حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او در عین رسیدن به ثروت در 3 دهه اخیر، از چشم مردم آرژانتین و حتی جهان هنوز همان مرد فقیر زحمتکش گذشته نشان میدهد اما اگر وی در دوران بازیگریاش بشدت محبوب بود و مردم آرژانتین حتی چشم برخطاهای بزرگ وی همانند اعتیاد طولانیمدت او به مواد مخدر بستند، اینک که نتوانسته است به عنوان مربی اول کشور، همان اقتدار را به ملیپوشان و بازیکنان کنونی تیم ملی فوتبال آرژانتین انتقال دهد، از چشم بیشتر آنها افتاده و حتی در روزهای تلخ اواخر تابستان و اوایل پاییز امسال که آرژانتین در خطر جدی حذف شدن از این مسابقات قرار گرفته بود، وی بسیار منفور شده بود و نظرسنجیها حاکی از این بود که بیش از 70 درصد مردم این کشور با ماندن وی در این سمت موافق نیستند و معتقدند فرد دیگری باید سرمربی آرژانتین شود.
مبهم و ضعیف
سیاستهای کاری مارادونا بر خلاف ایام بازیگریاش که سر راست و براساس مهارتهای فنی بالای او بود، در دوران مربیگری وی مبهم و ضعیف و فاقد اهدافی روشن بوده است. مارادونا در بازیهای مقدماتی جامجهانی 2010 در 18 مسابقه کشورش از 81 بازیکن مختلف استفاده کرد و تا آخر هم نفهمید استفاده از کدام بازیکنان ارجح و کدامین تاکتیکها برای تیم او موثرتر است. مارتین پالرمو با گلی که دروقت تلف شده دیدار ما قبل آخر آرژانتین در مرحله انتخابی جامجهانی 2010 در برابر پرو به ثمر رساند و با آن گل برتری حساس 2 بر یک و 3 امتیاز ارزشمند را نصیب آرژانتینیها کرد، سهم بسزایی در نجات آنان در این پیکارها و رسیدنشان به مرحله نهایی داشت، اما اصل دعوت از وی نیز با 37 سال سن و بعد از 4 سال دوری او از مسابقات ملی بسیار عجیب مینماید و جایی برای این کار وجود نداشت. او هنوز بیشتر به دلیل از دست دادن 3 ضربه پنالتی در یک دیدار مهم ملی (آرژانتین با کلمبیا در جام ملتهای آمریکای جنوبی 1999) در یادها مانده است و دورهای ناموفق را در اروپا سپری کرده و سپس به بوکاجونیورز بازگشته است. شاید همین بازیکن بلند قد و قوی هیکل که به خاطر زدن آن گل سرنوشتساز «سنت پالرمو» لقب گرفت، این بار آرژانتین را از مخمصهای سخت رهانده باشد اما این تیم برای دوری جستن از مخمصههای بعدی و آنچه در دور پایانی جامجهانی انتظار وی را میکشد، به چیزهایی بسیار فراتر از این نیاز دارد زیرا در دوره مارادونا این نکته به اثبات رسیده که او به دلایل مختلف قادر به استفاده از حداکثر توان موجود در فوتبال غنی آرژانتین نیست.
حبابهای خوش خیالی ترکید
طی ماههای گذشته تلاشهایی برای جایگزینی مارادونا شد، اما هیچیک نتیجه نداد؛ زیرا عزم لازم پشتوانه آن نبود. حتی قبل از انتصاب تعجببرانگیز مارادونا به سمت فعلیاش یعنی اواسط پاییز سال پیش، نام کاندیداهای مجرب دیگری جلوتر از وی شنیده میشد که سرجیو باتیستا از تیم امید آرژانتین، کارلوس بیانکی مربی موفق سابق بوکاجونیورز و همچنین دیهگو سیمونه از آن دست بودند، اما فدراسیون فوتبال آرژانتین در اقدامی که به نظر میرسید هدف از آن جلب رضایت افکار عمومی و استفاده از محبوبیت عظیم مارادونا برای توجیه کارهای خود باشد، وی را بدون این که هیچ پیشینه روشنی را در کار مربیگری داشته باشد، به سمت فوق برگزید و هر چند این انتصاب ابتدا موفق بود و آرژانتین به دو، سه برد جالب در برابر امثال اسکاتلند و فرانسه در دیدارهایی دوستانه رسید، اما همه حبابهای بزرگ و کاذب خوشخیالی از زمان شکست مخوف 6 بر یک در زمین بولیوی در فروردینماه امسال ترکید و از آن پس آرژانتین در دستاندازهای بیشتری افتاد و بندرت آب خوش از گلویش پایین رفت و شکست خانگی 3 بر یک در برابر برزیل، باخت یک بر صفر در مقابل پاراگوئه و تسلیم شدن در برابر اکوادور جملگی به گونهای بود که کار تیم مارادونا را در مرحله مقدماتی جامجهانی وابسته به نتایج 2 دیدار آخرش کرد. اوضاع به گونهای شد که عجز در پیروزی برابر پرو یا کسب حداقل یک نتیجه مساوی در مقابل اروگوئه میتوانست به معنای حذف آرژانتینیها باشد و هر چند هر دو نتیجه به دست آمد، اما مارادونا هموطنانش را جان برلب کرد تا به نتیجهای برسد که براساس لیاقت و مهارت فنی ستارههای پرشمار آرژانتین کاملا سزاوار آنها بود و نیل به آنها کمترین حق این تیم به نظر میرسید.
مردان دلسرد
مارادونا با گزینشهای خاص خود اسباب حذف و ناامیدی شماری از ستارههای آرژانتین و همچنین استفاده ناقص از دریای تواناییهای آنان شده است و آنقدر ترکیب تیم را تغییر داده و بازیکنان را عوض و بدل کرده که آنها نمیدانند آیندهشان چیست و همین ابهام آنها را نسبت به تیم ملی کشورشان بکلی دلسرد کرده است. یکی از آنها خوان رومن ریکلمه است. این هافبک خلاق و تکنیکی 31 ساله که بعد از یکی دو بار قهر با تیم ملی آرژانتین و رفتن کمحاصل به اروپا بازگشتی خوب به اردوی ملی داشت در این اردو به نفر ذخیره بدل شد که بکلی برید، حال آن که ریکلمه قبل از آمدن مارادونا برترین گلزن آرژانتین در دور مقدماتی جامجهانی بود. شاهکار مارادونا در همان بازی بدخیم با بولیوی شکل گرفت. در حالی که رقبا معمولا یک هفته زودتر از زمان برپایی مسابقه به لاپاز میروند تا با زندگی در ارتفاع 3600 متری پایتخت بولیوی از سطح دریا خو بگیرند، مارادونا با تصمیمی غیرقابل پیشبینی شاگردانش را فقط 2 ساعت مانده به شروع دیدار لاپاز به آنجا برد و در نتیجه در آن ارتفاع ترسناک که همه چیز سبک و در حال پرواز و نفس کشیدن دشوار و کار برای مهمانان بسیار سخت است، آرژانتین 6 گل خورد تا سنگینترین شکست سالهای اخیر خود را تجربه کند. درست است که مارادونا دو سه روز قبل از این دیدار نیز تیمش را در شرایط و ارتفاعی بالا و نهچندان کمتر از لاپاز نگه داشته بود؛ اما وفق نداشتن با آنچه در این شهر میگذشت و میگذرد، کارش را کرد و فوتبال آرژانتین در روزی فراموش نشدنی سلاخی شد. مارادونا در هیات یک مربی نیز بسیار تنبل و رفاهطلب است، به طوری که صبحها تا دیروقت میخوابد و در نتیجه تیم ملی آرژانتین در زمان گردهمایی برای انجام مسابقاتش معمولا روزی فقط یک جلسه و آن هم عصرها تمرین میکند.
مارادونا که در آستانه 49 سالگی است، حتی طاقت فشارهای روحی و روزهای سخت را ندارد؛ زیرا همان طور که پیشتر نیز گفتیم به محض این که اوضاع بشدت دشوار و خطرناک و اخراج او محتملتر شد، وی در اواسط شهریور برای مدت 20 روز بوئنوس آیرس را ترک گفت و در ایتالیا ساکن شد. او سپس ادعا کرد که برای کم کردن از وزنش و آرامش اعصاب به آنجا سفر کرده، حال آن که گریز از فشارهای کشنده در پایتخت آرژانتین و مصون ماندن از انتقادات فنی فراوان از وی، دلیل اصلی اقدام کاپیتان سابق آرژانتین و ستاره بزرگ جامجهانی 1986 بود. او وقتی از این سفر «بسیار بیموقع» بازگشت و دید که هنوز در سمت خود قرار دارد و برکنار نشده است، واقعا متعجب شد.
تغییر رویه
فدراسیون فوتبال آرژانتین در آن ایام کوشید با پررنگتر کردن نقش کارلوس بیلاردو، سرمربی این کشور در جامهای جهانی 1986 و 90 هم مارادونا را در سمت سرمربی ظاهری تیم ملی حفظ کند و هم این تیم را براساس اندیشههای مربی که به لحاظ تاکتیکی بسیار بهتر و کارآمدتر از دیهگو است، به پیش براند اما مارادونا که همیشه بیلاردو را قبول داشت و فقط او را به عنوان مشاور و معاون خود مورد وثوق میدانست و با انتصاب وی به این سمت موافقت کرده بود با تغییر رویه آشکار و در مصاحبههایی رسمی تاکید کرد به هیچکس حق دخالت در امور فنی تیم ملی را نمیدهد و فقط اوست که در این باره تصمیم میگیرد و بواقع نیز فقط خود او بود که آرژانتین را در 2 دیدار آخرش در برابر پرو و اروگوئه هدایت کرد و زمانی هم که با پیروزی لرزان یک بر صفر در مونتهویدئو در برابر اروگوئه مجوز صعود گرفت، چنان از خود بیخود شد که زشتترین الفاظ را خطاب به خبرنگاران هموطنش بیان کرد و برای فیفا چارهای جز اعلام 2 ماه محرومیت برای خود باقی نگذاشت و ماجرا به قدری گزنده بود که حتی خود آرژانتینیها اعتراف کردند مارادونا با آن کلمات به اعتبار آرژانتین لطمهای اساسی وارد کرده است. ضررهای وارده از حضور مارادونا در مرحله نهایی جامجهانی 2010 میتواند از این هم مهلکتر باشد زیرا حضور صرف او کافی است که در آفریقای جنوبی محل انجام این مسابقات تمامی حواسها به وی معطوف شود و بازیکنان ملیپوش آرژانتین زیر سایه او محو گردند و از آنجا که خود او آدم کمتحمل و مسالهسازی است این احتمال که او در آنجا دستهگلهای تازهای به آب بدهد، کم نیست.
بسیار راحتتر
پیشتر هم گفتیم آرژانتین مشکل کمبود مربی کارآمد ندارد و اگر این تیم همه را عاصی کرد تا با مربیگری دائما متغیر مارادونا چهارمین (و آخرین) سهمیه صعود از منطقه آمریکای جنوبی را بگیرد، 2 کشور شیلی و پاراگوئه که بدون تنشهای خاص و بسیار راحتتر از آرژانتین مجوز صعود از منطقه آمریکای جنوبی را گرفتند، مربیانی آرژانتینی دارند. بد نیست بدانید که هدایت تیم ملی شیلی با مارچلو بییلسا است که تا اواخر تابستان سال 2004 آرژانتین را هدایت میکرد و از قضا بلافاصله پس از کسب مهمترین موفقیتهای خود (نایبقهرمانی در کوپا آمریکا و کسب مدال طلای المپیک آتن) از سمت خود استعفا کرد. در پی او خوزه پکرمن آرژانتین را در جامجهانی 2006 تا مرحله یکچهارم پایانی بالا آورد و سپس الفیو باسیله برای دومین بار و همانند جامجهانی 1994 سرمربی آرژانتین شد و در شرایطی به بهانه ناکامی از هدایت تیم ملی کناره گرفت و جایش را به مارادونا داد که وضعیت این تیم در قیاس با زمان حضور دیهگو ایدهآل به نظر میرسید.
ستارههایی که رنگ میبازند
اگر با همه آنچه برشمردیم باقی ماندن مارادونا در سمت سرمربی آرژانتین و پرهیز از اخراج وی و تصمیم تقریبا قطعی مقامهای آرژانتینی برای حفظ وی بسیار عجیب نشان میدهد، غریبتر از آن بلایی است که پیوسته بر سر ستارههای فوتبال آرژانتین در نظام کاری مارادونا میآید و سرآمد آنها لیونل مسی، مرد سال جدید فوتبال اروپا و جهان است که تا زمانی که پیراهن بارسلونا را بر تن دارد، زمین و زمان هم جلودار او نیست، اما به محض این که پا به اردوی آرژانتین میگذارد به جای این که با دیدن استاد، الگو و قهرمان محبوبش (مارادونا) انرژی و روحیه کسب کند، بشدت تحت تاثیر او قرار میگیرد و آنقدر بد و معمولی بازی میکند که اصلا قابل شناسایی نیست.
از زمانی که دیهگو، سرمربی این کشور شده، مسی فقط 2 گل برای آرژانتین زده و درصد گلزنیاش در 18مسابقه این کشور در مرحله انتخابی آمریکای جنوبی در هر 400 دقیقه فقط یک گل بوده که اسفبار است. همین بازیکن استثنایی که به اعتراف خود مارادونا نیز نزدیکترین بازیکن به وی به لحاظ سلسله مراتب فنی و کاراییهای معجزهوار است، در بازیهای بارسا ستارهای مهار ناپذیر است و آنجا به طور متوسط در هر 104 دقیقه یک گل زده است. همین تعریف و توصیف برای دیگر ستارههای آرژانتین نیز چه جوانترهایی که از دوران بییلسا و پکرمن باقیماندند و چه پیرمردهایی که مارادونا آنها را از نو به تیم ملی آورد، صدق میکند و آنها نیز به یمن مهارت! این سرمربی متغیر الاحوال، در تیم ملی حتی سایهای از همان بازیکنانی نشان ندادهاند که در سطح باشگاهی جلوه کردهاند. از طیف اول تهوز، ماسکرانو، لیساندرو لوپز، واگهرو و از طیف وسط آیمار، ساویولا و هاینزه و از طیف مسن ورون و پالرمو قابل نام بردن هستند و اگر در نظر بگیریم که آرژانتین کامبیاسو، بردیسو و زانهتی را هم دارد بیش از پیش به ثروت هنگفتی پی میبریم که در اختیار مارادوناست و او آن را تقریبا به هدر داده و حتی از نیمی از توان آنها استفاده نمیکند و این مساله نیز به تنهایی یک راز است، زیرا مردی که پس از پهله برزیلی جدیترین کاندیدای تصاحب عنوان برترین فوتبالیست تاریخ بوده، به محض این که بحث استفاده درست از استعدادهای چشمگیر موجود در فوتبال ملی آرژانتین مطرح میشود، تبدیل به یکی از ناکارآمدترین آدمها میشود.
مردی که بر خلاف سالهای پیش ضررهای برخاسته از اشتباهاتش فقط مختص خود او نیست و احتمال دارد تیم ملی آرژانتین را هم از گردونه مرحله نهایی جامجهانی 2010 خارج کند که با شرایط فعلی بعید است این چنین نشود.
مترجم: وصال روحانی
منبع: Soccernet / دسامبر 2009
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....