اعتیاد ; ملاحظات یک طرح - 2 غرب باید خانه اش را تمیز کند

از سال 1945 به بعد ، بعضی از کشورهای تولید کننده تریاک از عیب جویی دولتهای غربی و ایرادهای آنان خشمگین شده اند.آنها می گویند که غرب باید نخست
کد خبر: ۳۱۴۹۴
خانه خود را تمیز کند (جالب است غربیها پس از گذشت 58 سال نه تنها خانه خود را تمیز نکرده اند بلکه در خانه جدید خود یعنی افغانستان در کنار مزرعه خشخاش آرام گرفته اند و به ریش سازمانهای مبارزه بر علیه مواد مخدر می خندند).
به عبارت دیگر امروزه در قرن بیست و یکم همه چیز مانند گذشته است و فقط جای بازیکنان عوض شده است .
آنها می گویند آیا این شما نبودید که به سران کشورهای جهان سوم می گفتید، چنانچه مایل نیستید مردمتان تریاک بکشند ، پس شما باید مردم را از خریدن تریاک برحذر کنید و تولید کنندگان را آزاد بگذارید و وارد کنندگان و دلالها را دستگیر کنید؛ حال چطور است کمی از داروهای نسخه ای که خود نوشته اید را میل بفرمایید (ناگفته نماند که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تریاک از محصولات مهم ایران محسوب می شد و حدود 15 درصد درآمد خارجی را تشکیل می داد).

 addiction 4

در این میان کشورهای اسلامی نقطه نظر دیگری دارند دین اسلام الکل را قدغن کرده است ، لیکن درباره تریاک دستوری نیست ، در حالیکه در غرب تریاک قدغن شده ، اما الکل آزاد است .
اگر غرب بخواهد عقاید و استانداردهای خود را در مورد تریاک بین المللی کند ، کشورهای اسلامی نیز با همان قدرت و شاید هم بیشتر، مایل هستند تا الکل در جهان قدغن شود.
سلاطین مواد مخدر ، اربابهای تریاک ، قاچاقچیان بین المللی ، بارونهای مواد مخدر یا سوداگران مرگ و یا هرچه که مایلید آنها را بنامید ، کمی آن طرف تر و در دیگر سوی مرز ، از زاویه دیگری به این موضوع نگاه می کنند.
در نظر غرب خون سا (رهبر یک ارتش 12 هزار نفری سوداگر مرگ در مثلث طلایی قبل از سال (1995) یک شیطان است و پیش کش او برای اجتماع چیزی جز مرگ نیست ، در حالی که برای مردم قبایل ایالات شان (واقع در مثلث طلایی) او یک فرشته است ، او یک نجات دهنده اجتماع و یقینا نجات دهنده کودکان از گرسنگی می باشد.
او یک رهبر ملی و سیاستمداری است که مردم را از کشت وکشتارهای برمه ایها نجات داده است .
خون سا گفته است ، هروئین مانند هر کالای دیگری است و او نمی تواند مردم خود را از کشت خشخاش منع کند چون در این صورت مردم از گرسنگی خواهند مرد.
خون سا این گونه ادامه می دهد ، خواسته شما از ما و از من به این می ماند که من از زارعین امریکا بخواهم ازکشت گندم دست بردارند.
در عین حال خون سا هیچگاه فراموش نکرد که به غرب بگوید، محصولی که امروز غرب آنرا شوم می داند(البته در ظاهر زیرا همانطور که قبلا اشاره شد پس از تسلط غربیها به افغانستان ، در جلوی چشمان آنها سطح زیر کشت خشخاش 18 برابر افزایش پیدا کرد) ، هدیه ای است که از شما به ما ارث رسیده است .
موضوع هروئین بر حسب گفته خون سا موضوع کار ما (Karma) در مذهب هندوها می باشد (و به قول ما ایرانی ها: هر کس آن درود عاقبت کار که کشت).
بیشتر زارعین تولیدکننده تریاک در سراسر جهان با خون سا هم آوا می باشند کار آنها تولیدتریاک می باشد ، تریاک مال التجاره آنهاست ، تنها منبع درآمد آنهاست تا بتوانند خانواده خود را غذا بدهند لباس بپوشانند و در زیر سقفی آنان را از باران مصون بدارند.
آنها فقط زارعینی هستند که می خواهند محصول خود را به فروش برسانند اگر مردم محصول آنان را نمی پسندند ، بسیار خوب ، محصول آنان را نخرند.
اخلاق در دستور تجارت نیامده است داستان خطرات تریاک و هروئین برای آنها چیزی به جز یک اهانت بیش نیست .
این زارعین از راه کشت خشخاش پول زیادی به دست نمی آورند و با کمال میل به کشت محصول دیگری خواهند پرداخت.
شاید محصولی که تا این حد زحمت نداشته باشد و بتوان آنرا با وسایل پیشرفته کشت کرد.
اگر از زارعی بخواهید تا دیگر خشخاش نکارد مانند آن است که از رئیس بانکی بخواهید از آن ساعت به بعد در پشت باجه کار کند.
هیچ کس مایل نیست امروز با درآمدی کمتر از دیروز کار کند نه امریکایی و نه زارع کوه نشین منطقه شان این زارعین می دانند و قبول می کنند که مواد مخدر باعث مرگ می شود.
اما راه دیگر چیست؛ مرگ یک معتاد در اثر زیاده روی در مصرف ، یا مرگ یک خانواده زارع در اثر گرسنگی.
بعلاوه مهمترین مصرف تریاک برای کوه نشینان مصرف دارویی آن می باشد و تعارف آن به مهمان یک لطف و یک سنت است در صورتی که معتادین در دیگر سوی جهان زندگی می کنند.
در اینجا این سوال پیش می آید که چه باید کرد؛ راستش را بخواهید کشورهای جهان بخصوص غربیها مانند بسیاری از مسائل که حل آن احتیاج به اجماع جهانی دارد صادق نیستند و فقط در ظاهر شعار دمکراسی داده و از حقوق بشر و از قربانیان حمایت می کنند در صورتی که در عمل به نوعی پشت پرده بسیاری از ناعدالتی ها و ظلمهای جهانی نجیب زادگان امریکایی و انگلیسی و سیاستمداران قوی جهانی قرار دارند.
به عنوان مثال امریکا خود را قیم جهان می داند و همه کشورها را ملزم به رعایت حقوق بشر و دمکراسی و پیمانهای جهانی می کند در صورتی که خود به هیچ کدام از مسائل فوق الذکر پایبند نیست .
به عنوان مثال اکثر کشورها پیمان کیوتو را برای جلوگیری از تخریب بیشتر لایه اوزن امضا کرده اند در صورتی که امریکا که خود بیشترین تولید کننده گازهای گلخانه ای است از امضای آن خودداری می کند.
امریکا خود تولید کننده جنگ افزارهای اتمی و کشتار جمعی است و خود مستقیما آنرا به کار می برد و یا در اختیار دیگر کشورها قرار می دهد و باعث مرگ هزاران هزار انسان بی گناه شده است در صورتی که تحمل استفاده صلح آمیز سایر کشورها از فناوری هسته ای را ندارد.
امریکا بزرگترین تولید کننده و صادرکننده سیگار در جهان است و عامل مرگ بسیاری از انسانها در جهان است.
عامل دیگری که به تصمیم گیری های واحد جهانی در راه مبارزه با مواد مخدر لطمه می زند کشورهای تولید کننده مواد مخدر است که اقتصاد آنها وابسته به مواد مخدر است و نیز نفوذ مافیای مواد مخدر به سیاستمداران ذی نفوذ جهان و یا آقازاده های جهانی می باشد.
نمونه های سوداگران مرگ با گذرنامه سیاسی بسیار زیاد است ، لیکن چند نمونه آنها درخشش بیشتری دارند.
چون در این نمونه ها (سوداگر مرگ) کسی جز شخص خود آقای سفیر کبیر نبوده است.
سفیر کبیر کشور گواتمالا در هلند و بلژیک به نام ماریکورو سال (Maricorosal) همراه با سفیر کبیر مکزیک در بلیوی به نام سالوادور پارودو - بولاند (Salvador pardo boland) چیزی حدود پنج میلیون دلار هروئین از اروپا به امریکا حمل کرده بودند.
در سال 1971 شاهزاده لائوسی به نام سوپ سایانا (Sopsaianna) برای جانشینی به مقام سفارت کبیر لائوس در فرانسه وارد پاریس شد.
در نتیجه یک گزارش از طرف یک خبرچین ، چمدانهای شاهزاده مورد بازرسی قرار گرفت و مقدار 60 کیلوگرم هروئین در چمدانها پیدا شد.
موضوع مسکوت گذاشته شد ، لیکن دولت فرانسه استوارنامه او را قبول نکرد و آقای شاهزاده قاچاقچی به کشورش بازگشت ، یا نمونه دیگر صادرات سالانه 30 میلیارد دلار مواد مخدر از مکزیک به امریکاست.
یا مثال دیگر جامائیکا است در حال حاضر هم اگر به درآمد ناخالص ملی جامائیکا نظری بیفکنیم ، ملاحظه می کنیم بیشتر درآمد آن ، حاصل از فروش ماده ای به نام گانجا (Ganja) که از خانواده ماری جوانا و بسیار نزدیک به آن است ، می باشد.
ترتیبات فروش گانجا، به دست دیوید راکفلر و هنری کسینجر زیر عنوان پایگاه ابتکاری کارائیب سازمان داده شده است و یا مثال دیگر ، در زمان ریاست جمهوری ریگان ، رئیس CIA آقای سرهنگ الیور نورث ، 200 میلیون دلار کوکائین به امریکا وارد کرد و آن را به جوانان کشورش فروخت ، ریگان از این موضوع خبر داشت و بر آن صحه گذاشت .
به این ترتیب می فهمیم که مافیای مواد مخدر و پول پرستان سیری ناپذیر که برای جان انسانها هیچ ارزشی قائل نیستند ، حتی به مردم خود هم رحم نمی کنند چون از وارد کردن مواد مخدر به کشور مطبوعشان هم ابائی ندارند.
با این حساب ، چگونه انتظار داشته باشیم با چنین پدیده و معضل جهانی ، اجماع جهانی برای ریشه کنی آن بوجود آید، جالب است بدانید که هر ساله حدود دویست میلیارد دلار مواد مخدر به امریکا وارد می شود ، که معادل یک سوم کل صادرات امریکا می باشد.
مقامات امریکا هر ساله بیش از سیزده میلیارد دلار جهت مبارزه با قاچاقچیان هزینه می کنند ، لیکن خود می گویند کاری از پیش نبرده اند.
با این حساب ما چگونه با بضاعت مالی که داریم می توانیم معضل اعتیاد را حل کنیم؛ آن هم با زندانی کردن معتادین !! در سال 81 شصت میلیارد تومان جهت مبارزه با معضل اعتیاد در ایران اختصاص داده شد که حدود هفت ماه از سال گذشته بود که شخص اول بهزیستی کشور (آقای دکتر راه چمنی) اظهار داشت : حتی یک ریال اعتبار برای این منظور دریافت ننموده است ! گیریم که تمام شصت میلیارد تومان جذب گردد ، با این مبلغ کم چه می توان کرد؛ آن را برای جلوگیری از عرضه مواد به کار برد! برای پیشگیری از اعتیاد به کار برد! برای کاهش تقاضا به کار برد! برای اطلاعرسانی و تولید محصولات فرهنگی و عرضه کتاب جهت آگاهی عموم مردم به کار برد؛ با این مبلغ ناچیز هیچ کاری نمی توان از پیش برد! تازه اگر سوداگران مرگ در همان ابتدای کار چند هلیکوپتر ستاد مبارزه با موادمخدر را ساقط نمایند، شصت میلیارد تومان تمام است ، بعد هم باید بنشینیم و تماشا کنیم .
از طرفی این سوال پیش می آید، آیا زندان ها کاملا کنترل شده اند؛ و در آنجا هیچگونه موادی پیدا نمی شود؛ اصلا بنابه فرض محال زندان پاک پاک پاک باشد و هیچ گونه موادی هم در آن یافت نشود ، آیا از نظر فیزیکی به اندازه کافی جا برای این همه معتاد جهت زندانی کردن و بازتوانی آنها وجود دارد؛ فرض کنیم این هم حل شود آیا به اندازه کافی پرسنل برای نگهداری آنها وجود دارد؛ تازه اگر موضوع پرسنل هم حل شود ، آیا بودجه کافی برای نگهداری این همه معتاد داریم؛ از طرفی آیا در زندان ها به اندازه کافی روانپزشک و روانکاو ، مددکار اجتماعی ، مشاور خانواده و پزشک برای درمان و تعلیم و تربیت و آموزش و بازتوانی این همه معتاد را داریم؛ فرض کنیم همه این مسائل حل شود ، آیا بعد از بازگشت فرد به جامعه ، برای همه آنها می توان شغل ایجاد کرد تا زندگی شرافتمندانه ای داشته باشند که دیگر سراغ فروش و یا مصرف مواد نروند؛ و هزاران سوال دیگر که بدون پاسخ هستند.
لازم به توضیح است ، همانطور که قبلا اشاره شد زندانی کردن معتادین هم در ایران و هم در سایر نقاط جهان تجربه شده است.
نه تنها از آمار معتادین کم نشده است بلکه بی وقفه بر تعداد آنان افزوده می شود.
از طرفی این افراد در زندان نه تنها ترک نمی کنند بلکه افرادی که اعتیاد ندارند و به دلایل دیگر زندانی شده اند ، آنها را نیز معتاد می کنند.
ممکن است دوباره سوال کنید که چه باید کرد؛ گذراندن قوانین ، جایگزینی محصول ، بازرسی مواد به طور رسمی و حتی غیررسمی ، راهنمایی های پزشکی و آسایشگاه های ترک اعتیاد ، زندان ، تبلیغ و تعلیم اجتماعی ، اقدامات نظامی و پلیس همگی به مرحله اجرا گذاشته شده اند و هیچ یک نتیجه قطعی نداشته است تحریم هم فقط نتیجه معکوس داشته.
در حقیقت تحریم باعث ازدیاد تقاضا و در نتیجه بالا رفتن نسبت سود و داغ شدن بازار می شود که این خود بهترین مشوق جنایتکاران تشکیلات یافته برای ورود به تجارت پرسود است نتیجه نهایی در این عمل زیاد شدن جرم و جنایت است .
از اینها گذشته باید دانست سازمان های مبارزه با موادمخدر در بهترین نیت فقط فکر آن هستند تا کشور خود را از لوث وجود موادمخدر پاک کنند (ازجمله خود ما) ، این نیز در درازمدت نتیجه مطلوب ندارد.
مثل این می ماند که آفات را از باغچه خانه برداشته آنها را به باغچه خانه همسایه پرت کنیم ، بسیار خوب پس از این که آنها تمام سبزیهای باغچه همسایه را خوردند ، دوباره به منزل اول برمی گردند ، راه درست از بین رفتن آفات در تمام شرایط است.
آیا در جوار کشوری مثل افغانستان که در حال حاضر بزرگترین تولیدکننده موادمخدر در جهان است ، می توان با زندانی کردن صدها هزار نفر در ایران با اعتیاد مبارزه کرد؛ و یا در همسایگی پاکستان که بیش از یک و نیم میلیون هروئینی تزریقی دارد و ماموران اطلاعاتی آن با مافیای موادمخدر همکاری نزدیک دارند ، می توان در ایران با تعزیرات و یا زندانی کردن معتادان کاری را از پیش برد؛ به خاطر داشته باشید که زندان های طولانی و حتی اعدام قاچاقچیان هنوز مساله را حل نکرده است .
همیشه عده ای هستند که حاضرند جان خود را در خطر بیندازند به زندان انداختن معتادین نیز در ترک اعتیاد آنها موثر نیست.
در زندان همه نوع مخدر است به مقدار زیاد و با قیمت بالاتر یافت می شود متاسفانه باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که تریاک و مشتقات آن برای بشر مدرن گرفتاری های متعددی درست کرده اند و این طور به نظر می رسد که این گرفتاری ها ادامه خواهند داشت .
گرچه امروزه پزشکان ، محققین و شیمیدان ها ، ساختمان شیمیایی این مواد را کاملا شناخته اند ، اما هنوز روش و عملکرد قسمتهای مختلف این مواد روشن نیست و هنوز هیچ پادزهری برای آنها شناخته نشده است.
باز هم ممکن است ، سوال کنید راه حل نهایی چیست؛ در جواب باید گفت اعتیاد زشت است و علاج زشتی در زیبایی است .
موضوع مخدر ، همراه با جمعیت و آلودگی محیطزیست 3 موضوعی هستند که دیگر کشورها به صورت تک تک نمی توانند از پس آنها برآیند.

 addiction 2

باید سازمان ملل با تجهیز ، اقتدار و بودجه کافی در سطح جهانی مبارزه با آنها را برعهده گیرد همکاری وسیع همه کشورها و قانونی که فوق تک رویی های ملی باشد ، لازم است تا شاید بشود با این عفریت سه سرکه آرام آرام بشریت را به کام خود می کشد روبه رو گردید ، ولی همه اینها تصوری خوشبینانه و چاره جویی های کم وبیش فرعی خواهد بود ، اگر یک چیز که در عمق قرار دارد ، تغییر نکند و آن فرهنگ بشر ، یعنی طرز تلقی همگانی نسبت به زندگی است .
بدیهی است که منظور برشمردن مزایای قاچاقچیگری نبود ، بیان حقایقی هرچند تلخ بود که پیرامون بشر می گذرد.
با این همه آیا باز هم منطقی است طرحی که از پیش شکست خورده است (یعنی درمان اجباری و یا زندانی کردن و یا شلاق زدن معتادان) را به مرحله اجرا گذاشت؛ بنده ضمن احترام به احساسات پاک برادرانمان در ستاد مبارزه با مواد مخدر که چنین طرحی را از روی دلسوزی و به امید ریشه کنی اعتیاد تدوین کرده اند ، متاسفانه اعلام می دارم که این طرح صددرصد محکوم به شکست است .
اگر به فرض محال این طرح موفقیت آمیز بود من حاضرم یک کیلوگرم تریاک را در یک پارچ آب حل نموده و در ملاعام در میدان آزادی تهران سربکشم و خودکشی کنم.
واقعیت این است که اعتیاد به هروئین که میراث نامیمون تریاک و شاید نخستین دارویی است که انسان برای بهبود خود مصرف کرد ، یقینا در جوار انسان خواهد ماند و جای خود را در کنار فقر ، تبعیض نژادی ، جنگ ، تعصب ، خودپرستی بشر بازخواهد کرد و نام آن در دفتر حقایق تلخ و حل ناشدنی مسائل بشر ثبت خواهد شد.
در تمام اکتشافات انسان ، از روشن کردن اولین آتش تا شکستن هسته مرکزی اتم ، همیشه دو طرف خوب و بد باهم بوده است تریاک هم ، چنین است.
می تواند درد را التیام دهد ، در عمل جراحی به کار رود ، چنانچه تامسن ساید هم در سیصد سال پیش نوشت : کمتر پزشکی آنقدر سندگل خواهد بود که بدون تریاک به پزشکی ادامه دهد.
میلیون ها انسان با آن نجات یافته اند ، لیکن میلیون ها انسان را به کام نابودی کشیده است و توانسته تمامی یک فرهنگ را به بردگی بکشد و امکان دارد که پرتگاه مرگ برای بشریت شود.

پایان
دکتر عبدالرضا عزیزی
مشاور و درمانگر اعتیاد
Rezaazizi_777@yahoo.com



newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها