قاب خوانندگان

خنده به چه قیمت؟

ساختار سینمای ایران، در هر مقطعی با حضور مدیران گوناگون تا حدودی دستخوش تغییر می‌شود. گرچه نگاه حاکم در این سینما به جهت آن که خود را وامدار مردم می‌داند، هیچ‌گاه ظاهرا تغییر نمی‌کند، ولی باید قبول کرد که این تغییرات وجود دارد. هیچ‌کس منکر تغییر نیست و اصولا حرکت به سوی تعالی، با تغییر همراه است، اما نباید غافل شد که سمت و سوی این تغییرات به کدام جهت است؛ صعود یا سقوط؟ سینمای ایران همیشه شاهد فیلم‌های خوب و بد بوده، فیلم‌هایی که ضمن حفظ مخاطب، به موضوعاتی پرداخته‌اند که دغدغه جامعه بوده و گاه به جشنواره‌های جهانی راه پیدا کرده‌اند.
کد خبر: ۳۰۴۱۹۸

البته بوده‌اند آثاری که گرچه به صورت مقطعی صف‌های طولانی گیشه برایشان تشکیل شده، اما تاثیرگذاری‌شان بسیار آنی و کوتاه بوده است. در فضای محدود قاب کوچک، قصد تحلیل این موضوع را ندارم، چرا که قطعا نویسندگان خود بهتر از این اوضاع خبر دارند. اما بنده به عنوان یک ایرانی علاقه‌مند به سینما، از وضعیت حاکم بر سینمای ایران و بخصوص اکران برخی آثار آن هم در قالب طنز گله دارم و این انتقاد صادقانه و صرفا از روی علاقه است. واقعا چه خبر شده که همه به طنز رو آورده‌اند؟ ‌درست است که قالب طنز می‌تواند در بیان مشکلات و نگرانی‌های جامعه نافذتر از هر ژانر دیگری باشد، اما چگونه و با چه بهایی؟ آیا طنز همین فکاهی و هجو و لودگی است؟ آیا طنز گفتار عامه‌زده سطحی است؟‌ آیا طنز به سخره‌ گرفتن دیگران است؟ و هزاران سؤال دیگری که برخی سازندگان آثار سینمایی باید به آن پاسخ دهند. در همین ویژه نامه قاب کوچک بسیاری از نقادان و حتی بسیاری از مردم، بارها این موارد را تذکر داده‌اند، اما چرا هیچ ترتیب اثری داده نشده؟ مگر وادی طنز در حوزه خواستگاری، زنان و ارث و میراث، در یک اکران فصلی چقدر پتانسیل نمایش دارد؟ به نظر می‌رسد، برخی آثار طنز که این روزها در حال اکران‌اند و حتی بازیگران مطرح بنامی در آنها حضور دارند هیچ صداقت و تعهدی به مردم ندارند؛ مردمی که هنوز به سینمای کشورشان عشق می‌ورزند و با علاقه، حالا کم یا زیاد، به سالن‌های سینما می‌آیند. مردم حق دارند به همراه خانواده خود، زن، فرزند، پدر و مادرشان به سینما بیایند، اما متاسفانه در برخی از آثار حرف‌های نامربوطی رد و بدل می‌شود که انسان پیش خانواده‌اش شرمنده می‌شود. گرچه برخی از سازندگان بشدت از اثرشان دفاع می‌کنند و گاهی به لودگی نیز احترام می‌گذارند، اما نباید فراموش کنیم که چنین دیدگاهی در اولین قدم، سازنده محترم را زیر سوال می‌برد و نابود می‌کند و صدالبته، در نهایت لطمه نهایی‌اش را به پیکره سینمای نجیب ایران می‌زند. سینمایی که کارگردانان و آثار سینمایی ارزشمندی را در خود پرورده و متاسفانه با اکران برخی آثار، بر پیکره آن ضربه وارد می‌شود. اما باید قبول کرد پتانسیل سینمای ایران و بخصوص کارگردانان مومن و متعهد و خلاق ایرانی، با خلق آثار فاخر هیچ‌گاه امکان جولان چنین نگاهی را نخواهند داد.

اشکان عابدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها