حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سلام شترگاوپلنگیهای تنهای دیار من. خوب و خوش که هستید؟ با امتحانات چه میکنید؟ لابد حسابی سرگرم درس خواندن هستید و کلی خسته شدید. امیدوارم حالا نتیجه خوبی بگیرید تا خستگیهایتان دربیاید. ما هم هستیم و میگذرانیم. شعری که خواندید شعری است از احمد از بابل که از من خواسته نظرم را درباره شعرهایش بگویم. احمد عزیز شعرهای تو از نظر وزن و قافیه مشکل چندانی نداشت اما مضامین آن تا حدودی مضامینی تکراری بود و فکر میکنم خیلی تحت تاثیر حافظ و سعدی در غزل گفتن هستی. البته این که تو از این سبک استفاده میکنی هیچ عیبی ندارد اما به شرط این که خلاقیتهای خودت را داشته باشی. یعنی چیزی به غزل اضافه کنی. اگر دوست داشتی میتوانی باز هم شعرهایت را برایم بفرستی. من خوشحال خواهم شد.
ثمین هم از قم نامه نوشته و راجع به مشکلات برادرش گفته است. ثمین عزیز، اعتیاد مشکل بزرگی است اما غیرقابل حل نیست. تو پیش از هر چیز باید از این قضیه مطمئن شوی. یعنی همین جوری براساس حدس و گمان نمیشود چنین اتهام بزرگی را به کسی وارد کرد، چون خیلی ضربه بدی است و ممکن آن آدم تا آخر عمر این خیرخواهی تو را به حساب دشمنی بگذارد. به خاطر همین خواهش میکنم تا مطمئن نشدهای هیچ عکسالعملی نشان نده. اما در مورد این که چطور میتوانی مطمئن شوی من خیلی نمیتوانم کمکت کنم. میتوانی از یک بزرگتر مثل دایی یا عمو که مورد اعتمادت هستند و میدانی که این راز را در سینهشان نگه میدارند کمک بخواهی. به هرحال همان طور که گفتم تا مطمئن نشدهای اقدامی نکن. اما اگر خدای نکرده اطمینان حاصل کردی که برادرت اعتیاد دارد باید خیلی با احتیاط رفتار کنی. اگر بتوانی با یک مشاور تماس داشته باشی و با کمک و راهنمایی او این کار را انجام دهی خیلی خیلی بهتر است. امیدوارم این موضوع حقیقت نداشته باشد و همه چیز به خیر بگذرد. مرا بیخبر نگذار.
خب شترگاوپلنگیها، تا نگاه میکنی وقترفتن است. پس تا هفته بعد درود و بدرود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....