من در این پرونده وکیل تسخیری بودم. پسری که وکالتش را بر عهده گرفته بودم نوجوانی بود که از شهرستانی در اطراف تهران، برای کار به پایتخت آمده و در قیطریه مرتکب قتل شده بود.
پرونده را با دقت مطالعه کردم. ابراهیم و همدستش، مردی میانسال را با پارچهای خفه کرده بودند و وسایلی را از خانه مقتول به سرقت برده بودند.
ماجرا از این قرار بود که آنها بعد از ورود به خانه مرد تنها و پذیرایی از سوی او، مرد بیچاره را غافلگیر کرده و به قتل رسانده بودند. ابراهیم بعد از قتل به شهرش بازگشته بود، اما همدستش محمد توسط دوستان مرد تنها شناسایی و دستگیر شده بود و از طریق محمد، ابراهیم نیز شناسایی و دستگیر شده بود.
ابراهیم برای نجات خودش از قصاص مسائل غیراخلاقی را به مقتول نسبت داده بود و این موضوع اولیایدم را خیلی ناراحت کرده بود. کار سختی در این پرونده داشتم و باید راهی برای نجات این جوان پیدا میکردم. قتل توسط ابراهیم و دوستش مسلم بود.
ابراهیم پولی نداشت که بخواهد دیه بپردازد و تلاش من برای جلب رضایت اولیایدم و پرداخت دیه هم تقریبا بینتیجه بود. به همین دلیل تنها راهحل موجود را دفاع از متهم و تاکید بر کمسن بودن او میدانستم.
جلسه اول دادگاه تشکیل شد. من ایرادی به پرونده وارد کردم و گفتم هنوز معلوم نیست عامل قتل ابراهیم است یا محمد، چرا که پزشکی قانونی مشخص نکرده است فشار بر عناصر حیاتی گردن که علت اصلی مرگ بوده است از دو طرف گردن وارد شده یا از یک طرف. پرونده برای برطرف شدن این مشکل به پزشکی قانونی رفت. نتیجه این بود که ابراهیم و محمد در این قتل مشارکت داشتهاند.
تا جلسه دوم دادگاه تشکیل شود تلاش کردم راه حل دیگری پیدا کنم، چرا که در این راه به بنبست خورده بودم. تصمیم گرفتم مساله نوجوان بودن متهم را مطرح کنم. اما قبل از اینکه نوبت به دفاع من و ابراهیم برسد، اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و بدون هیچ چشمداشتی و بدون اینکه خانواده ابراهیم و محمد چیزی بگویند و طلب بخشش کنند از هر دو متهم اعلام گذشت کردند.
آنقدر خوشحال بودم که نمیدانستم چطور باید این خوشحالی را نشان دهم. بعد از پایان جلسه محاکمه به سراغ اولیای دم رفتم و از آنها پرسیدم چه چیزی باعث شد تا اعلام رضایت کنند. آنها که زن و مرد پیری بودند و ابراهیم با حرفهایش آنها را بشدت آزرده بود گفتند ما نمیخواهیم خون را با خون بشوییم.
مرگ ابراهیم و محمد، فرزند ما را زنده نمیکند و ما نمیخواهیم دستمان به خون 2 مرد جوان آلوده شود. ما بشدت از آنها ناراحت هستیم چرا که فرزندمان را به قتل رسانده و تهمت هم زدهاند، اما ما از آنها گذشت میکنیم چرا که میخواهیم بدی را با خوبی جواب دهیم.
این کار زن و مرد پیر آنقدر روی من تاثیر گذاشت که این پرونده پیچیده را به یکی از بهترین خاطرات کاری من تبدیل کرد.
محمد مومنآبادی وکیل دادگستری