این کتاب «سهام خیام، دختری از هویزه» نام دارد و ناشر آن هم سوره مهر حوزه هنری است.
این کتاب یکی دیگر از کتابهایی است که در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری تولید شده است.
این کتاب همانطور که از نامش پیداست روایت کوتاهی است از زندگی کوتاه سهام خیام است. او یکی از دختران هویزه است که در مهرماه سال 1359 در این شهر به شهادت می رسد.
سهام خیام که متولد سال 1347 بود در زمان شهادتش تنها 28 سال سن داشت.
این کتاب با مقدمهای در مورد نقش و حضور مستقیم زنان هویزه در جنگها و شورشهای عصر تیموریان و صفویان و... آغاز میشود در ادامه به بررسی زندگی و سیر رشد روحی سهام خیام میپردازد.
اگرچه تا به حال در مورد نقش زنان در دفاع مقدس مطالب و کتابهایی نوشته شده، اما پرفروش شدن کتاب «دا» نشان داد که هنوز روایتهای بانوان و یا روایت زندگی بانوانی که درگیر این جنگ بودهاند آنگونه که باید برای مردم بازگو نشده است.
این کتاب میکوشد تا زندگی این شهید را به تصویر بکشد و مخاطب را با شکلگیری شخصیت او، چگونگی تولد، حیات و شهادتش آشنا سازد.
روایت این کتاب البته بر خلاف کتابهایی که در ابتدای این مطلب از آنها نام بردیم داستانی نیست و نویسنده آن سید قاسم یا حسینی روایتی گزارشگونه را برای آن انتخاب کرده است.
بخشی از کتاب را که از زبان مادر سهام خیام روایت میشود، میخوانیم «دخترت پیراهنش را پر از سنگ کرده و دارد به سوی نیروهای بعثی سنگ پرتاب میکند. الان کشته میشود! من خواستم دست او را بگیرم و به خانه بیاورم، اما گفت: تو نامحرم هستی و حق نداری دست مرا بگیری! من خیلی نگران شدم.
در همین وقت بود که آمدند و خبر دادند که سهام با تیر مستقیم اسلحه دشمن کشته شده است. این خبر را یکی از زنان همسایه آورد. بعد از ساعتی جنازه سهام را به خانه آوردند. خواستم او را ببینم. اما هر چقدر اصرار کردم نگذاشتند او را ببینم.»