اما آنچه غیرقابل انکار است «ریزشها و رویشها» در انقلابها و از جمله انقلاب اسلامی ایران است. ریزشها و رویشها به لحاظ اجتماعی از شاخصههای پویایی و میرایی جریانات فکری و سیاسی است. ریزشهایی که در مسیر تداوم انقلاب اسلامی از زمان پیروزی تاکنون رخ داده است، بعضا تعبیر به «حذف» جریانی یا عدهای از انقلاب شده است و حال این پرسش مهم مطرح میشود که آیا واقعا انقلاب و نظام اسلامی به حذف نیروهای خود یا فرزندان انقلاب اقدام کرده است؟
این پرسش در وقایع پس از انتخابات شکوهمند ریاست جمهوری دهم نیز یکبار دیگر مطرح شد و عدهای تلاش دارند اینگونه وانمود کنند که انقلاب میخواهد گروه دیگری از فرزندان خود را حذف کند!
واقعیت این است که نهتنها هیچ انقلاب و نظامی حاضر نیست نیروهای خود را از دست بدهد، بلکه همواره تلاش میکند به این نیروها بیفزاید و سرمایه اجتماعی خود را روزافزون کند. ولی تردیدی هم نیست که عوامل گوناگونی موجب میشود برخی از نیروهای انقلاب نتوانند تا آخر، انقلاب را همراهی کنند و بتدریج در میانه راه باز میمانند و این همان ریزشهاست.البته اگر انقلابی، ریزشهایش بیش از رویشهای آن باشد امکان تداوم آن کاهش پیدا میکند و روند میرایی از پویایی سبقت میگیرد. نگاهی به آنچه از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون رخ داده است، بیانگر این است که افراد و جریانهایی که یکی از مشخصههای زیر را داشتهاند، صلاحیت همراهی با انقلاب اسلامی را از دست داده و حذف شدهاند.
1- افراد و جریانهایی که اساسا از ابتدا، اهداف انقلاب اسلامی را باور نداشتهاند و صرفا در مقطعی با انقلاب همراه شدند.
2- افراد و جریانهایی که تحتتاثیر اندیشههای بیگانه از اندیشه و تفکر ناب اسلامی فاصله گرفتند.
3- افراد و جریانهایی که در برابر مسائل مختلف پیش آمده پس از انقلاب در پاسخگویی کم آوردند و قدرت تحلیل شرایط را از دست دادند.
4- افراد و جریانهایی که چرب و شیرین انقلاب کام آنها را تحتتاثیر قرار داد و به تدریج روحیه انقلابی جای خود را به روحیه محافظهکاری، منفعتطلبی و رفاهزدگی داد.
5- افراد و جریانهای خودمحور و قدرت طلبی که انقلاب و آرمانهای آن را تا جایی قبول داشتند که منافع آنها را تامین کند و اگر این معادله برقرار نباشد خود و منافعشان را بر هر چیز ترجیح میدهند.
نکته مهم در اینجا این است که اولا افراد و جریانهای فوق که برای هر یک میتوان مصادیقی را برشمرد، در حقیقت خودشان صلاحیت همراهی با انقلاب و نظام اسلامی و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «کشتی نجات» را از دست دادند نه آن که نظام آنها را حذف کند و ثانیا این که در این رد صلاحیت و حذف، مردم نقش اساسی داشتهاند.
به دنبال رویدادهای فتنهانگیز پس از انتخابات 22 خرداد که با حضور حماسی مردم در 9 دی و سپس با معجزه الهی 22 بهمن، سرانجامی نیک و بیادماندنی برای انقلاب اسلامی یافت این پرسش در برخی اذهان مطرح شد که سرنوشت سران فتنه چیست؟
شاید عدهای سادهلوحانه همچنان به دنبال جذب سران فتنه باشند و عدهای نیز به دلایل گوناگون اعمال قانون را برای آنان لازم میدانند. در این شرایط رهبر فرزانه انقلاب که پس از انتخابات تلاش زیادی برای حفظ نیروهای انقلاب مبذول داشتند نکتهای مهم را در دیدار با خبرگان مطرح کردند و فرمودند: «افرادی که حاضر نیستند قانون و رای اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف میکنند، صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست میدهند که از دست دادهاند.»
این گروه را میتوان از جمله مصادیق گروه پنجم دانست که خودشان، خود را از انقلاب اخراج کردند. انقلاب اسلامی کشتی نجاتی است که اخراجی ندارد ولی «خود اخراجی» داشته و خواهد داشت.