نگاهی به فواید همسان‌همسری

ما دو تا چقدر عین همیم؟

کد خبر: ۲۹۷۷۳۸

10 شباهت ضروری

می‌گویند دو نیمه سیب که حالا به خاطر ازدواج زیر یک سقف رفته‌اند یا به زودی این کار را می‌کنند، باید دست‌کم در 10 اصل با هم تناسب داشته باشند. یعنی تناسب در محل سکونت، تناسب در سن، ظاهر، هوش، مذهب و اعتقادات، تحصیلات، طبقه اجتماعی و اقتصادی، عواطف و توافق خانواده‌ها. روانشناسان می‌گویند نزدیکی محل سکونت، عنصری موثر برای نزدیکی 2 نفر است. آنها می‌گویند موارد متعددی را دیده‌اند که کسانی با فردی غیربومی یا فردی از کشوری دیگر ازدواج کرده‌اند و پس از چند سال، به دلایل گوناگون از جمله دوری از وطن و خانواده یا تفاوت در آداب و رسوم، دچار ناسازگاری شده‌اند. همین روان‌شناسان اعتقاد دارند که زن و مرد باید سن و سالشان هم با هم متناسب باشد؛ یعنی نه هم سال باشند، نه در مقابل هم دو آدم پیر و جوان باشند. آنها می‌گویند کمترین تفاوت سنی باید 3 سال و بیشترین آن 8 سال باشد؛ چون اگر مرز این حداقل و حداکثر بشکند، آن وقت این دو نفر از دنیای هم دور می‌شوند و آرزوها و خواسته‌هایشان کمتر شبیه به هم می‌ماند. از نظر روانشناسان، قد و وزن و ظاهر فرد هم باید با طرف مقابلش همخوانی داشته باشد. البته طبیعتا مردها از نظر جثه قوی‌تر و بلندقامت‌تر از زنان هستند و همین اختلاف نوعی تناسب را به وجود می‌آورد؛ اما اگر وضع دگرگون شود و زن از مرد یک سر و گردن بالاتر باشد،‌ آن وقت است که تعادل کفه ترازو به هم می‌خورد. شکل صورت هم البته مهم است یعنی آنجایی که یکی از زن و مرد زیبا و دیگری خیلی زشت باشد، باز عاملی می‌شود که در نهایت تناسب میان دو نفر را از بین می‌برد. اما تناسب در هوش هم خیلی مهم است چون روانشناسان می‌گویند هوش که به معنی توانایی عمومی حل مساله و قدرت سازگاری فرد با محیط است، می‌تواند دو نفر را به هم نزدیک یا از هم دور کند. آنها می‌گویند اگر فردی با بهره‌هوشی 130، با فردی با بهره هوشی 90 وصلت کند، به احتمال فراوان در برخورد با مسائل زندگی، درک متقابل و تفکر درباره مسائل مشترک اختلافات جدی پیدا می‌کنند. مذهب و اعتقادات مذهبی هم یکی از شباهت‌هایی است که نمی‌توان از آن صرف نظر کرد. فرانسوی‌ها می‌گویند آنها که با هم دعا می‌کنند، با هم زندگی هم می‌کنند. بحث تحصیلات هم که این روزها داغ داغ است و کمتر کسی است که از انتخاب فردی تحصیلکرده صرف نظر کند. البته در کشور ما رسمی نانوشته وجود دارد که می‌گوید سطح تحصیلی مرد باید از همسرش بالاتر باشد؛ چون اگر زن و مرد از این بابت تفاوت زیادی داشته باشند، اختلاف در ایده‌ها و اهداف شروع می‌شود و جرقه ناسازگاری در زندگی زده می‌شود. روانشناسان می‌گویند که خود به چشم دیده‌اند گاهی مردی که همسرش درجه تحصیلی بالاتری از او دارد، زن و مدرکش را به تمسخر می‌گیرد یا با دلایل غیرمنطقی ادامه تحصیل او را غیرضروری و بی‌فایده می‌شمارد. در واقع، در چنین شرایطی مرد از نوعی مکانیسم دفاعی استفاده می‌کند تا فقدان اعتماد به نفس و خودکم‌بینی‌اش در مقابل زن را جبران کند. از تناسب در خلق و خو و عواطف هم که دیگر هر چه بگوییم کم است. اما در اینجا یک مساله وجود دارد و آن این که عامل خلق و خو، خلاف عوامل دیگر که نیازمند همسانی و شباهت است، مکمل بودن و حتی تفاوت را می‌طلبد. به اعتقاد روانشناسان، به نظر می‌رسد که هر چه قدر افراد از نظر عاطفی متفاوت ولی در عین حال مکمل هم باشند، احتمال کامیابی‌شان بیشتر است. از این رو تمایل افراد همواره به انتخاب همسری است که مثلا اگر خود زود عصبانی می‌شود و از کوه درمی‌رود، طرف مقابل بردبار و آرام باشد. البته این جمله‌ها نباید ما را به اشتباه بیندازد که با افراد بی‌عاطفه و بی‌احساس می‌توان زندگی خوبی داشت؛ چرا که احساس مثبت و مشترک و عشق، خونی است که باید همواره در رگ زندگی جریان داشته باشد. اما از توافق و جور بودن خانواده‌ها هم به هیچ وجه نمی‌توان صرف نظر کرد. هر خانه و خانواده‌ای جو مخصوص به خود دارد؛ فردی که برای ازدواج انتخاب می‌کنیم، بدون شک تحت تاثیر جو خانواده‌اش است و بعد از ازدواج نیز به احتمال فراوان می‌خواهد همان جو را در زندگی زناشویی‌اش پیاده کند. پس اگر زن و مرد از نظر جو خانوادگی در دو سر یک طیف باشند، آن وقت زیاد به جو سالم خانه‌شان نمی‌توان امیدوار بود. در کنار تناسب جو خانوادگی از لزوم تناسب شخصیت زن و مرد هم نباید غافل شد. روانشناسان شخصیت را مجموعه‌ای از صفات، خصوصیات و ویژگی‌های نسبتا پایدار می‌دانند که از فردی به فرد دیگر متفاوت است. این خصوصیات و صفات در افراد مختلف متفاوت و گونه‌گون است، اما در تک‌تک آنها دائمی و همیشگی است؛ به طوری که ما افراد را همواره در همان قالب و ویژگی‌ها می‌بینیم و می‌شناسیم. در واقع، ساختمان شخصیت شامل الگوهای ثابت رفتاری، نظام فکری و باورها، معیارهای تثبیت‌شده ارزشی و اخلاقی، نوع انگیزه‌ها و نحوه برانگیختگی، عملکرد هوش، حافظه و ادراک در یک فرد است.

در شکل‌گیری شخصیت، 2 عامل ژنتیک و محیط نخستین زندگی (خانواده) و البته تعلیم و تربیت دوران کودکی بسیار موثر و تعیین‌کننده است. از این رو تغییر آن در بزرگسالی کاری مشکل و گاه بعید به نظر می‌رسد. پس وقتی دو نفر با هم روبه‌رو می‌شوند، در واقع شخصیت‌های آنها با هم روبه‌رو می‌شوند و در تعامل با یکدیگر قرار می‌گیرند. از این رو بسیار مهم است که دو نفر از نظر شخصیتی با هم جور باشند؛ چون در غیر این صورت خوشبین بودن به ایجاد تغییر در آینده، طرز فکری غیرعاقلانه و غیرمنطقی است.

در زندگی شبیه هم بودن شرط خوشبختی است، چون کسانی که بیشتر شبیه هم‌اند، یعنی در دنیایی شبیه به هم زندگی می‌کنند. دو نفری که در یک دنیای شکل هم سیر می‌کنند، حتما مثل هم فکر می‌کنند، همزمان با هم یک چیز را دوست دارند و همراه با هم برای رسیدن به چیزهای شبیه به هم تلاش می‌کنند. اما این شباهت‌ها امور مطلق نیستند و بدون وجود بعضی از آنها هم می‌توان به تناسب رسید. مثلا اگر زنی قدش بلندتر از مردش بود یا مردی تحصیلاتش از زنش پایین‌تر بود، یا مثلا طبقه اجتماعی و اقتصادی‌شان خیلی نزدیک به هم نبود، هرگز به این معنی نیست که نمی‌توانند خوشبخت باشند. اینجا مهم کوشش برای به تفاهم رسیدن و تلاش برای شبیه به هم شدن است. مهم این است که اگر زنی تحصیلات بالایی داشت، مدرک را چماقی نداند که باید بر سر همسر بکوبد. مهم این است که اگر زنی قدی بلندتر از مردش داشت، مطمئن باشد که بر خلاف ظاهرشان، باورهایشان به هم نزدیک است. مهم این است که اگر کسی در خانواده‌ای خشن بزرگ شده، بداند که اگر بخواهد می‌تواند خودش را تغییر دهد و آن چیزی نشود که خانواده‌اش بوده‌اند. اما به هر حال، به این حد از سازگاری رسیدن، هنری است که تنها از دست عده‌ای خاص برمی‌آید.

شباهت در عصر جدید

اما انگار این روزها علاوه بر این تناسب‌های سنتی، زن و مرد در یک چیز دیگر هم باید شبیه هم باشند؛ اطلاع از تکنولوژی. این‌که زن و مردی در کنار هم زندگی کنند و یکی از رایانه و اینترنت سررشته داشته باشد و آن دیگری از آن بی‌اطلاع باشد، همان اتفاقی است که تعادل را برهم می‌زند.

نمی‌دانم چه کسانی هنوز معتقدند که رایانه و اینترنت خطرناک‌اند و انحراف اخلاقی می‌آورند یا این که افراد خانواده را از هم دور می‌کنند.

این را هم نمی‌دانم که هنوز چه تعداد آدم پیدا می‌شود که تلفن همراه و قابلیت‌های گوشی‌های موبایل را مخرب می‌دانند. ولی اگر هنوز چنین آدم‌هایی باشند، سخت در اشتباهند؛ چون بی‌اطلاعی از این تکنولوژی‌ها یعنی عقب ماندن از آدم‌های هم‌نسل. پس وقتی دو آدم بی‌اطلاع و آگاه کنار هم قرار می‌گیرند، شانس صحبت کردن درباره تکنولوژی و استفاده مشترک از قابلیت‌های آن را از دست می‌دهند. برعکس، اگر زن و مرد در این زمینه هم به یکدیگر شبیه باشند، آن وقت است که حرف‌هایشان از محدوده صحبت‌های بی‌محتوا و تکراری خارج می‌شود و کمی رنگ و بوی دانش می‌گیرد. پس رایانه، اینترنت، گوشی‌های تلفن همراه لزوما گمراه‌کننده‌ نیستند، بلکه تکنولوژی‌های به روزی هستند که می‌توانند با استفاده صحیح، دو انسان زیر یک سقف را بهتر و بیشتر از همیشه به هم نزدیک کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها