عذابی پایان‌ناپذیر

قتل برادر اگر هم با رضایت اولیای‌دم همراه شود و متهم از مجازات رهایی یابد باز هم عذابی بزرگ را برای قاتل به همراه دارد . این عذاب و درد کشنده را مردی به نام احسان تجربه کرده است و می‌کند. او برادر 43 ساله‌اش را کشته است: «قتل ناخواسته بود، برادرم به من حمله کرد و زخمی شدم چاره‌ای نداشتم جز این که ضربه‌ای به او بزنم نمی‌خواستم او را بکشم.» آنچه رنج این متهم را جانکاه‌تر کرده این است که برادر او از بیماری روانی رنج می‌برد و اعمالش در اختیار خودش نبود: «سال‌ها بود که حسام از بیماری روانی رنج می‌برد او حتی چندین بار در بیمارستان بستری شد.»
کد خبر: ۳۰۶۵۹۸

بیماری حسام از سال‌ها پیش و البته بعد از ازدواج او شروع شد و کم‌کم ریشه دواند: «برادرم 2 بچه داشت که اوضاعش وخیم شد هر بار که بستری‌اش می‌کردیم زنش او را ترخیص می‌کرد خانواده من معتقد بودند رفتارهای زن برادرم باعث بیماری حسام شد.»

به هر حال زندگی مشترک حسام به پایان رسید. به گفته متهم به قتل 8 سال پس از ازدواج حسام همسر او طلاق گرفت: «زن‌برادرم 2 بچه‌اش را هم نخواست. برادرم ماند و دو فرزند. مادرم آنها را به خانه خودشان برد و از حسام مراقبت می‌کرد. برادرم بشدت به او وابسته شده بود و اگر یک روز مادرم را نمی‌دید دوباره حالش بد می‌شد.»

سال‌ها گذشت تا این که بچه‌های حسام بزرگ شدند در این مدت احسان و برادر دیگرش نیز از حسام مراقبت می‌کردند متهم توضیح می‌دهد: «یکی از برادرزاده‌هایم ازدواج کرد و دیگری هم به سنی رسید که می‌توانست صلاح زندگی‌اش را تشخیص بدهد.»

متهم از یادآوری خاطرات برادرش بشدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ترجیح می‌دهد با پرش از تاریخ زودتر به روز حادثه برسد: «مادرم بیمار بود و نمی‌توانست در خانه بماند. برادر دیگرم زنگ زد و گفت حسام دوباره جنون‌زده شده و اسباب و اثاثیه خانه را به کوچه ریخته است خودم را رساندم تا حسام را آرام کنم، اما او خیلی عصبی بود و اصلا تعادل نداشت قصد داشتم او را آرام کنم که حسام در یک اقدام سریع با کارد آشپزخانه ضربه‌ای به بازویم زد. او مرا رها نمی‌کرد داشتم می‌مردم فقط یک ضربه زدم تا خودم را نجات بدهم که...»

متهم نمی‌تواند به حرف‌هایش ادامه بدهد او اگر چه می‌داند به خاطر اعلام گذشت مادرش مجازات سنگینی نخواهد داشت، هرگز نمی‌تواند خودش را ببخشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها