حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماجرا از جایی آغاز میشود که تو به دنبال پیدا کردن شماره تلفن او از فدراسیون دوومیدانی آغاز میکنی و بعد از کلی گشتن در شمارههای تلفن در اهواز، وقتی به جایی نمیرسی میروی سراغ فدراسیون ورزشهای معلولان و حالا شماره زنگ میخورد و کسی جواب نمیدهد. صبر میکنی. فردایش دوباره زنگ میزنی و بالاخره این قهرمان اهوازی را پیدا کردهای.
انگار این آدمها در دست و پنجه نرم کردن با مشکلات قویتر شدند. آنقدر قوی که بزرگترین مشکل ما در مقابل چشمان آنها کوچک به نظر میرسد. اهوازی ورزشکاری که سابقه ده ساله در تیم ملی را دارد و 20 مدال جهانی کسب کرده است.
با این که 24 سال بیشتر ندارد و حتی با وجود معلولیتش توانسته افتخاراتی برای ایران به دست بیاورد که خیلی از ما خواب یکی از آن را میبینیم. انگار جواد به مشکلات زندگی هم جور دیگری نگاه میکند وقتی میگوید که تا این مشکلات نباشد کارها بخوبی پیش نمیرود. خدا را شکر که من توانستم از مشکلات زندگیام برای ترقی و پیشرفتم استفاده کنم. اگر این سختیها نبود من الان به این مرحله نمیرسیدم تازه میفهمیم که نوع نگاه به زندگی زمینهساز خوشبختی آدمها است تا امکاناتی که دارند. معلولیت برای جواد هیچ وقت محدودیت نبوده سکوی پرشی بود که خود از آن ساخت تا به موفقیت برسد. مشکلات باعث نمیشوند که ذرهای از انگیزههایش برای ترقی و پیشرفت کم شود و خودش را برای مسابقات المپیک 2012 لندن و قبل از آن مسابقات آسیایی کوآنجو آماده میکند.
جواد با هیجان و امیدی مثالزدنی میگوید چون من هم رکورددار المپیک و هم رکورددار جهانی بودم امیدوارم در مسابقات آینده بتوانم رکوردم را ارتقا بدهم. دنیا برای این آدمها پر از انگیزهها و آرزوهای رنگارنگ است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....