کیان آبروی خانواده مارا برده بود

قتل به خاطرکینه 16 ساله

3 ماه پیش، ماموران پلیس قزوین مردی را دستگیر کردند که از یک سال قبل به اتهام قتل 2 نفر تحت تعقیب بود. این متهم 46 ساله که رجب نام دارد، بعد از بازداشت توانست ثابت کند در یکی از قتل‌ها بیگناه است اما مسوولیت کشتن شوهر خواهرش را پذیرفت. رجب هنوز هم می‌گوید از این قتل پشیمان نیست و مرگ ، حق شوهر خواهرش بود اما این متهم کیست و چرا چنین کینه‌ای از مقتول به دل دارد؟
کد خبر: ۲۹۹۴۲۹

متهم از سال‌ها قبل به عنوان راننده کامیون کار می‌کرد و در کنار همسر، 2 پسر و تنها دخترش زندگی به ظاهر آرامی داشت؛ آرامشی پیش از توفان. رجب می‌گوید: «درآمدم بد نبود. رانندگی کامیون پول خوبی دارد البته مدتی هم با یک شورلت در خط تهران ‌ تبریز کار می‌کردم.»

متهم در تمام این سال‌ها تلاشش را برای آسایش و راحتی خانواده‌اش به کار گرفت اما از این کوشش‌ها هدفی شوم را دنبال می‌کرد: «می‌خواستم بچه‌هایم بزرگ شوند و مال و اموالی داشته باشند تا من بتوانم از شوهرخواهرم انتقام بگیرم. کیان زندگی هر 2 خواهرم را تباه کرده و آبروی ما را برده بود. باید از او انتقام می‌گرفتم.»

هر چند رجب طوری صحبت می‌کند که نشان بدهد برای خانواده‌اش اهمیت زیادی قائل بوده، اما برخی نشانه‌ها گویای آن است که رجب چندان هم اخلاق را رعایت نمی‌کرد. او با وجود این که به میانسالی رسیده بود برای خودش یک خانه مجردی داشت که در آنجا همراه دوستانش به اصطلاح خوشگذرانی می‌کرد: «آن خانه را گرفته بودم تا بتوانم آنجا استراحت کنم. گاهی وقت‌ها هم با دوستانم آنجا مشروب می‌خوردیم.» در همان خانه مجردی هم بود که قتل اتفاق افتاد: «با یک گلوله کشتمش. من اسلحه نداشتم. کلت مال خود کیان بود. آن موقع مشروب خورده بودم و حالت عادی و طبیعی نداشتم.»

انگیزه این جنایت به 16 سال قبل برمی گردد. آن زمان خواهر بزرگ رجب متاهل بود، اما به ناگاه با داشتن 5 فرزند برای طلاق اصرار کرد. متهم می‌گوید: «بعد از طلاق خواهرم بود که فهمیدیم او با مردی به نام کیان رابطه دارد و کیان او را اغفال کرده و گفته اگر او از شوهرش طلاق بگیرد، می‌توانند با هم زندگی کنند و خوشبخت شوند. این ماجرا برای خانواده ما آبروریزی بزرگی بود.»

البته ماجرا به همین جا ختم نشد و اتفاق دیگری رخ داد که کینه رجب را نسبت به کیان چندین برابر کرد: «بعد از این که خواهر بزرگم طلاق گرفت، کیان نه تنها با او ازدواج نکرد بلکه یک گناه بزرگ مرتکب شد. او این بار خواهر کوچک‌ترم را که آن زمان دانش‌آموزی 17 ساله بود، اغفال و با او فرار کرد. این کار کیان ، آبرو و حیثیت چندین و چند ساله ما را به باد داد. اگرچه خواهر کوچکم و کیان با هم ازدواج کردند، اما من و دیگر اعضای خانواده دیگر با آنها رابطه‌ای نداشتیم و قهر بودیم.»

5 سال تمام به این منوال گذشت تا این که بالاخره رجب با وساطت فامیل با خواهر خود و کیان آشتی کرد اما کینه‌ای را که از شوهر خواهرش به دل داشت هرگز فراموش نکرد: «همیشه دنبال فرصتی بودم تا با کشتن کیان از او انتقام بگیرم. آن زمان بچه‌هایم کوچک بودند و به حضور من در خانه نیاز داشتند ، اما پارسال دیگر احساس کردم می‌توانم نیتم را اجرا کنم. 2 پسرم 23 و 27 ساله شده بودند و دخترم هم 7 ساله بود. اگر می‌خواستم تا زمان بزرگ شدن دخترم صبر کنم دیگر فرصت را از دست می‌دادم.»

اگر چه رجب در تمام 16 سال گذشته در اندیشه کشتن کیان بود ، اما قتل در یک لحظه به وقوع پیوست: «کیان و یکی از دوستانش با هم بر سر مسائل مالی اختلافاتی داشتند. برای همین قرار شد من آنها را به خانه مجردی‌ام ببرم تا مشکلات‌شان را حل کنند. هر 3 نفر آنجا مشروب خوردیم. کار کیان و دوستش به دعوا کشیده شد و شوهر خواهرم در یک لحظه سلاحی از جیبش درآورد و با شلیک گلوله او را کشت. بعد از آن بود که من هم به فکر افتادم انتقام خودم را بگیرم. برای همین سلاح را از دست کیان درآوردم و گلوله‌ای به او شلیک و فرار کردم.»

رجب بعد از جنایت از تبریز گریخت و بعد از مدتی همسر و دخترش را نیز نزد خود برد. او در مدت یک سال زندگی پنهانی، مجبور بود مرتب محل سکونت و شغلش را تغییر بدهد: «چند وقتی در لاهیجان بودم و یک تعمیرگاه موتورسیکلت راه انداختم. بعد در یک روستا به مرغداری و کشاورزی مشغول شدم. من آدم سر به زیر و آرامی بودم و هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد که یک قاتل فراری باشم. بعد از یک سال، وقتی به شهر خودمان برگشتم مرا دستگیر کردند.»

متهم می‌داند که به زودی پرونده‌اش در دادگاه به جریان می‌افتد. او حتی از حکمی که برایش صادر خواهد شد هم خبر دارد: «می‌دانم مرا قصاص می‌کنند.»

مریم عفتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها