اگر به توصیه پزشکان گوش می‌کرد،‌نمی‌مرد

«قرار نبود کسی را به قتل برسانم. قرار این بود که به خاطر پول زیادی که به من و شریکم بدهکار بود تنها کمی او را ادب کنم. این‌که «ترویس» از دنیا رفته اصلا تقصیر من نیست و هیچ‌وقت هم زیربار اتهام قتل او نمی‌روم او یک هفته پس از دعوا و کتک‌های من از دنیا رفت پس چطور ممکن است که من به عنوان قاتل او معرفی شوم؟ این قتل نبود بلکه یک تصادف بود که بر اثر آن او جانش را از دست داد که تنها مقصر خودش است.»
کد خبر: ۳۰۶۶۱۲

«ترویس اسمیت» 35 ساله به خاطر ضربات شدیدی که به سرش وارد شده بود در بیمارستان بستری شد. هفت روز پس از آن پزشکان او را از بخش ویژه مرخص کردند و به او تاکید کردند که به خاطر آسیب‌های جدی که به او و مغزش وارد شده باید از مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر به طور کامل پرهیز کند. ترویس تنها 2‌ساعت بعد، اقدام به نوشیدن الکل کرد و ساعاتی بعد جانش را از دست داد. «کریتس تیلور» 31 ساله که به کتک زدن او اعتراف کرده بود به عنوان قاتل دستگیر و دادگاهی شده است. اتهامی که «کریتس‌» معتقد است کاملا بی‌مورد است و او در مرگ این مرد که صاحب دو فرزند 4 و 5 ساله است هیچ نقشی نداشته است.

«من ترویس را از طریق شریکم می‌شناختم. می‌دانستم که او چندین بار به خاطر مصرف بیش از حد مواد مخدر در بیمارستان بستری شده و از لحاظ روحی نیز شرایط متعادلی ندارد. آن طور که شنیدم به خاطر مشکلات زندگی‌اش به ناچار از مشروبات الکلی و مواد مخدر استفاده می‌کرد که بشدت به بدنش آسیب رسانده بود. تعریف‌هایش را گاه و بیگاه می‌شنیدم، اما تا زمانی که برای فروش اجناس صوتی تصویری با ما شریک شد او را ندیده بودم. شریکم به من گفت که «ترویس» مقداری پول دارد که می‌خواهد هر طور شده آن را سرمایه‌گذاری کند. من که تعدادی وسیله قاچاق از مکزیک وارد آمریکا کرده بودم و پول احتیاج داشتم قبول کردم که او را در این فروش شریک کنم. ما کار را انجام دادیم و سود خوبی هم بردیم، اما در این میان تنها کسی که مشکل داشت ترویس بود. او روزی ده‌ها بار با من تماس می‌گرفت و مدعی می‌شد که سهم او از آنچه پرداخته‌ایم بیشتر بوده و سرش را کلاه گذاشته‌ایم. اوایل سعی می‌کردم بحث زیادی با او نکنم و مدام می‌گفتم اگر شکی به این معامله داشته می‌تواند در معاملات بعدی ما شرکت نکند، اما زیربار نمی‌رفت. کم‌کم احساس کردم هر بار که با من تماس می‌گیرد تمام روزم را خراب می‌کند و اعصابم را بشدت بهم می‌ریزد. به شریکم گفتم که با ترویس صحبت کند چون با اخلاق‌های او آشنایی بیشتری دارد ، تا شاید دست از این رفتارهایش بردارد اما اوضاع بدتر شد.» وقتی شریک کریتس به ناچار سعی در پادرمیانی در معامله بین او و ترویس کرد اوضاع بین آنها دچار اختلال‌های بیشتری شد. «کریتس» که دیگر حاضر نبود به هیچ عنوان حتی یک دلار هم بابت معامله‌ای که انجام شده بود به ترویس پول بپردازد مدام خط و نشان می‌کشید. ازسوی دیگر ترویس هم که ظاهرا قانع نمی‌شد که مسائل مالی آنها کاملا روشن بوده و حقش همانقدر بوده که پرداخت شده مدام تهدید می‌کرد که موضوع این معامله را بالاخره به پلیس لو خواهد داد. درگیری میان این سه نفر روز به روز بیشتر می‌شد و به نظر می‌رسید راهی برای خروج از آن وجود ندارد.‌ «واقعا دیگر نمی‌دانستم که چه کار باید بکنم. از یک طرف دلم برای «ترویس» می‌سوخت چون می‌دانستم صاحب دو فرزند است و مشکلات خانوادگی زیادی دارد که رسیدگی به‌ آنها هم کار مشکلی است. از سوی دیگر مدام تهدیدمان می‌کرد که کارمان را لو می‌دهد و ما را به زندان می‌اندازد. باید در موردش فکری می‌کردیم اما قبل از آن که کاری انجام دهیم او زودتر دست به کار شد.» به گفته «کریتس» که اکنون حدود 6 ماه است به اتهام قتل بازداشت و دادگاهی شده است؛ قبل از آن که او بتواند این مشکل را حل کند متوجه شد که «ترویس اسمیت» با استفاده از چند نفر آشناهایی که داشت مشغول فعالیت در همین زمینه شده و سعی دارد که کار و کاسبی او را از رونق بیندازد. ظاهرا او می‌دانست که اگر با چند نفر دیگر که از رقبای کریتس بودند وارد کار شود می‌تواند حتی به مبالغ بیشتر پول هم دسترسی پیدا کند و این دیگر موضوعی نبود که کریتس و شریکش بتوانند آن را تحمل کنند. «وقتی فهمیدم که سراغ رقبای من رفته دیوانه شدم. نمی‌توانستم باور کنم مردی که دائم‌الخمر است و حتی در حرف زدن عادی‌اش هم مشکل دارد توانسته با زرنگی بسیار این‌طور به ما خیانت کند.

«ترویس اسمیت» 35 ساله به خاطر ضربات شدیدی که «کریتس تیلور» به سرش وارد کرده بود در بیمارستان بستری شد. هفت روز پس از آن پزشکان او را از بخش ویژه مرخص کردند اما او ‌تنها 2‌ساعت بعد از مرخص شدن به اغما رفت و جانش را از دست داد ‌و به این ترتیب «کریتس تیلور» 31 ساله که به کتک زدن او اعتراف کرده بود به عنوان قاتل دستگیر و دادگاهی شد

از اطلاعاتی که از شیوه کار من داشت می‌توانست خیلی راحت کارمان را بفروشد و رقیبمان را خوشحال کند که اتفاقا همین کار را هم کرده بود. من فهمیدم که برای کار کردن با آنها در قبال اطلاعاتی که از ما داشته حتی به او اجازه داده‌اند که در اولین واردات غیرقانونی کالا از مکزیک به آمریکا او پولی پرداخت نکند اما از سود آن بهره ببرد که خودش بسیار بسیار لطف بزرگی بود. کنترلم را از دست داده بودم و نمی‌توانستم خودم را به هیچ عنوان توجیه کنم. کارش بسیار بد بود و هر چه به شریکم می‌گفتم که او کاری کند از آن طفره می‌رفت شاید هم حق داشت آخرین باری که او واسطه شده بود جز دعوا و بدتر شدن ماجرا چیزی به‌‌ما نرسیده بود. تنها یک راه باقی مانده بود. شریکم به‌‌من گفت که لااقل باید پول‌هایی که به او داده‌ایم از او پس بگیریم تا بفهمد که حق چنین کاری را نداشته است. در واقع می‌توانستیم تهدیدش کنیم که در صورت پس ندادن پول‌ها دردسر زیادی ایجاد می‌کنیم که راه خلاصی از آن نداشته باشد. تنها راه چاره من بودم. هیکلم از او بسیار بزرگ‌تر بود و به همین خاطر می‌توانستم از پس او که انرژی زیادی هم نداشت براحتی برآیم. وقتی در خیابان، جلویش را گرفتم باز هم به شکل بسیار غیرعادی از موادمخدر استفاده کرده بود و حالت سالمی نداشت اما در عین حال متوجه شد که دیدن من زنگ خطر بزرگی برایش است. ابتدا سعی کردم با آرامش حرف‌هایم را به او بگویم. به او گفتم که کارش بسیار بد بوده که ما را به رقبایمان لو داده و باید به این خاطر تنبیه شود و تنها تنبیه او پس دادن پول‌های‌ماست، او که تصور می‌کرد شوخی می‌کنم شروع به فحش و ناسزا گفتن کرد. او داد می‌زد که همه فعالیت‌های قاچاقی ما را لو می‌دهد و به زندان راهیمان می‌کند. می‌دانستم که می‌تواند اینکار را بکند به همین خاطر به آنچه که شریکم گفته بود متوسل شدم. باید کمی کتکش می‌زدم تا بلکه از ترس جانش دست از تهدیدها و آزارهایش بردارد. اما انگار اشتباه کرده بودم. او آنقدر دچار مشکلات روانی شده بود که هر چه بیشتر کتکش می‌زدم بیشتر می‌خندید و عصبی‌ترم می‌کرد. نمی‌فهمیدم چکار می‌کنم ، کنترلم را از دست داده بودم. می‌دانستم که برای تنبیه کردنش آمده‌ام. این بود که پس از کتک مفصلی‌ به‌ او ‌رهایش کردم . حالش خوب نبود و باید به بیمارستان منتقل می‌شد اما ارتباطی به‌من نداشت. من محل را ترک کردم.» پس از انتقال «ترویس اسمیت» به بیمارستان، پزشکان اعلام کردند که شرایط بسیار وخیمی دارد. ضربات متعددی که به سرش وارد شده بود آسیب‌های جدی به مغزش وارد کرده بود که جبران آن بسیار سخت بود. تنها راه برای این جوان 35 ساله استراحت و عدم استفاده از الکل و موادمخدر بود که اعتیاد شدیدی هم به آنها داشت. تنها نکته‌ای که پزشکان به او و همسرش توصیه کردند آن بود که اگر باز هم طرف این مواد مخرب برود قطعا دچار آسیب‌های جدی‌تری می‌شود که دیگر جبران ناپذیر است اما ترویس به حرف آنها اهمیت نداد و ساعاتی بعد به خاطر نوشیدن مواد الکلی جانش را از دست داد. «‌او یک هفته بعد از دعوایمان جان سپرد. پس من او را به قتل نرسانده‌ام. دعوای ما یک دعوای خیابانی بود که هزاران مورد‌ آن در روز در سطح شهر اتفاق می‌افتد. مرگ او تنها یک مقصر داشت و آن هم خودش بود که به توصیه پزشکان گوش نکرد. علت مرگش نه من و نه شریکم بلکه اعتیادش به مواد مرگ‌آوری بود که مصرف می‌کرد پس من هرگز اتهام قتلی که وارد شده را نخواهم پذیرفت.»

مترجم: ‌المیرا صدیقی
منبع:‌ کورت نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها