نگاهی به فیلم «آواتار» ساخته‌ جیمز کامرون

کفر تمدن جدید

«آواتار» داستان تقابل کفر و ناسپاسی ناشی از تکثرگرایی و بی‌ایمانی و بی‌ثباتی تمدن جدید است با ایمان و اعتقاد ناشی از نگرش وحدت وجودی انسان قدیم.
کد خبر: ۳۱۷۷۴۹

همین مضمون کافی است برای این‌که فیلم قربانی سیاست‌ورزی‌های همیشگی آکادمی اسکار شود و برخلاف اقبال گسترده‌ عمومی و نیز برخلاف اقبال فراگیر منتقدان و صاحب‌نظران مقوله‌ تکنیک و محتوای سینمایی، در این رقابت هر ساله‌ جهانی فیلم، آن‌طور که باید مورد توجه و تحسین قرار نگیرد و به جای جوانب مضمونی بلندش تنها جایزه‌ طراحی صحنه و فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه دریافت کند. جیمز کامرون در این آخرین فیلمش هم مثل «ترمیناتور 2» مرکز توجه خود را نقد مدرنیته‌ای قرار می‌دهد که با دست‌اندازی حریصانه در طبیعت و جهان هستی، روز به روز انسان را بیشتر در معرض نابودی و حقایق وجودی‌‌ انسان را بیشتر در معرض فراموشی قرار می‌دهد و می‌رود به سمت و سویی که بشر را بنده و سپس قربانی تکنولوژی و دست‌ساخته‌های ماشینی بی‌حدوحصر خودش کند.

نوک پیکان انتقاد فیلم «آواتار» به سوی تمدن جدید غرب است. تمدنی که داعیه‌ بلوغ و انسانیت و شناخت و اندیشه و صلح و در یک کلام «پیشرفت» دارد اما در حقیقت چیزی جز پوسته‌ای خوش رنگ و لعاب برای درونی متعفن و نابودگر نیست و نه فقط «پسرفت»ی آشکار در شناخت حقیقی انسان و هستی است بلکه به این هم اکتفا نمی‌کند و جنگ‌افروزانه در پی حذف همه‌ مخالفان یعنی همه‌ کسانی است که مانع تحقق آرزوهای نفسانی اقلیت زیاده‌خواه غربی هستند و در این راه باطل از هیچ سبعیتی هم دریغ نمی‌کند.

در «آواتار» ما اشاره‌ قرآنی «بل هم اضل» را که ناظر به امکان پست‌تر شدن بشر انسانی از موجودات حیوانی است دیگرباره باور می‌کنیم و درمی‌یابیم که واقعا گاهی درنده‌ترین حیوانات، از متأخرترین انسان‌ها که بنا به تئوری تکامل داروین می‌بایست کامل‌ترین‌های این نسل وجودی باشند بهتر و والاترند. در راستای همین ایده و مضمون محوری است که ما در این فیلم جانب انسان‌هایی را می‌گیریم که بدوی و بی‌تمدن هستند و به لحاظ فیزیکی به نسل حیوانات نزدیک‌ترند تا انسان‌های خوش‌ظاهر و مدعی ولی از درون مسخ‌شده‌ای که خود را مرکز کائنات می‌پندارند و خداوندگار هستی. دنیای این انسان‌های بدوی به دلیل یکپارچگی و وحدتی که با طبیعت پیرامون دارند، به مراتب متعالی‌تر از دنیای انسان‌های متمدن و مدرنی است که غایت زندگی‌شان تسخیر بی‌چون و چرای طبیعت در راه ارضای خواهش‌های نفسانی‌شان است. انسان‌های باصطلاح پیشرفته‌ای که به تصریح فیلمساز، پایین آمدن ارزش سهام سهامداران در نظرشان امر مهم‌تری است تا با خاک یکسان شدن یک سیاره‌ زیستی زیبا و به خاک و خون کشیده شدن ساکنان بومی آن. بدین ترتیب «آواتار» نظام سرمایه‌داری غرب را هم به چالش می‌کشد و بخصوص تفکر مصرفی و منش پروپاگاندایی (تبلیغاتی) آن را هم آشکارا زیر سوال می‌برد آنجا که در قالب ویدئوی خاطرات «جیک سالی» به ما می‌فهماند که آمریکایی‌ها برای هر قوم و تباری که فریبا و آرمانی باشند برای ناوی‌ها (بومی‌های سیاره‌ پاندورا) نه فقط اینچنین نیستند بلکه اساسا هیچ متاعی ندارند که به وسیله‌ آن بخواهند با ناوی‌ها وارد معامله بشوند و همان بلایی را سرشان بیاورند که با الیناسیون (ازخودبیگانگی) برسر جوامع بشری کره‌ زمین آورده‌اند. بومی‌های پاندورا به بیان ریشخندگونه‌ جیک سالی نه نیازی به آبجو! و شلوار جین! آمریکایی‌ها دارند و نه نیازی به هیچ‌کدام از باصطلاح پیشرفت‌های علمی و فرهنگی آنها. ناوی‌ها به داشته‌های خود قانع‌اند و هنوز اسیر بلای ویرانگر «نیاز کاذب» که بشر جدید را در حد مرگ گرسنه و تشنه‌ محصولات جامعه‌ مصرفی جدید کرده، نشده‌اند. ناوی‌ها در پیوندی ناگسستنی با طبیعت پیرامونی‌شان هر آن‌چه می‌خواهند از آن به‌دست می‌آورند بدون آن‌که همچون انسان‌ها با زیاده‌خواهی و حرص و آز و در یک کلام ارضای نیازهای کاذب، نامسوولانه به تخریب و نابودی این منابع طبیعی غنی دست‌ یازند.

اما «آواتار» به تمام معنا هم در نقد مدرنیته و ستایش بدویت نیست چنانچه در حقیقت امر هم نه مدرنیته سراسر باطل است و نه بدویت سراسر حق. جیمز کامرون با پیشرفته‌ترین امکانات تکنولوژیک روز دنیا این فیلم را در تقبیح تکنولوژی ساخته. چه‌طور می‌تواند از اساس با همه‌ دستاوردهای مدرنیته مخالف باشد. آیا این قضیه به لحاظ منطقی حاوی تناقضی آشکار نیست؟ پاسخ نخستی که می‌توان به این پرسش داد این است که کامرون هم مثل بسیاری دیگر از منتقدان مدرنیته و تکنولوژی ملازم با آن، با اصالت این دو مفهوم در زندگی بشر و یا به عبارت دیگر با تعلق و وابستگی بشر به این دو است که مخالف است نه با همه‌ مظاهر آنها. چنانچه هربرت مارکوزه از مهم‌ترین منتقدین مدرنیته، تکنولوژی و نظام سرمایه‌داری غرب، در کتاب «انسان تک ساحتی» راه رهایی از آسیب‌های مناسبات اجتماعی انسان مدرن را تحول و دگرگونی می‌داند نه حذف و سانسور. او تکنولوژی و صنعت و تولید را به کلی نفی و رد نمی‌کند بلکه به مزایای غیرقابل انکار آن تصریح دارد و حتی برای تکنولو‍ژی، شایستگی آزادی بخشی به بشر قائل است منتها زمانی که دگرگونی کیفی لازم در نظام تولیدی و صنعتی تکنولوژیک صورت پذیرد. بدین‌سان غایت نقد مارکوزه و نیز بسیاری دیگر از منتقدان مدرنیته، اصلاح مناسبات امروزی زندگی انسان است نه براندازی این مناسبات و بازگشت منفعلانه به بدویت.

نقد مدرنیته در فیلم جدید کامرون از دایره نقدهای پسامدرن می‌گذرد و رنگی دینی به خود می‌گیرد؛ تقابل در این فیلم در اصل میان علم و ایمان نیست بلکه تقابل اصلی، تقابل کفر و ایمان است

اما پاسخ دیگر را از موقعیت‌ها و دیالوگ‌های خود فیلم می‌گیریم. «آواتار» اگرچه تعریض‌های واضحی به اصل تفکر علمی در مقابل تفکر فلسفی و معرفتی دارد اما اساسا تمرکز خود را بر موضوع تقابل کفر و ایمان قرار داده نه تقابل علم و ایمان. کامرون در این فیلم، دانش و اندیشه را تقبیح نمی‌کند بلکه به سوء‌استفاده‌های غیراندیشمندانه از یافته‌های علمی می‌تازد و به جای این‌که طبق روال مرسوم و البته سطحی خرد را در مقابل ایمان قرار بدهد، انحرافات پدید آمده در غایات علمی و به دنبال آن فراهم شدن امکان سوء‌استفاده‌ ویرانگر انسان‌نماهای درنده‌خو از فرآورده‌های علمی را مقابل خداباوری و تفکر ایمانی و وحدانی قرار می‌دهد و به‌جای این‌که کفر را ماحصل عقلانیت علمی معرفی کند آن را نتیجه‌ بندگی هواهای نفسانی و عبور از مرز اخلاق عنوان می‌کند. و این نگرش معتدل و غیرافراطی که به‌جای اصرار بر دوگانگی عقل و عشق یا همان علم و ایمان، بر وحدت آنها تکیه دارد تا اندازه‌ای همخوان با آموزه‌های دین مبین اسلام است که نه با تحجر سازگاری دارد و نه با تجدد.

شاهد بر این مدعا در فیلم، دفاع «گریس» (که پس از مرگ برادر «جیک»، دانشمند درجه اول پروژه تحقیقاتی آواتار است) از درخت مقدس ناوی‌هاست که از دیرباز زیارتگاه آنها و محل راز و نیازشان با خدا بوده و به نوعی نماد باورها و اعتقادات آنها محسوب می‌شود که البته در نظر گریس توجیه بیولو‍ژیکی هم دارد. گریس با بیان این‌که درخت ناوی‌ها یک جادوی کفرآمیز بی‌ارزش نیست و رابطه‌ای الکتروشیمیایی با محیط پیرامون دارد اولا مخالفت خود را با ایمان بی‌پایه و غلط که از آن با تعبیر «جادوی کفرآمیز» نام می‌برد ابراز می‌کند و ثانیا به توجیه عقلانی این باور اشاره می‌کند که نمایانگر وابستگی او به رهیافت‌های علمی در قبول یا رد نگرش ایمانی است. بدین معنا شاید موضع گریس یا به عبارتی تفکر علمی، کاملا مطابق با موضع ناوی‌ها و حتی موضع «جیک» که با عشق به ایمان رسیده نه با علم نباشد اما معارض و معاند با آن هم نیست. حتی در مواردی مکمل آن نیز هست. حال آن‌که سرهنگ و دار و دسته‌ او بدون دلیل و منطق و اندیشه و فقط از روی هواپرستی و زیاده‌طلبی و غرض‌ورزی کمر به مخالفت با باورهای اعتقادی ناوی‌ها بسته‌اند و حتی با افیونی خواندن گریس و جیک آنها را به‌خاطر دفاع از این ایمان مسخره می‌کنند. گریس اگرچه دانشمند است و بیش از آن‌که ایمان قلبی داشته باشد، به محاسبات علمی و آزمایشگاهی وابسته است اما ناتوان از تجربه‌ ایمانی نیست. چنانچه می‌بینیم هم‌اوست که در لحظه‌ مرگ، خدای پاندورا، «ایوا» را می‌بیند و با شهادت و اعتراف به وجود و حتی زیبایی این آفریننده‌ لایزال، جان می‌سپارد.

در تعریف واژه «آواتار» نوشته‌اند آواتار به معنای حلول روح یک رب‌النوع در قالب خاکی و انسانی و همچنین تجسد نیکی‌هاست. یا به عبارت دیگر، تجسم زمینی یک وجود آسمانی. در فلسفه‌ آیین هندو، آواتارا (Avatara) حکایت از تناسخ و تجسد روحی برتر در قالبی خاکی و زمینی دارد که با هدف انجام ماموریتی مهم از آسمان به قلمرو خاک هبوط کرده است. این تعاریف موجود از واژه‌ آواتار صراحتا نمایانگر صبغه‌ دینی آخرین فیلم جیمز کامرون است. کامرون در این فیلم خود دیگر به رسم پسامدرنیست‌ها به نقد تکنولوژی و ماشینیسم و مدرنیته و یا به رسم سمبولیست‌ها به تقدیر از عشق زمینی (بدون اشاره به رابطه‌ عشق زمینی با سرچشمه‌ ایمانی) اکتفا نمی‌کند و صراحتاً تنها راه رهایی عصر جدید از چنگال آسیب‌های مدرنیته را ایمان به خدا عنوان نموده و ثابت می‌کند که سینما عاجز از بیان درونمایه‌های مستقیم دینی نیست و به هیچ وجه چنین نیست که تنها راه چاره برای پرداختن به معنا در سینما توسل به مجاز و استعاره‌ تام، با پرهیز از اشاره به مستعارمنه باشد. آواتار فیلمی صرفا معناگرا و مرتبط با عوالم فراطبیعی نیست بلکه اساسا درباره اصل ایمان و باور به خداست و کامرون برای این منظور تقابل ایمان با کفر را محور کار خویش قرار داده و پیروزی نهایی را نیز از آن ایمان دانسته؛ است. از آن ایمان و از آن وحدت وجودی حاکم بر جهان هستی.

آزاد جعفری / گروه اندیشه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها