گزارشی از پشت صحنه تله تئاتر «امپراتور کشتار»

امپراطوران روشنفکرنما!

باز هم استودیو 11 میزبان یک گروه نمایشی است تا اثری دیگر در آن اجرا و ضبط شود. پشت در استودیو مانده‌ام، از داخل صدای بازیگران می‌آید و از ترس این‌که باز شدن در تمرکز بازیگران و عوامل را به‌هم بریزد، منتظر می‌مانم تا صداها قطع شود.
کد خبر: ۳۱۴۸۴۶

صدای مسعود سرمدی آشناست، او مدیریت ضبط بیشتر نمایش‌های تلویزیونی را برعهده دارد: ساکت باشین، ضبط می‌شه و ... صدای یک بازیگر زن می‌آید. خوب که توجه می‌کنم صدای الهام پاوه‌ن‍ژاد را می‌شناسم.

انتظار به سر می‌آید و در استودیو باز می‌شود، به داخل می‌روم، علی‌اصغر آزادان تهیه‌کننده تله‌تئاتر، علیرضا کوشک جلالی کارگردان هنری مسعود فروتن کارگردان تلویزیونی و مریم عرب احمدی، منشی صحنه در آنجا نشسته‌اند. یک دکور مدرن از خانه‌ای زیبا در سه‌ضلع و ترکیبی از رنگ‌های گرم، سمت راست چند میز و صندلی و ضلع وسطی اتاق پنجره‌ای زیباست که شهر پاریس را در یک شب یادآور می‌شود ضلع سمت چپ با ترکیب رنگ‌های سرد یک آشپزخانه را به نمایش می‌گذارد که پله‌های کوچکی هم در کنار آن خودنمایی می‌کند. کاظم هژیرآزاد پشت دکور آشپزخانه نشسته است بهنام تشکر دیگر بازیگر مرد این نمایش در حال قدم زدن است با گام‌هایی استوار و ظاهری مناسب. بهاره رهنما کنار پنجره نشسته و پاوه‌نژاد در کنار صندلی‌ها ایستاده است. دوباره ضبط شروع می‌شود

پاوه‌نژاد با اخم: چه بوی گندی میده این اسپری و یک کتاب را روی میز پرت می‌کند.

هژیرآزاد (با خنده و تمسخر)‌: خوب خودت خریدی، سلیقه خودته.

تشکر: خوب شما همه جا رو اسپری زدی.

ضبط متوقف می‌شود،‌ میکروفن رهنما دچار مشکل شده.

تشکر با خنده خطاب به حاضرین می‌گوید: «ما بالاخره نفهمیدیم تو این نمایش مردسالاریه یا زن ‌ذلیلی» و همه می‌خندند.

زین‌الدین علامه (یکی از تصویربرداران)‌ با پاوه‌نژاد درباره محل ایستادنش در حال صحبت است. به سراغ علی‌اصغر آزادان می‌روم.

او درباره انتخاب این متن و ضبط آن می‌گوید: امپراتور کشتار براساس نمایشنامه‌ای از یاسمینا رضا نمایشنامه‌نویس فرانسوی با ترجمه‌ای از علیرضا کوشک‌جلالی سال گذشته اجرای صحنه داشت . من آن را پسندیدم و تصمیم گرفتم با همان بازیگران آن را برای ضبط تلویزیونی آماده کنم. این نمایشنامه در سال میلادی گذشته موفق به دریافت جایزه بهترین نمایشنامه در آمریکا شده بود.

داستان این نمایش در فرانسه اتفاق می‌افتد ولی در ایران هم مصداق دارد و یک مقوله اجتماعی در آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

وی در ادامه با اشاره به سپری شدن مشکلات پیش‌روی تولید گفت: تمرینات فشرده‌ای با بازیگران داشتیم و چون کارگردان ما مقیم ایران نیست، به محض ورودش به ایران ضبط را شروع کردیم. البته چون بازیگران در اجرای صحنه‌ای این متن نیز حضور داشتند و به واسطه آشنایی با آن با اعمال یک‌سری تغییرات جزئی برای آماده‌سازی آن جهت ضبط تلویزیونی کار را شروع کردیم و قرار است برای پخش در 90 دقیقه آماده شود. در حال حاضر روزهای پایانی کار است و بلافاصله مراحل تدوین، موسیقی و ساخت تیتراژ را شروع می‌کنیم.

وی با بیان رضایت از بازیگرانی که در این نمایش حضور دارند از این‌که مسعود فروتن نیز او را برای کارگردانی تلویزیونی یاری کرده است ابراز خرسندی کرده و می‌گوید: من با فروتن سابقه 20 سال همکاری دارم، همچنین با مدیر تولید ناصر مدرس، طراح صحنه و طراح لباس و سایر دوستان اکثرا سابقه چندین ساله همکاری داریم ولی با علیرضا کوشک جلالی به عنوان مترجم و کارگردان هنری این اثر به عنوان اولین تجربه همکاری داشتم و ایشان کارگردان کاربلدی هستند.

آزادان پیش از این تله‌تئاتر «عیش و نیستی» به‌کارگردانی هادی مرزبان را با بازی دانیال حکیمی، پاوه‌نژاد، رضا فیاضی و... برای گروه فیلم و نمایش شبکه چهار تهیه کرده است.

دوباره قرار است ضبط شروع شود. به استودیو بازمی‌گردم. بهاره رهنما با کت و دامنی خاکستری مایل به قهوه‌ای روی صندلی کنار ناهارخوری نشسته است. پاوه‌نژاد هم با لباس‌هایی آبی‌رنگ در حال قدم زدن و سرفه کردن است. بلندبلند حرف می‌زند و گام برمی‌دارد.

رهنما با خنده: آخه من خیلی بالا آوردم!

پاوه‌نژاد: تقصیر شما نبود من به حالت هستیم یک به همه‌جا عطر زدم، اصلا چرا نمی‌شه ما راحت حرف‌هامونو بزنیم؟ چرا باید همش خشک و مکانیکی بود؟

تشکر: شما خیلی با دلیل و برهان حرف می‌زنید،‌ اصولا خانم‌ها خیلی با استدلال حرف می‌زنن!

رهنما: چه جواب مزخرفی، فکر کنم این جواب خیلی راحت شما رو گیج کنه.

پاوه‌نژاد: من اصلا منظور شما رو از با استدلال حرف‌زدن خانم‌ها نمی‌فهمم و اصلا نمی‌دونم وجود انسان بدون داشتن یک اخلاق اجتماعی به چه درد می‌خوره؟

هژیرآزاد (با طعنه):‌ یه نگاهی به زندگی من بینداز!

پاوه‌نژاد: خفه‌شو!‌ خفه‌شو!‌ از این همه چاپلوسی و حقارت متنفرم!

توچقدر چندش‌آوری!

هژیرآزاد: اگه اجازه داشته باشم می‌خواستم خواهش کنم که یک کم با ادب و نزاکت و طنز و...

پاوه‌نژاد توی حرف او پرید: من طنز سرم نمی‌شه و نمی‌خوام هم با طنز حرف بزنم.

کات،‌ کوشک جلالی به استودیو آمده و با بازیگران صحبت می‌کند.

به سراغ کاظم هژیرآزاد، یکی از بازیگران این نمایشنامه در نقش میشل می‌روم: او درباره نقشش می‌گوید: من نقش میشل، فروشنده لوازم خانه و ساختمان را بازی می‌کنم که همسرش - ورونیک (پاوه‌نژاد)‌ - نویسنده است و سعی می‌کند مبادی آداب باشد و خودش را به همسرش نزدیک کند.

ما این نمایش را روی صحنه اجرا کرده بودیم و وقتی از ما برای ضبط تلویزیونی آن دعوت شد استقبال کردیم.

هژیرآزاد پیش از این تله‌تئاترهای موفقی چون استنطاق، کالیگولا، چرخ‌دنده، تله‌موش و... را در کارنامه هنری خود دارد. وی در ادامه از تجربه همکاری مجدد با کارگردان هنری این نمایشنامه ابراز خرسندی کرد و گفت: آقای کوشک جلالی سال‌های سال در آلمان به تئاتر پرداخته و تجاربش را در صحنه خرج می‌کند. من به نوبه خود از بودن در کنار ایشان و استفاده از تجارب ایشان خوشحالم، چون ایشان یک نگاه خاص نسبت به تئاتر روز اروپا دارند و با آخرین دستاوردهای تکنیکی روی صحنه آشناست و به دنبال کشف لحظات در نمایش است.

دقت و حساسیت کارگردان در ضبط صحنه‌‌ها بالاست و اگر صحنه‌ای به مخاطب جواب ندهد بی‌شک آن را حذف می‌کنند.

وی معتقد است باید روح نمایش حفظ شود و‌ آنچه که خودمان از متن برداشت می‌کنیم در نمایش به مرحله اجرا بگذاریم.

