در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا به این مورد وجوه سینمایی قضیه را هم اضافه کنید. مثلا دوران قاجار و پهلوی و یا انقلاب مشروطه و وقایعی از این دست سوژههایی هستند که مورد توجه فیلمسازان زیادی قرار گرفتهاند و کارگردانی که بار دیگر به سراغ این موضوعات میرود باید هم بتواند در خلق درام تاریخی و هم شخصیتپردازیها بهگونهای عمل کند که سایه اثر قبلی روی آن نباشد یا دست کم به لحاظ کیفی در سطح خیلی نازلی نسبت به آثار قبلی قرار نگیرد چون مخاطب دائم به حافظه تاریخی خود مراجعه کرده و به قیاس 2 اثر میپردازد. محمدرضا ورزی پیش از آنکه خود را یک کارگردان بداند یک محقق و پژوهشگر تاریخ میداند که زاویه دید و نوع نگاهش به تاریخ معاصر بیش از آنکه سینمایی باشد تاریخی است و اینک با ساخت «سالهای مشروطه» تریلوژی تاریخ معاصر انجام داده است. تریلوژی او البته مسیر معکوس را طی کرده است و از پهلوی دوم به انقلاب مشروطه رسیده است. در سالهای قبل در همین ایام دهه فجر بود که ما 2 سریال عمارت فرنگی و پدر خوانده را از او دیده بودیم که اپیزودهای دیگر او از تاریخ معاصر بود. اما علاقهورزی به ساخت فیلم و سریالهای تاریخی صرفا به همین موارد ختم نمیشود و آثاری مثل کابینه؛ کودتای سیاه، سقوط، صدرالاعظم و فیلم سینمایی ابراهیم خلیلالله نیز در کارنامه حرفهای او قرار دارد.
شاید در میان این تریلوژی همین سالهای مشروطه اهمیت بیشتری دارد چون سرچشمه بسیاری از وقایع تاریخی دوران پهلوی و فرآیند آن تا انقلاب اسلامی و بعد از آن به اتفاقات این دوران باز میگردد و چه بسا هنوز هم برخی از شعارها و آرمانهای انقلاب مشروطه در شکل و شمایل تازه و تکامل یافتهتر هنوز هم به عنوان یک دغدغه ملی مطرح است مثلا قانون گرایی همچنان به عنوان یک آرمان سیاسی در شعارهای احزاب مختلف سیاسی مطرح است. جدای از این وقایع این دوران یا شخصیتهای تاریخی و مذهبی که در زمان مشروطه تاثیر گذار بودهاند دارای ظرفیت دراماتیکی بالایی هستند. ورزی در سالهای مشروطه سراغ همین شخصیتها رفته و با برجسته کردن و محور قرار دادن آنها درام خود را در یک روایت تاریخی به تصویر میکشد. در این مجموعه که فاز سوم تریلوژی اوست، وقایع تاریخی به صدرات رسیدن امیرکبیر تا قیام مشروطه و اعدام شیخ فضلالله نوری روایت میشود. از ویژگی این سریال با توجه به دوره تاریخی که انتخاب کرده بازسازی و خلق دوباره شخصیتهای مشهور تاریخی است که اکثر مخاطبان به واسطه آثار مشابه در این مورد دارای یک تصویر ذهنی و سینمایی از آنها در حافظه تاریخی خود هستند. مهمترین این شخصیتها بدون شک امیرکبیر است که کاراکترهای دیگری نیز از قبل از این شخصیت تاریخی در ذهن مخاطبان نقش بسته است، پیش از این ناصر ملک مطیعی در سلطان صاحبقران مرحوم علی حاتمی این نقش را بازی کرده است و بار دیگر نیز سعید نیکپور در مجموعه تلویزیونی امیرکبیر در کسوت این مرد بزرگ تاریخ قرار گرفته است حالا قضاوتهای بیننده است که محمد صادقی چقدر توانسته در خلق امیرکبیر دیگر موثر باشد یا مثلا تصویر متفاوت از وی ارائه دهد. واقعیت این است که مخاطب تصویر متفاوتی از امیرکبیر که جاذبه بیشتری نسبت به نمونههای قبلی خود داشته باشد ندیده است و به نظر نگارنده این امیرکبیر خنثیتر از واقعیت تاریخی وی به تصویر کشیده شده است. اساسا زاویه دید خاص محمدرضا ورزی به تاریخ و تلاش بیشتر او در تاریخ نگاری و نه تاریخ نمایی موجب میشود کاراکترهایی که او از شخصیتهای تاریخی خلق میکند بیشتر یک تاویل شخصی باشد. به عبارت دیگر او تاریخ را به روایت خود به تصویر میکشد و لذا برخی تفسیرها و نگرشهای شخصی موجب میشود تا تصویر که ما از پرسوناژهای تاریخی وی میبینیم متفاوت باشد. شما این تفاوت را در ناصرالدین شاه هم میبینید و قضیه به شخصیتهای مثبت یا منفی تاریخی مربوط نمیشود. در سالهای مشروطه سعید شیخزاده دوران جوانی و ایرج راد دوران کهولت ناصرالدین شاه را بازی کردهاند که به دلیل شباهتهای ظاهری و بازسازی شمایل و توانایی البته گزینههای مناسبی هستند. هرچند که در این سریال ناصرالدینشاه پس از 50 سال حکومت همچنان در سن حدود 50سالگی مرد و ریشوسبیلش سفید نشده بود. جالبتر اینکه مثلا در دوره جوانی ناصرالدین شاه که سعید شیخزاده آن را بازی میکند ما با تصویر کاملا سیاه و تک بعدی از شاه قاچار مواجه نیستیم و برخی ویژگیهای مثبت و حتی علاقه او به هنر ایرانی را هم میبینیم که این رعایت عدالت تاریخی در بازنمایی تاریخ و شخصیتهای آن قابل تقدیر است. پیش از این جمشید مشایخی در سلطان صاحبقران، عزتالله انتظامی در فیلم سینمایی کمالالملک و ایرج راد در مجموعه تلویزیونی امیرکبیر نیز نقش ناصرالدین شاه را بازی کردند و در واقع این دومین بازی ایرج راد در نقش ناصرالدینشاه است. در سالهای مشروطه محمدرضا ورزی سعی کرده تا بیشتر عوامل انحراف انقلاب مشروطه را به تصویر بکشد و توجه بیشتری به نقش شیخ فضلالله نوری و ظلمی که بروی رفته است داشته باشد.

ورزی قصد داشته با تصویر و روایت متفاوتی که از این دوره تاریخی ارائه میدهد به نوعی آشنایی زدایی دست بزند. انگیزه او البته دریک موقعیت دولبه قرار دارد که از یک سو به هوشمندی در خلاقیت و نوآوری و از سوی دیگر به خطر تحریف تاریخ ختم میشود، این دیگر هنرکارگردان است تا در عین روایت جذاب از یک درام تاریخی وفادار به تاریخ هم باشد. در مجموعه پدرخوانده خسرو معتضد مورخ مشهور نسبت به تصویر برخی از شخصیتهای تاریخی انتقاد و اعتراض داشت. وجوه دراماتیک روایت تاریخی و زاویه دید کارگردان به رخداد تاریخی در یک نقطه به هم متصل میشود و آن وفاداری و تعهد به واقعیت تاریخی است.
لیلا ربیعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: