در این که لیونل مسی ، بازیکن بزرگی است، شکی نیست و این گفته با نقل قول مزدک میرزایی هنگام بازی سهشنبه شب کامل میشود: «خوشحالیم در عصری زندگی میکنیم که لیونل مسی بازی میکند.»
کد خبر: ۳۱۹۶۹۶
این اغراق در گفته او، تنها بخشی از تعریفهایی است که میتوان از این اعجوبه کوچکجثه آرژانتینی داشت. این ذوقزدگی در تمجیدها اما جایی پایان میپذیرد که مسی با دیگر اسطوره آرژانتینی فوتبال یعنی دیهگو مارادونا مقایسه میشود.
درست است که لیونل مسی تنها در سال 2010 (یعنی کمتر از 4 ماه) توانسته در 4 بازی هت تریک کند، درست است که او هم توانسته مثل مارادونا با دریبل 6 نفر از میانه زمین توپ را به تور دروازه بچسباند (در بازی مقابل ختافه در 3 فصل پیش) و بالاخره درست است که او توانسته با رندی داور مسابقه را فریب بدهد و با دست گل بزند (در جام حذفی مقابل لاکرونیا 2 فصل پیش) اما هیچکدام از اینها ملاکی نیست برای اینکه او با مارادونا مقایسه شود ؛ چراکه مسی هیچگاه عصیان مارادونا را نداشته و ندارد. مارادونا تنها در زمین فوتبال غیرقابل پیشبینی و عجیب نبود، بلکه جذابیت بازی او زمانی آغاز میشد که بازیاش در زمین تمام شده بود!
همراه شدن حواشی زیاد زندگی او با اتفاقات داخل زمین فوتبال یکی از مواردی است که او را از لیونل مسی متمایز میکند. مارادونا در روزهایی با دست به انگلیس گل میزند و از آنها انتقام میگیرد که کشور انگلیس در جنگ جزایر فالکلند ، آرژانتینیها را تحقیر کرده است.
او به سمت خبرنگارانی که همیشه به دنبال زندگی خصوصی او هستند، تیراندازی میکند، او حتی وقتی جام جهانی را بالای سر میبرد، حاضر نیست با ژائو هاوه لانژ، رئیس برزیلی و وقت فیفا دست بدهد تا مارادونا برای او همیشه کابوس بماند. اینها تنها نمونههایی از حواشی زندگی و بازی مارادوناست که او را از لیونل مسی مأخوذ به حیا و خجالتی جدا میکند. حالا اگر هم بخواهیم خوشحال باشیم، از اینکه در عصری زندگی میکنیم که مسی بازی میکند، باید خوشحالتر باشیم در زمانی زندگی میکنیم که هنوز مارادونا در فوتبال حضور دارد.