درباره «یک مرد جدی» تازه‌ترین ساخته برادران کوئن

یک کمدی ترسناک

برادران کوئن چهره‌های کاملا شناخته‌شده‌ای در صنعت سینما هستند و خیلی‌ها یک سال منتظر می‌مانند تا فیلم جدید آنها را نگاه کنند و با عنصر غافلگیری نابی که معمولا چاشنی اصلی فیلم‌های آنهاست روبه‌رو شوند.
کد خبر: ۳۱۵۳۸۲

جوئل و ایتن کوئن پس از ساخت فیلم خشن و پرسروصدای «پیرمردها سرزمینی ندارند» که بر مبنای رمانی از نویسنده مشهور آمریکایی «کورمک مک کارتی» درباره غرب وحشی آمریکا ساخته شده بود و 4 اسکار را برایشان آورد، به سراغ کمدی رفتند و سال پیش کمدی‌ترین چهره‌ای را که می‌شد از «جورج کلونی» و «برد پیت» ارائه داد در فیلم جاسوسی کمدی «پس از خواندن بسوزان» تصویر کردند. البته آنها با این ژانر چندان هم ناآشنا نبودند، چرا که قبل از آن فیلم «دزدان مادربزرگ» را داشتند و بعد از آن هم در فیلم مشهورشان «ای برادر کجایی» گوشه‌هایی از ذوق طنازی‌شان را نشان داده بودند.

اما وقتی فیلم «پس از خواندن بسوزان» هم در گیشه و هم نزد منتقدان جدی سینما مقبول افتاد، آنها بلافاصله دست به کار شدند و فیلم بعدی‌شان یعنی «یک مرد جدی» را هم در قالب کمدی ساختند و با آن در چند رشته از جوایز اسکار که اواسط اسفند اهدا می‌شود، نامزد شده‌اند.

اما جنس طنز در فیلم «یک مرد جدی» با دیگر کمدی‌های این دو برادر تفاوت‌های آشکاری دارد. هرچقدر آنها در این دو فیلم تماشاگرانشان را بیشتر می‌خندانند از سوی دیگر به فاجعه روی داده در فیلم بیشتر دامن می‌زنند. داستان فیلم به نوعی هم خنده‌دار است و هم ترسناک! اصرار آنها بر نبود یک نظم حاکم در دنیا در میان فیلمسازان تنها با وودی آلن قابل مقایسه است. یکی از ویژگی‌های«یک مرد جدی» چند لایه بودن خط داستانی است، چرا که با دیدن بار اول، فیلم روایت کاملا سر راست و معمولی و البته خنده‌داری دارد، اما با دیدن دوباره آن لایه‌های مخوف فیلم بیرون می‌آید و شما متوجه می‌شوید که با یک «فاجعه مضحک» روبه‌رو هستید. این تناقض در ترکیب «فاجعه مضحک» هم بخوبی در فیلم نمایان است. جایی که تماشاگر در اوج فلاکت شخصیت اول فیلم هیچ کاری نمی‌تواند بکند جز این‌که بخندد.

بسیاری از منتقدان بر این باورند که «یک مرد جدی» شخصی‌ترین اثر در کارنامه این دو کارگردان است و البته این اتفاق معمولا برای فیلمسازانی رخ می‌دهد که با فیلم قبلی‌شان جایزه اسکار گرفته‌اند، یعنی خیالشان از بخش اعظمی از تماشاگران برای دیدن فیلمشان راحت است و می‌توانند خارج از قاعده‌های مرسوم هالیوود چیزی را که دلشان می‌خواهد بسازند.

یکی از نشانه‌های این مورد هم در انتخاب بازیگران فیلم است. برادران کوئن این بار بر خلاف چندین فیلم قبلی‌شان سراغ ستاره‌های هالیوودی نرفتند (جورج کلونی، خاویر باردم و برد پیت) بلکه از بازیگرانی استفاده کرده‌اند که بیشتر در دنیای تئاتر مشهورند تا روی پرده سینما. البته مایکل استالبارگ بازیگر بریتانیایی نقش اول فیلم هم امسال یکی از نامزدهای جدی دریافت جایزه اسکار به دلیل حضور در این فیلم است.

فیلم، قصه استاد فیزیکی را نقل می‌کنند که هزار و یک بدبختی دارد و انگار باید از همه حالت‌هایی که می‌شود برای یک موقعیت پیش‌بینی کرد بدترینش برای او اتفاق بیفتد. حالا هم همان زمان است و همه بدترین‌ها در کنار هم ردیف شده‌اند:

زن او تقاضای طلاق کرده، پسرش که در مدرسه فقط به فکر موزیک شلوغ و پلوغ است معتاد شده، دخترش هیچ فکر دیگری ندارد جز این که جیب پدرش را بزند و برود با آن پول دماغش را عمل کند و همسایه‌اش آنقدر رفتارهای عجیب و غریب دارد که تنها پناهگاه او یعنی خانه‌شان را هم ناامن کرده. بدتر از همه خود این مرد استاد فیزیک دانشگاه است و در میانسالی نمی‌تواند به جز منطق ریاضی به شیوه دیگری به زندگی نگاه کند. به این می‌گویند یک بدبیاری درست و حسابی، یک تراژدی کمیک تمام عیار و ... .

تجربه‌ها باید خاص باشند

جوئل و ایتن زیاد عادت ندارند درباره فیلمشان صحبت کنند. آنها تنها برای فیلمشان یک نشست می‌گذارند و به سوالات خبرنگاران و منتقدان پاسخ می‌گویند. اینها هم نظر هر دو در مورد این فیلم است:

ایتن: جامعه‌ای که ما در آن زندگی می‌کردیم، سال‌ها بر مرکز شهر تمرکز داشت و نمونه‌ای از کشش به رفتن به سمت حومه در آن به وجود آمده بود. این جماعت‌های جدید از یهودیان تشکیل می‌شد، اما این که بگوییم یهودیان به هر شکل اکثریت این جوامع را تشکیل می‌دادند، نادرست است. ما در جامعه‌ای بزرگ شدیم که بیشترشان یهودی نبودند. فقط می‌شود گفت که یهودیان یک جامعه معنادار بودند. این بخشی از تجربه ما از این جامعه است. راهی که ما درباره آن صحبت کردیم این ایده است که به چیزهایی که پس از جنگ در جامعه به وجود آمد بپردازیم، این در حالی است که عامه‌های مردم که در واژه اقلیت جا می‌گیرند شروع به جابه‌جایی در شهرها کرده بودند و چیزهای فرهنگی درحال انتقال بود. فکر نمی‌کنم که ما خیلی به این مساله پرداخته باشیم چون ما آن دوره را کلا دوست داریم.

جوئل: آدم همیشه سعی می‌کند وقتی چیزی درباره تجربه خودش می‌گوید یا در جایی محتوایی از تجربیات خودش را می‌آورد، خاص باشد. این ویژگی و خاص بودن برای قصه مهم است. این بخشی از آن چیزی است که قصه درباره آن است.

آرزو پناهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها