعطیلات تمام شده. اگر نگاهی بیندازید می‌بینید عید 89 و روزهای تعطیلش یا بهتان خوش گذشته یا بدک نبوده و یا دل خوشی از آن ندارید. آنهایی که تعطیلات به کامشان بوده و الان روحیه مناسبی دارند کسانی هستند که از همه لحظه‌ها استفاده کردند. البته تا شما خوشی را چی معنی کنید مثلا برنامه مسافرت با دوستانشان را گذاشتند یا دست خانواده را گرفتند و برای رفع خستگی و آب و هوا عوض کردن از شهرشان بیرون زدند. دو سه روزی رفتند گوشه‌ای و برای خودشان بودند. البته گاهی این گوشه‌ها و شهرها آنقدر شلوغ بوده و با استقبال میلیونی مواجه شده که خوش که نگذشته هیچ، موجب پشیمانی هم شده.

بعضی‌ها مسافرت نرفتند و نشستند خانه به مهمان‌داری و مهمانی رفتن و دید و بازدیدهای عید. اقوامی را که سالی به دوازده ماه نمی‌دیدند، ملاقات کردند، دور هم نشستند به تخمه خوردن و گل گفتن و گل شنیدن. نشستند به گفتن از قدیم‌ها و سن‌مناسب ازدواج فرزندان، ادامه تحصیل و مرور مهم‌ترین مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در سالی که گذشت، تبادل نظر کردند و لذت بردند و تا همین دو روز پیش از خانه این آشنا به خانه آن یکی رفتند و سال نو را تبریک گفتند در این دید و بازدیدها خوش گذشتن برای کوچک‌ترها معنای دیگری دارد. بچه که بودیم خوشی برایمان در عیدهایی بود که سر سفره هفت‌سین از مامان و بابا عیدی می‌گرفتیم یا وقتی می‌رفتیم خانه دایی و عمه وقتی اسکناس‌های پانصد یا هزار تومانی را بهمان می‌دادند چشممان برق می‌زد گاهی تعداد بچه‌هایی که میزبان باید بهشان عیدی می‌داد آنقدر زیاد بود که سال نو به کام صاحبخانه تلخ می‌شد، اما برای ما اگر در طول مهمانی هم بهمان زیاد خوش نمی‌گذشت، همه چیز با عیدی که آخر مهمانی می‌گرفتیم جبران می‌شد. گاهی از اول عید پیش‌بینی می‌کردیم که تا آخر عید چقدر نصیبمان می‌شود و از هرکس چقدر عیدی می‌گیریم. عیدی‌هایی را که قبلا گرفته بودیم دنبال خودمان از خانه این فامیل به خانه آن فامیل می‌بردیم و تا از کسی چیزی می‌گرفتیم عیدی‌ها را از اول می‌شمردیم. اگر پول‌هایی که جمع کرده بودیم آنقدری می‌شد که دلمان می‌خواست آن عید و تعطیلات هم بهمان می‌چسبید حالا هم قضیه برای کوچک‌ترها تقریبا همین‌طور است اما ما که دیگر بزرگ شده‌ایم عیدی را فقط از مامان و بابا می‌گیریم و بقیه بهانه بزرگ شدن را می‌آورند.

تعطیلات برای یکسری که دنبال فرصت درست و حسابی بودند به کتاب خواندن گذشت. کتاب‌هایی را که تعریفش را از این و آن شنیده بودند خریدند یا از بقیه قرض گرفتند و تا آخر تعطیلات با آن سرگرم بودند. گاهی آنقدر داستان رویشان تاثیر گذاشت که غرق در آن شدند و خودشان را جای آدم‌های داستان گذاشتند و این‌طوری خوش‌گذراندند.

بعضی‌ها همه وقتشان را با تماشای فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ویژه نوروز پر کردند. طوری برنامه‌ریزی کردند که از هیچ‌کدام عقب نمانند، فیلم یا سریال این شبکه که تمام می‌شد سراغ آن یکی می‌رفتند. امسال، تلویزیون علاوه بر فیلم‌های سینمایی که از شبکه‌های مختلف پخش شد، سه سریال را برای روزهای عید آماده کرده بود. مجموعه چاردیواری داستان دختری که برای تحصیل می‌خواهد به خارج از کشور برود و پدرش اجازه نمی‌دهد تا به دروغ نادر را شوهر خود معرفی می‌کند از شبکه یک مجموعه زن بابا قصه عزیز آقایی که پسرش دختر دایی‌اش را می‌خواهد اما در این راه مشکلاتی دارد از شبکه 3 و مجموعه دارا و ندار که قصه دو طبقه پولدار و فقیر را روایت می‌کرد از شبکه 5 پخش شد. مجموعه‌هایی با داستان‌ها و حرف‌هایی تکراری که تنها بهانه‌ای برای شب‌نشینی و سرگرمی بودند.

درست است که آمدن عید برای خیلی‌‌ها خوشایند است و تعطیلات بهشان خوش می‌گذرد و از دید و بازدیدهای مرسوم لذت می‌برند اما آمدن عید برای بعضی‌ها هم خوشایند نیست. تعطیلات طولانی باعث می‌شود از کارهایشان عقب بیفتند همه مغازه‌‌ها و شرکت‌ها و ادارات معمولا تا پنجم فروردین بسته هستند و همه چیز به حالت تعلیق درمی‌آید.

بنابراین اگر کار واجبی داشته باشید باید تنها بنشینید و برای تمام شدن تعطیلات روزشماری کنید در نتیجه تعطیلات برای این عده با کلافگی و انتظار برای تمام شدن روزهای تعطیل، بی‌حوصلگی و خانه‌نشینی سپری شده، حساب کارمندان و کارکنانی هم که در بانک‌ها یا مراکز دولتی و... کار می‌کنند و مجبور بودند از 5، 6 فروردین زندگی کاری‌شان را شروع کنند جداست.

بعد از 5 روز تعطیلی و مسافرت یا مهمانی رفتن و مهمانی دادن حتما شروع کار سخت بوده و کمی دچار افسردگی شدید روز چهارم از فکر این که مجبور بودید فردا سر کار بروید خودتان را باختید و سعی کردید تا آنجا که می‌توانید از آخرین لحظات نهایت استفاده را ببرید.

این یاس و نومیدی آنجا بیشتر می‌شود که بدانید تقریبا تا دو ماه بعدش باید به همه همکاران و روسا و مشتریان از صبح تا شب سال نو را تبریک بگویید.

به روزهای آخر تعطیلات یعنی 11، 12 فروردین که رسیدیم حتما فکر کردید که روز سیزدهم را باید چه ‌کار کنید. برنامه‌ریزی کردید که با یک سری بستگان بزنید به دل طبیعت، بروید یک جایی اطراف شهر یا نزدیک‌ترین پارک یا مکان سبزی را که دیدید توقف کنید و روز سیزدهم را هم این‌طوری به در کنید.

یا نه ترجیح دادید توی خانه بمانید و کاهویی در سکنجبین بزنید تا روز سیزدهم هم سپری شود. اگر از آن دسته‌ای بودید که قصد بیرون رفتن از خانه را داشته‌اند حتما از شب دوازدهم پیش‌بینی‌های لازم را کرده بودید وانتی کرایه و زندگی را بارش کردید و برای گرفتن بهترین مکان پارک اقدام کردید تا مبادا همه‌جا پر شود و ناکام بمانید.

روز سیزدهم هم که با خوبی و خوشی برایتان گذشت خود را برای شروع رسمی کار و تحصیل فردایش آماده کردید تا دوباره بیفتید توی چرخ زندگی و کارهای قبلی را ادامه بدهید یا همه‌چیز را از نو شروع کنید. حالا بگویید ببینم خوش گذشت یا نه؟

سیما دهقان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها