از این رو نهاد بسیج، تبلور عینی یک اندیشه و آرمان است؛ اندیشه و آرمانی که با هسته مرکزی پیام انقلاب و اهداف متعالیه جمهوری اسلامی پیوند خورده و خود را در ارتباط با آن تعریف میکند. به عبارت دیگر بسیج یک هویت ذهنی و فکری دارد که نهاد موجود، تبلور آن است و باید دانست در پرتو این هویت و ماهیت اصیل است که باید به ارزیابی عملکردها و رویکردهای بسیج در هر دوره پرداخت و این هویت راهنمای عمل آن در هر دوران است.
زمانی که از هویت اصیل بسیج سخن میگوییم، نباید گمان کرد که اندیشه و نهاد بسیج ماهیتی ایستا دارد، بلکه اساسا مانند هرپیام اصیل دیگری، انعطافپذیری و توان انطباق با مقتضیات زمان، جزئی از هویت اصلی آن است. از این روست که پیام بسیج کهنهشدنی نیست و در هر زمانی قابلیت بازسازی و تجدید ساختار متناسب با اقتضائات زمانه را دارد. البته طبیعی است که این قابلیت بازسازی نباید به قلب ماهیت اندیشه و عمل بسیج منجر شود. در کل بسیج روحی جاری است که اصول بر آن حکم میکند، ولی در متن این اصول، نوآوری و توان انطباق با نیازهای زمانه وجود دارد.
چنان که بارها گفتهام، اگر به تحلیل سخنان وبیانات رهبر فرزانه انقلاب طی دهه اخیر بپردازیم، عملا شاهدیم که ایشان بارها ضرورت اصلی و بنیادین امروزه حرکت نظام را تحقق یک توسعه بومی عدالتمدار متذکر شدهاند که باید بسترهای تحقق اهداف غایی را برآورده سازد. تبلور این بینش و مطالبات، سند چشمانداز است که کاملا با اهداف یک توسعه عدالتمدار متکی بر هویت بومی نگاشته شده است و بر همین اساس بنده بارها عنوان کردهام مساله امروز، مساله کارآمدی نظام در پاسخ دادن به خواستههای عمومی است، پاسخ درست و اصولی و پایدار به این خواستهها نیز از مسیر توسعهای بومی و عدالتمدار میگذرد و طبق همین اصل است که بر اهمیت کارآمدی، توسعه بومی و اجرای اصل 44 تاکید میشود. اصل اتکا به اصول و نو شدن به اقتضای زمانه، مبنای نیرومند در فقه پویای ماست و بسیج به پشتوانه تجارب ارزشی و حضور پر افتخارش در دوران دفاع مقدس که منتج شده از فرهنگ والای حسینی در دهه اول که دوره «تثبیت نظام» بود و همچنین دهه دوم و سوم با عنایت به تدوین سند چشمانداز «دوره کمال» نامیده میشود و بنا به اقتضای دهه چهارم «دهه پیشرفت و عدالت» و مسائل جاری کشور میبایست خود را به سلاح عقلانیت دینی و بصیرت اجتماعی تجهیز کند.واضح و مبرهن است هماکنون ما شاهد انحراف گروههایی قلیل به سوی سکولاریسم، انحراف اجتماعی، تحجر و جمود فکری هستیم که تلاش میکنند یک ایستایی و رکود را به مبانی نظری نظام تحمیل کنند. وجه دیگر این انحرافها، استفاده ابزاری از ارزشهاست که بالاترین ضربهها را به پایداری و پویایی اصول وارد میآورد و بسیج باید نگهبانی امین و نقاد در مقابل این گرایشهای افراطی و تفریطی باشد.
گفتنی است، منظر و چشمانداز نقد برای نهادی مانند بسیج، آرمانها و اهداف ارزشی انقلاب است. چشمانداز نقد، اصول و ارزشها و خواستههایی که در قانون اساسی، کلام امام راحل (ره) و رهبر معظم انقلاب و برنامههای کلانی چون سند چشمانداز قرار گرفتهاند. زاویه نقد برای نهادی مردمی چون بسیج، مردم و منافع آنهاست. بسیج به عنوان نهادی ارزشی و مردمی واسط میان نظام و جامعه باید از نهادها و عملکردشان انتقاد کند و از آنها پاسخ بطلبد.
آنچه امروز به عنوان بسیج و فرهنگ بسیجی از آن یاد میشود، ثمره خونها و مجاهدتهای فراوانی است که در راه دفاع از آرمانها و ارزشهای راستین انقلاب و نظام اسلامی نثار گردیده است و از این رو آنان که امروز به افتخار بسیجی بودن نائل شدهاند، باید با تمام توان پاسدار این یادگار گرانقدر رهبر کبیر انقلاب (ره) و شهیدان باشند.