هژیرآزاد به صحنه خوانده می‌شود. بهاره رهنما را پشت یکی از دکورها در حال چک کردن تلفن همراهش می‌بینم، ‌حاضر به صحبت درباره نقش خود نیست و عذرخواهی می‌کند. پاوه‌نژاد هم تمایلی به صحبت ندارد.

بهنام تشکر، دیگر بازیگر این نمایش با روی باز می‌پذیرد و پیش از ضبط نقشی که در امپراتور کشتار دارد صحبت کند:

من نقش آلن، وکیل دادگاه لاهه را بازی می‌کنم که همسر آنت - که بهاره رهنما نقش آن را بازی می‌کند - هستم.

من با توجه به علاقه خاصی که به متن‌های یاسمینا رضا دارم و گروه خوبی که برای ضبط این نمایش دور هم جمع شده بودند بازی را پذیرفتم و راضی هستم. کارگردان به نظرات بازیگران اهمیت می‌دهد و بازیگران نقش مقابلم نیز بخوبی همکاری می‌کنند.

تشکر پیش از این نمایش‌های تلویزیونی مهمانی درندگان و عیش و نیستی بازی کرده است.

مسعود فروتن نیز به استودیو آمده و با تصویربرداران مشغول صحبت است. گروه در حال تمرین است، بازیگران دیالوگ‌ها را با صدای بلند تکرار می‌کنند. کارگردان به استودیو آمده و روبه‌روی صحنه روی یک صندلی نشسته است و سکانس بعدی را با بازیگران تمرین می‌کند. وی درباره این نمایش تلویزیونی می‌گوید:

داستان مربوط به دو خانواده‌ است که بچه‌های 11ساله آنها با هم دعوا کرده‌اند و پدر و مادرشان در یک خانه جمع شده‌اند تا مشکلاتشان را به یک شکل معتمدانه حل کنند. همه در منزل ورونیک که یک زن نویسنده است و نقش او را پاوه‌نژاد بازی می‌کند جمع می‌شوند. او زنی است که به مشکلات مردم در جهان سوم فکر می‌کند و روشنفکر است. دو خانواده سعی می‌کنند در ابتدا با زبان فرهنگ است با هم صحبت کنند و در نهایت داستان دعوای بچه‌ها بهانه‌ای می‌شود تا خراشی به شخصیت‌های این آدم‌ها ‌دهیم و پرده‌ها یکی‌یکی از چهره‌ها می‌افتد و چهره واقعی شخصیت‌هاعیان می‌شود و رگه‌های واقعی درون انسان‌ها را می‌بینیم که پر از خشونت، بربریت و... این نمایش با زبان طنز نوشته شده تا مخاطب به عمق تراژدی افرادی که دم از عدالت و روشنفکری می‌زنند پی ببرد. وی با اشاره به تغییرات ایجاد شده برای ضبط امپراتوری کشتار گفت: من دو سال پیش در جشنواره تئاتر فجر این نمایش را اجرا کردم و با یک مدیوم دیگری در حال حاضر روبه‌رو هستیم که در گریم، نوع بازی‌ها و صحنه تفاوت‌هایی داشت، زیرا مخاطب تئاتر و تلویزیون با هم متفاوت است و ما به‌ تناسب این تفاوت‌ها، تغییراتی را انجام دادیم و کل داستان همان است.

از بازی بازیگران هم در صحنه راضی بودم و برای ضبط تلویزیونی هم از همان دوستان دعوت به همکاری کردم «امپراتور کشتار» اولین تجربه تئاتر تلویزیونی این کارگردان در ایران است و از همکاری با مسعود فروتن و آزادان خوشحالم. امیدوارم این کار با مخاطب ارتباط برقرار کند و ما هم بتوانیم مجددا از این دست تجربیات در تلویزیون داشته باشیم.

گروه کم‌کم آماده می‌شوند تا ضبط را شروع کنند.

بهاره رهنما خطاب به اتاق فرمان می‌گوید: خودم بعد از بیان دیالوگ بشینم یا ورونیک به من بگوید؟

تشکر دیالوگ‌هایش را با منشی صحنه چک می‌کند.

چیزی حدود 20 صفحه از نمایشنامه مانده که باید ضبط شود. کلاه رهنما افتاده است و یکی از دستیاران لباس به کمک او می‌رود.

ضبط شروع می‌شود، به آرامی آنجا ترک می‌کنم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.

منصوره بسمل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها