نگاهی به فیلم «شب واقعه»

از نصرانی تا سورانی

شاید با نام فیلم «شب واقعه» به یاد فیلم «روز واقعه» بیفتید که یکی از بهترین فیلم‌های ایرانی در سینمای دینی است. درست است نه فقط کارگردان مشترک، شب واقعه را به روز واقعه وصل می‌کند که یک نوع نسبت معنایی و ایدئولوژیک در مضمون و لایه‌های پنهان قصه نیز به این سنخیت دامن می‌زند.
کد خبر: ۳۱۹۳۵۲

این مرز مشترک همان مفاهیم و نمادهایی است که قصه کربلا و مفاهیم عاشورایی را به جنگ 8 ساله ایران و عراق وصل کرده و تاویل مذهبی از آن به دست می‌دهد. در واقع اگر در آن فیلم یک حماسه اسطوره‌ای در تاریخ گذشته به تصویر کشیده شده بود، در این فیلم یک حماسه دیگر در تاریخ معاصر روایت می‌شود.

به عبارت دیگر، فیلم به یکی از حماسی‌ترین عملیات‌های جنگ 8 ساله پرداخته و حصر آبادان و اتفاقات آن را بستر درام خود قرار داده است. ولی شب واقعه فاقد واقعه و قصه مشخصی است و دست‌کم قصه تازه‌ای ندارد و درباره آن فیلم‌های متعددی ساخته شده است. باور کنید اگر بازی خوب حمید فرخ‌نژاد نبود تحمل تماشای آن هم از دست می‌رفت. بازی او با توجه به لهجه جنوبی‌اش به فرهام «عروس آتش» شباهت زیادی پیدا کرده است. همین مساله موجب شده برخی آن ‌را یک ضعف برای فرخ‌نژاد ‌بدانند، اما آنچه به مرکز ثقل اثر بدل می‌شود قرار است تحولی اخلاقی ایدئولوژیک باشد که در نهایت به وطن‌پرستی و اعتقاد به باورهای جنگ می‌رسد و این دگردیسی در حرکت قهرمان قصه در فضای جنگ و تجربه ناخواسته آن رخ می‌دهد و گویی دریاقلی به تجربه‌ای ایمان‌ورزانه دعوت می‌شود؛ تجربه‌ای که در اینجا دریاقلی سورانی را همچون عبدالله نصرانی در روز واقعه در مسیر تازه‌ای قرار می‌دهد. در ظاهر شب واقعه یک فیلم ضد جنگ است که در افت و خیزی دراماتیک به دفاع اخلاقی از جنگ تغییر لحن می‌دهد. یکی از عناصر مزاحم فیلم که به ایجاد تعارض و تضاد در ساختار فیلم و نوع روایت آن منجر می‌شود، تصاویر انتزاعی و فانتزی تخیلی زن آتش‌آلود است که مدام در خلوت و جلوت قهرمان فیلم ظاهر می‌شود. در ضمن استفاده از این تمهید با درونمایه اثر نیز ارتباط نزدیکی دارد و اساسا فیلم را از یکدستی و انسجام درونی خود می‌اندازد. کنجکاوی و تعلیقی که در فیلم به واسطه این تمهید ایجاد می‌شود چندان منطقی و جذاب نیست و در نهایت مخاطب می‌فهمد که این مساله زاییده تخیلات دریاقلی بوده و بازتابی از خاطرات گذشته او درباره مادربزرگش است که از ضمیر ناخودآگاه وی بیرون زده و قرار است یادآور این نکته باشد که دریاقلی از همان نسلی است که در برابر اجنبی و بیگانه ایستاده و جانش را هم از دست داده است. در واقع دریا قلی در میانه دو نسل از تبار خویش ایستاده است. یکی مادربزرگش که نمادی از مقاومت و ایستادگی در برابر استعمار بوده و اکنون در کسوت یک زن زخمی و آتش‌گرفته تجلی کرده است و دیگری پسر نوجوانش که به نسل بعد از او تعلق داشته و برخلاف پدر میل به جنگ و مبارزه با دشمن دارد. اما در این میان اتفاقاتی می‌افتد که مهم‌ترین آن کشته شدن عروس و داماد است که بشدت روی دریاقلی تاثیر می‌گذارد و او را کمی نسبت به افکار و عقاید خود درباره فلسفه جنگ دچار تردید می‌کند. اما این تلنگر زمانی کامل می‌شود که وی به‌طور اتفاقی متوجه حضور نیروهای عراقی در جبهه خودی می‌شود و او با وجود زخمی بودن این مساله را به اطلاع لشکر خودی می‌رساند و جان تعداد زیادی از سربازان ایرانی را نجات می‌دهد، هرچند جان خود را نیز در این واقعه از دست می‌دهد.

به عبارت دیگر، در هر 2 فیلم، شهرام اسدی به تحول درونی و اخلاقی ایدئولوژیک قهرمان داستانش می‌پردازد و سیر این تحول به هسته اصلی فیلم بدل می‌شود. در واقع در شب واقعه، مخاطب با ضدقهرمانی (البته دوست‌داشتنی) مواجه می‌شویم که بتدریج به یک قهرمان بدل می‌شود؛ هرچند این اتفاق در روزواقعه باورپذیرتر بوده و دارای سویه زیبایی‌شناختی بیشتری هم هست.

شب واقعه نه فقط به دلیل داستانی که از نظر بازیگری نیز شخصیت‌محور بوده و تمام بار فیلم بر دوش حمید فرخ‌نژاد است. قدرت بازی او در این فیلم به اندازه‌ای است که فیلم را از یک روایت کسالت‌بار نجات می‌دهد و یک‌تنه آن را پیش می‌برد. رگه‌هایی از طنز را هم در بازی فرخ‌نژاد شاهد هستیم که در کنار لهجه شیرین جنوبی‌اش به جذابیت نقش دامن زده و آن را دوست‌داشتنی می‌کند. با تماشای این فیلم بار دیگر حسرت عدم اهدای سیمرغ به این بازیگر توانای سینمای ایران در جشنواره اخیر بر دل می‌نشیند. حمید فرخ‌نژاد مهم‌ترین امتیاز فیلم شب واقعه است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها