این جملات متاسفانه در موارد بسیاری تنها در حد کلام و نوشته باقی نمیمانند و با گذشتن از حروف وارد باور و اعتقاد جمعی در یک جامعه شدهاند و آرام آرام شکل رفتاری ناهنجار گرفتهاند تا آنجا که احتمالا برای گروه زیادی از مردم پنچر شدن خودرویشان پس از پارک در محلی از سوی اهالی و ساکنان آن محل اتفاقی باشد که بارها رخ داده است.
اصلا مثال دیگری از جنسی دیگر میزنم: تصادف 2 خودرو با یکدیگر بویژه با خسارت جزئی و بدون آسیب جسمی اتفاقی است که حداقل در خیابانها و بزرگراههای همین پایتخت خودمان شاید در طول یک روز دهها و بلکه صدها بار رخ دهد اما چند درصد از مردم و بویژه رانندگان عزیز و محترم وسایل نقلیه عمومی مانند تاکسیها و مینیبوسها که شغل شریف و دشواری هم دارند و همچنین جوانان پس از ایجاد تصادف از خودرو پیاده میشوند و با ادبیاتی مناسب از یکدیگر عذرخواهی میکنند و با بیان اظهار تاسف خود منتظر میمانند تا افسر و کارشناس راهنمایی و رانندگی به محل حادثه برسد و چند درصد مردم بلافاصله پس از تصادف از خودرو به بیرون میپرند و طرف مقابل را با ادبیاتی نه چندان محترمانه مورد خطاب قرار میدهند.
آنچه گفته شد نمونههایی از رفتارهایی است که جامعهشناسان آن را باعنوان اعمال و اجرای خودسرانه قانون در یک «خودبرتربینی اجتماعی» تعریف میکنند که یکی از آسیبهای جدی در جوامع در حال توسعه محسوب میشود.
کلام آخر این که اگرچه پارک کردن روی پل و روبهروی منزل و محل کار دیگران عملی ناپسند محسوب میشود، اما قطعا پاسخ چنین حرکتی نیز نباید رفتاری غیرفرهنگی و نامعقول باشد.
پذیرش چنین رفتارهایی در کشور ما که مهمترین صادراتش در طول قرون گذشته فرهنگ، ادب و دانش بوده، کمی دشوار است و نیاز به یک آسیبشناسی جدی و آموزش همگانی در این زمینه ضروری به نظر میرسد.
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر