پرسپولیس در نیم‌فصل اول

فراز و نشیب‌های یک تیم پر حاشیه

نیم‌فصل اول مسابقه‌های لیگ برتر فوتبال کشور با یک دیدار کمتر از حد انتظار به پایان رسید تا کارنامه تیم‌های حاضر در این رقابت‌ها به جای 17 مسابقه با 16 دیدار برگزار شده مورد ارزیابی قرار بگیرد که این اتفاق البته در فوتبال ما با خصوصیات منحصر به فردش اصلا چیز عجیبی نیست. به هر حال و با شرایط موجود سپاهان 31 امتیازی قهرمانی نیم‌فصل اول را به خود اختصاص داد و پس از آن ذوب آهن، استقلال، استیل آذین و پرسپولیس در مکان‌های دوم تا پنجم قرار گرفتند. اما در این میان از لحاظ اخبار حاشیه‌ای و فراز و نشیب شاید بتوان رتبه نخست را به پرسپولیس اختصاص داد، از انتخاب سرمربی جدید که بیشتر به داستانی دنباله‌دار شبیه شده بود تا اخراج و ابقای یک شبه کرانچار، هیات مدیره نیم‌بند، نتایج دور از انتظار در طول مسابقه‌ها، رفتن انصاری‌فرد و آمدن کاشانی، اعتراض مکرر برخی بازیکنان به نیمکت‌نشینی و این اواخر معمای بدون جواب یافتن ترکیبی ثابت برای پرسپولیس، همه و همه از پرسپولیس تیمی خبرساز و پرحاشیه ساخت. با این اوصاف همین که پرسپولیس روی نیمکت تغییر و تحولی نداشت جای تعجب بود اما مثل چند سال گذشته در کادر مدیریتی دچار بی‌ثباتی شد تا به هر ترتیب ممکن سنت‌شکنی نکرده باشد. در این گزارش برآنیم تا نگاهی به عملکرد پرسپولیس و آنچه در طول نیم‌فصل نخست لیگ نهم بر این تیم گذشته است داشته باشیم، با ما همراه باشید.
کد خبر: ۲۹۵۱۲۷

پیش از آغاز فصل روزها یکی پس از دیگری به سرعت سپری می‌شد، عباس انصاری‌فرد که برای فصل جدید وعده‌های زیادی داده بود و می‌خواست ناکامی پرسپولیس در لیگ هشتم را با کامیابی در لیگ جدید جبران کند، برای انتخاب سرمربی جدید دچار مشکل شده بود، گزینه‌های داخلی با وعده‌هایی که مدیرعامل سرخ‌پوشان داده بود همخوانی نداشتند. او می‌خواست یک مربی بزرگ خارجی به ایران بیاورد که پرسپولیس را متحول کند؛ اما آیا پیدا کردن مربی بزرگی که شرایط پرسپولیس و ایران را بپذیرد کار راحتی بود؟ نام‌های زیادی بر صفحات نخست روزنامه‌ها به عنوان کاندیدای حضور در پرسپولیس نقش می‌بستند، اما یا شایعه بود یا اگر واقعیت داشت با یک مذاکره تلفنی همه چیز منتفی می‌شد تا دوباره امروز و فردا کردن‌ها ادامه یافته و وعده‌های جدید داده شود.

اما پرسپولیس در این میان با احمدرضا عابدزاده و حسین عبدی کار خود را آغاز کرده بود. در همین شرایط که انتخاب سرمربی به چالشی جدی بدل شده بود، بازیکنان بزرگ پرسپولیس که هر کدام به دلیلی از حضور در پرسپولیس به خاطر پشت سر گذاشتن یک فصل پردردسر در لیگ هشتم دلخوشی نداشتند ساز جدایی سر دادند. انصاری‌فرد با تکیه بر شعار «پرسپولیس به فرد وابسته نیست و به ستاره‌هایش تکیه نمی‌کند» انگار که چوب حراج به مال و اموال خود زده باشد هیچ واکنشی در برابر جدایی بازیکنان تاثیر‌گذار پرسپولیس نشان نداد و البته گفت نمی‌خواهد هیچ کس را به اجبار در پرسپولیس نگه دارد. داستان این جدایی‌ها پس از رفتن پژمان‌ نوری، مازیار زارع، ایوان پترویچ، ابراهیم توره، نیکبخت واحدی، مهدی واعظی و چند نفر دیگر با انتقال علی‌ کریمی به استیل آذین به پایان رسید اما این برای پرسپولیس آغاز راه دشواری بود که عاقبت به جدایی خود انصاری‌فرد انجامید.

...و بالاخره کرانچار آمد

13 روز مانده به آغاز لیگ سرانجام طلسم انتخاب سرمربی پرسپولیس شکسته شد، در حالی که این تیم حتی اردوی آماده‌سازی را هم در ترکیه پشت سر گذاشته بود، مسوولان وقت پرسپولیس با مقایسه پرسپولیس جدید با پرسپولیسی که قطبی در آستانه لیگ هفتم در فاصله زمانی کم تا آغاز مسابقه‌ها تحویل گرفت، سعی کردند هواداران خود را آرام کنند غافل از این که پشت پرسپولیسی که قطبی تحویل گرفت کاشانی با همکاری موثر حمید استیلی قرار داشت و تیمی که برای افشین قطبی بسته شده بود تفاوت‌های زیادی با تیم بسته شده برای زلاتکو کرانچار داشت، به هر حال کرانچار آمد تا به واسطه کارنامه‌اش با تیم ملی کرواسی انتخاب خوبی برای پرسپولیس لقب بگیرد اما این کارنامه هم سبب نشد تا کشتی ناآرام و طوفان‌زده پرسپولیس بسرعت در ساحلی امن آرام بگیرد، کار پرسپولیس در تمام طول نیم‌فصل ترکیبی نامتعارف از امید و ناامیدی بود.

چهره متفاوت زلاتکو با هموطنانش

زلاتکو کرانچار در لیگ نهم حداقل مطرح‌ترین نام در میان مربیان خارجی است. او چهره‌ای متفاوت با سایر هموطنانش که مربیگری را در ایران تجربه کرده‌اند دارد، اصلا احساساتی نیست، زود عصبانی نمی‌شود، هرگز وعده بزرگ نمی‌دهد، امیدواری ایجاد نمی‌کند و کنار زمین حرص و جوش نمی‌خورد. این خصوصیات قطعا با چهره‌‌ای که از بلاژویچ، بوناچیچ، وینگوبگوویچ و حتی برانکو ایوانکوویچ به خاطر می‌آوریم متفاوت است. بهترین توصیف را شاید یکی از نزدیکان زلاتکو از او ارائه می‌کند؛ بی‌تفاوت، قاطع و ترکیبی از سنگ و یخ، تعجب نکنید. برای ما ایرانی‌ها بدون شک کنار آمدن و پذیرفتن آدمی با این خصوصیات نیاز به زمان دارد و این همان چیزی است که بازیکنان پرسپولیس در ابتدای کار به آن نیاز داشتند.

کرانچار خودش در این باره می‌گوید: من در کل آرامش را ترجیح می‌دهم و دوست دارم با بازیکنانم آرام برخورد کنم و اجازه دهم هر کس سرش به کار خودش باشد تا وظیفه‌ها با هم تداخل نکنند. من پیش از حضور در ایران با بلاژویچ و برانکو صحبت کردم و حرف‌های آنها درباره شما و سبک فوتبال ایران در تصمیم‌گیری من تاثیر داشت.

شاید به سبب همین ویژگی است که سرمربی پرسپولیس راه دوستی و نزدیک شدن به بازیکنان را خوب نمی‌داند، البته کرانچار در مقاطعی وقتی با چنین انتقادی مواجه می‌شد از این مشکل به عنوان مشکل انتقال مفاهیم یاد می‌کرد و بصراحت می‌گفت حرف‌های من خوب ترجمه نمی‌شود، بازیکنان به من مراجعه می‌کنند و می‌گویند متوجه نمی‌شوند من چه می‌گویم، من هم حرف‌های آنها را نمی‌فهمم که بعدا با‌ آمدن رضا چلنگر این مشکل برطرف شد، اما دوستی بین سرمربی و بازیکنان برقرار نشده است.

مربیان خارجی و ضعف در برقراری رابطه با بازیکنان

اما محمد صادقی، پیشکسوت پرسپولیس وقتی با سوالی درباره لزوم برقراری رابطه نزدیک بین مربی و بازیکن روبه‌رو می‌شود به «جام‌جم» می‌گوید: این مشکل فقط مربوط به کرانچار نیست، این فاکتور یکی از برتری‌های مربی داخلی بر خارجی است. اما بعضی از مربیان خارجی هم هستند که به واسطه کار کردن در تیم‌های مختلف دنیا فهمیدند این یکی از رموز موفقیت است که باید داشته باشند. در ورزش‌های گروهی مثل فوتبال این دوستی‌ها که اتحاد در زمین را موجب می‌شود تعیین‌کننده هستند که البته با حضور مدیری که بتواند این فضا را ایجاد کند مربی خارجی کمتر سختی‌های کار را احساس می‌کند. بعد از اضافه شدن آقای کاشانی در پرسپولیس چیزی در این تیم عوض نشد، مربی و بازیکنان همان‌ها بودند اما وضعیت روحی حاکم برمجموعه بهتر شد، کرانچار در نیم‌فصل دوم با آرامش بیشتری کار می‌کند، چون با شناخت از فضای فوتبال ایران و بازیکنانش می‌داند که باید برای برآورده کردن توقعات چه کارهای جانبی علاوه بر مسائل فنی انجام دهد.

کرانچار،‌ یک مربی ضدستاره؟

آیا کرانچار یک مربی ضدستاره است؟ این سوال زمانی در ذهن منتقدان و هواداران پرسپولیس نقش بست که سرمربی پرسپولیس به ستاره‌های تیمش زیاد بازی نمی‌داد، پرسپولیس باوجود از دست دادن ستاره‌هایش تیم بی‌مهره‌ای نیست، خیلی‌ها براین باورندکه اگر کرانچار تبحر و مهارت داشت حالا و پس از گذشت یک نیم‌فصل، حداقل چند ستاره جدید رو کرده بود اما او با رفتاری انتقاد برانگیز گاهی بهترین‌هایش را به سکو تبعید می‌کرد. بسیار پیش می‌آمد که یک بازیکن مقابل حریفی بهترین چهره پرسپولیس بود، اما هفته بعد روی نیمکت می‌نشست و هفته بعد از آن در لیست 18 نفره هم قرار نمی‌گرفت، آرفی، خلیلی، محمد پروین و محمد منصوری، ‌قربانی‌های طرز تفکر کرانچار بودند. یکی از بازیکنان پرسپولیس که نمی‌خواهد نامی از او ببریم می‌گوید: نمی‌دانم او با ستاره شدن بازیکنان مشکل دارد یا نه اما این را فهمیدم که چندان مایل نیست یک بازیکن آچار فرانسه شود و به قولی همه کاره باشد، معلوم نیست اگر علی کریمی در پرسپولیس مانده بود، چه عاقبتی با کرانچار پیدا می‌کرد. یعنی او همه‌کاره پرسپولیس می‌شد؟ واقعا نمی‌دانم.

بیژن ذوالفقارنسب در گفتگو با «جام‌جم» مشکل کرانچار را برای عدم‌شناخت از ترکیب تیمش اینچنین توصیف می‌کند:‌ مهم‌ترین دلایل این جابه‌جایی‌ها و تغییرات درونی را عدم‌شناخت فنی کرانچار نسبت به بازیکنان می‌دانم. او خیلی دیر به مجموعه پرسپولیس ملحق شد و حتی در دوران آماده‌سازی و بازی‌های دوستانه این تیم حضور نداشت، طبیعی بود که در هفته‌های نخست لیگ آزمون و خطا را تجربه کند، مسابقه‌ها هم حساس و فشرده بود. فکر می‌کنم حالا این دوران به پایان رسیده و او باید در نیم‌فصل دوم توانمندی خودش را به دور از استرس به نمایش بگذارد.

ناصر ابراهیمی نظر دیگری دارد. مربی سابق پرسپولیس به «جام‌جم» می‌گوید: کرانچار هم مثل بقیه مربیان خارجی از فوتبال ایران شناخت خوبی ندارد. بخصوص کارکردن در تیم‌های بزرگی مثل پرسپولیس و استقلال به دلیل حساسیت تماشاگران اصلا راحت نیست. در این تیم‌ها مردم روی هر بازیکن حساسیت ویژه‌ای دارند و اگر تیم نتیجه نگیرد نمی‌پذیرند که یک بازیکن خوب و موثر روی نیمکت باشد، حالا کرانچار بدون آگاهی از این شرایط سعی دارد تا سلیقه خود را باتوجه به سیستم و ترکیب مورد نظرش اعمال کند اما هواداران انتظار دارند و نمی‌توانند صبر کنند، به نظر من پرسپولیس باهمین نفرات پتانسیل لازم را برای قرار گرفتن درصدر جدول دارد و باید حداقل فرصت‌های از دست رفته را در نیم‌فصل دوم جبران کند.

هوش مربی در شناخت ترکیب اصلی تعیین‌کننده است

اما کرانچار یک بار دیگر در کارنامه کاری‌اش به خاطر انتخاب بازیکن و سلیقه‌اش دچار دردسر شده است. او که پس از دو سال مربیگری در تیم ملی کرواسی به امارات آمده بود تا با الشعب تجربه جدیدی در آسیا داشته باشد، پس از مدتی بر سر انتخاب بازیکنان با هیات مدیره این باشگاه دچار اختلاف شد و از سمت خود برکنار شد.

مهم‌ترین دلیل جابه‌جایی و تغییر در ترکیب پرسپولیس عدم شناخت فنی کرانچار از بازیکنانش بود، او دیر به این مجموعه ملحق شد و برای شناخت آنها به زمان نیاز داشت

محمد پنجعلی سردرگمی کرانچار در انتخاب ترکیب اصلی تیمش را به هوش و نبوغ او ربط می‌دهد و به «جام‌جم» می‌گوید: اگر کرانچار مربی باهوشی بود، تا حالا متوجه می‌شد که 11 بازیکن اصلی‌اش چه کسانی هستند. البته نباید فراموش کرد که یک دلیل اصلی این است که او خودش بازیکنان را انتخاب نکرده و طبیعی است که اهرم لازم برای تاکتیک مورد نظرش را در اختیار نداشته باشد. اما او شرایط پرسپولیس را پذیرفته بود و می‌دانست فرصتی برای انتخاب بازیکن ندارد. بنابر این باید خودش را با شرایط وفق می‌داد و تا این حد امنیت و اعتماد به نفس بازیکنان را خدشه‌دار نمی‌کرد، به هر حال عدم‌هماهنگی و نداشتن یک ترکیب ثابت در تمام طول نیم‌فصل بزرگ‌ترین نقطه ضعف پرسپولیس بود و اگر بخواهد این روند در نیم‌فصل دوم هم ادامه داشته باشد بعید است نتیجه خوبی رقم بخورد.

کرانچار بالاخره ترکیبش را شناخت

نظر خود کرانچار هم درباره این همه انتقاد جالب است. او بالاخره به این نتیجه رسیده است که دیگر به ترکیب اصلی تیمش دست نزند، کرانچار می‌گوید: منتقدان صبور باشند. نیم‌فصل اول عیار بازیکنان را سنجیدم. حالا سعی می‌کنم 11 بازیکن خودم را بشناسم تا مشخص شود در هر بازی چه کسانی باید به میدان بروند. همه از من می‌پرسند چرا اینقدر ترکیب پرسپولیس را تغییر دادم، اما من ثابت می‌کنم همه کارهایم با هدف بوده است. فقط امیدوارم شرایطی پیش نیاید که بازیکنان اصلی خود را بیرون از ترکیب بگذارم. از گوشه و کنار شنیده می‌شد کرانچار با برخی بازیکنان رابطه بهتری دارد، حتی برخی از نزدیکان این باشگاه می‌گویند به چشم خود دیده‌اند که این مربی توصیه‌پذیر است. حتی گفته می‌شود یکی از دلایل اختلاف انصاری‌فرد با کرانچار همین موضوع بوده است، اما او زیر بار نمی‌رود. کرانچار اصرار دارد بازیکنانش را به یک چشم نگاه می‌کند و سعی دارد سطح فکری و تاکتیکی‌شان را برای رقابت بهتر بالا ببرد. می‌گوید هر بازیکنی که حقش باشد وارد زمین می‌شود و من هیچ‌کس را سفارشی نمی‌پذیرم.

پرسپولیس و مشکلات مدیریتی

اما مشکل مدیریتی پرسپولیس که کادر فنی را هم تحت تاثیر قرار داده بود چه بود، عباس انصاری‌فرد که معمولا همه‌چیز را خوب توصیف می‌کرد هرگز به طور شفاف توضیح نداد چه مشکلی با کرانچار دارد. او در ظاهر حامی قاطع سرمربی بود اما بعد از چند هفته ناکامی پرسپولیس نسبت به قاطعیت کرانچار دچار تردید شد. حقیقت این بود که انصاری‌فرد هیچ‌گاه قاطعیت لازم برای مقام مدیرعامل را نداشت. هیات‌مدیره چند دسته پرسپولیس هم تکیه‌گاه خوبی برای او نبودند. این‌گونه بود که اخراج کرانچار پس از شکست مقابل پیکان از سوی انصاری‌فرد در کمتر از 24 ساعت به ابقا تبدیل شد تا یکی از اتفاقات نادر فوتبال در ایران رقم بخورد.

چه چیز باعث شده بود تا انصاری‌فرد نسبت به کرانچار سوءظن داشته باشد؟ گفته می‌شود واسطه انتقال یکی از بازیکنان خط میانی پرسپولیس از یکی از اعضای کادر فنی این تیم خواسته بود تا با سفارش به کرانچار شرایطی فراهم کند تا این بازیکن فیکس شود و جای آن شرایط انتقال یکی از بستگان آن مربی به یک تیم دسته یکی از سوی این واسطه مهیا شود. انتشار و انتقال این اخبار در اردوی پرسپولیس سبب شده بود تا انصاری‌فرد رابطه سابق را با سرمربی نداشته باشد و به دنبال فرصتی برای برکناری‌اش باشد و این شاید مهم‌ترین دلیل قرار گرفتن کلمه اخراج مقابل نام کرانچار در مقاطع مختلف بود؛ شایعاتی که هرگز نه تایید شد نه تکذیب. کرانچار می‌گوید با انصاری‌فرد مشکلی نداشته است. وی به «جام‌جم» می‌گوید: تمام تصمیماتی که الان می‌گیرم زمان انصاری‌فرد هم می‌گرفتم، اما آن وقت به من می‌گفتند در کار تو دخالت می‌شود نمی‌فهمیدم چرا. هیچ‌چیز عوض نشده. من به آقای انصاری‌فرد می‌گویم، قبلا هم گفتم به عنوان مربی حرفه‌ای عادت دارم نظرات دیگران را بشنوم، اما تصمیم نهایی را خودم می‌گیرم. انصاری‌فرد این حرف من را قبول نمی‌کرد. در ماجراهای پرسپولیس بیشترین ضربه را انصاری‌فرد خورد که به رفتنش از پرسپولیس منجر شد.

کاشانی و بازگرداندن اعتماد به نفس کرانچار و بازیکنان

با آمدن سعیدلو به سازمان تربیت‌بدنی همه نگاه‌ها به تدابیر ویژه رئیس‌ جدید سازمان ورزش برای حل مشکلات پرشمار پرسپولیس بود. از آنجا که عباس انصاری‌فرد در مدت‌زمان حضور خود نتوانسته بود وعده‌هایش را عملی کند پیش‌بینی می‌شد اولین راه ایجاد تحول در پرسپولیس باشد. حبیب کاشانی که با خاطره خوش قهرمان کردن پرسپولیس پس از 6 فصل این تیم را ترک کرده بود، جایگزین انصاری‌فرد شد تا شاید بتواند اتحاد و انسجام از دست رفته را به این تیم بازگرداند.

کاشانی در گام نخست اعتماد به نفس را به کرانچار و بازیکنان برگرداند. در تمام هفته‌هایی که از کرانچار حمایت می‌کرد شاید در این اندیشه بود که ای کاش جایگزین مناسبی برای او وجود داشت و اگر پرسپولیس در هفته پایانی نیم‌فصل ابومسلم را شکست نمی‌داد، هیچ بعید نبود که به هر طریق ممکن جایگزینی برای کرانچار پیدا شود اما کاشانی چاره‌ای جز حمایت از سرمربی تیمش ندارد چون حتی آلترناتیو شایسته‌ای ندارد که بخواهد به واسطه آن انگیزه کرانچار را بالا ببرد.

دیدگاه‌ها نسبت به مدیریت کاشانی مثبت است و همین می‌تواند امیدواری‌های پرسپولیس را برای نیم‌فصل دوم افزایش دهد. محمدرضا زادمهر مشکل اصلی پرسپولیس در این فصل را مدیریت عنوان کرد و در گفتگو با «جام‌جم» یادآور شد: پرسپولیس همچنان از بی‌ثباتی مدیریتی ضربه می‌خورد. در ابتدای فصل اوضاع آشفته این تیم کاملا از مسائل مدیریتی پشت پرده ناشی می‌شد.

یک مدیر باید به فکر مجموعه‌اش باشد اما فضای کار برای مدیرعامل فراهم نبود. با آمدن کاشانی وضعیت بهتر شده است. او توانست اتحاد و همدلی را به پرسپولیس برگرداند و نتیجه این‌که پرسپولیس پس از دربی با وجود داشتن شکست نتایج بهتری کسب کرد و حتی با باخت هم وارد بحران شدیدی نشد. حبیب کاشانی شاید به خاطر صداقت در گفتار محبوب باشد. او صادقانه می‌گوید که هنوز از بازی تیمش راضی نیست. این را در پایان نیم‌فصل می‌گوید و می‌افزاید: با این‌که می‌دانم بازیکنانم تمام تلاششان را به کار می‌گیرند اما هنوز با پرسپولیس واقعی فاصله داریم. باید با بررسی بازی‌های انجام شده نقاط ضعف را در طول تعطیلات نیم‌فصل برطرف کنیم. خوشبختانه بازیکنان و کادر فنی کم‌کم نسبت به هم شناخت بیشتری پیدا می‌کنند و با تمرینات خوب در نیم‌فصل می‌توانیم امیدوار باشیم که از اعتبار نام پرسپولیس دفاع کنیم.

نیم‌فصل تلخ برای مهاجمان 18 گله پرسپولیس

پرسپولیس در نیم‌فصل اول مهارت خاصی را در از میان بردن انگیزه‌ها داشت. پیش از شروع فصل پیش‌بینی می‌شد زوج خلیلی و آرفی که اتفاقا هر دو در آخرین فصل حضور رویایی خود در لیگ 18 گله بودند خط حمله آتشینی برای پرسپولیس بسازند. خلیلی دو فصل پیش 18 گل برای پرسپولیس زده بود و آرفی در پیام با 18 گل بهترین گلزن خارجی شده بود. اما این دو مهاجم نیم‌فصل تلخی را پشت‌سر گذاشتند. می‌گویند خلیلی مصدوم بوده است. خودش و نزدیکان پرسپولیس چنین اعتقادی ندارند. از آرفی هم آن‌طور که باید استفاده نشد و آن را شاید به حساب بدسلیقگی کرانچار بتوان گذاشت. اما او از خلیلی در محافل خصوصی به عنوان اسلحه پنهان نیم‌فصل دوم نام برده تا شاید همچنان امیدهایش زنده بماند. محمد پروین هم یکی دیگر از ناراضی‌های پرسپولیس بود. کرانچار در اظهاراتش بصراحت گفته است که در مورد محمد پروین من تصمیم می‌گیرم و در حقیقت کسی که باید تاییدش کند من هستم نه پدرش،‌ بنابراین او باید بداند به دلیل عدم آمادگی به میدان نرفته و اگر آماده باشد حتما به میدان می‌رود.

عدم اعتماد به مربیان پرسپولیس

وقتی برخی تیم‌های لیگ برتری مثل پیکان و استیل‌آذین با مربیان پرسپولیس مثل درخشان و استیلی خوب نتیجه گرفتند، خیلی‌ها به این فکر افتادند که چرا تیمی مثل پرسپولیس از داشته‌های خودش بهره نمی‌برد و حتی زمان را به خاطر انتخاب یک مربی صرفا خارجی از دست می‌دهد.

آیا پیشکسوتان این تیم نمی‌توانند همین کاری را که مثلا کرانچار انجام می‌دهد برای پرسپولیس انجام دهند؟ آیا در این صورت جایگاه پرسپولیس مثلا از پنجمی در پایان نیم‌فصل بدتر می‌شود؟

محمد پنجعلی در این خصوص به «جام‌جم» می‌گوید: درست نیست که مربی خارجی فقط به خاطر پول به ایران بیاید و هر وقت که نخواست ادامه دهد یا اخراج شد برود و پولش را بگیرد. متاسفانه الان این‌طور شده است. اولویت همه پول است و وقتی هم ادامه همکاری میسر نباشد، بدون این‌که هیچ اتفاقی بیفتد ایران را ترک می‌کنند. در حالی که در خود پرسپولیس و خانواده‌اش نیروهای باتجربه‌ای هستند که حرف این بچه‌ها را می‌فهمند و می‌توانند به پرسپولیس کمک کنند.

حمید درخشان، سرمربی پیکان نیز درخصوص این موضوع در گفتگو با «جام‌جم» تصریح می‌کند: متاسفانه مسوولان همیشه دیگران را به خود پرسپولیسی‌ها ترجیح داده‌اند و کمتر به فکر استفاده از نیروهای باتجربه باشگاه‌ بوده‌اند. به نظر ما مربیان در خود فوتبال ایران هستند. کسانی که بتوانند بخوبی به پرسپولیس کمک کنند و نتایج بهتری هم بگیرند، اما اگر همان فرصتی که به خارجی‌ها می‌دهند به داخلی‌ها هم بدهند، جای دوری نمی‌رود و نتیجه بالاخره به دست می‌آید.

کریم باقری، فرمانده بی‌چون و چرا

به گواه بیشتر کارشناسان، کریم باقری بهترین و موثرترین بازیکن پرسپولیس در نیم‌فصل اول لیگ نهم بود. کاپیتان سرخ‌پوشان هر وقت در زمین بود محور حرکات تیمش محسوب می‌شد و حتی در زمینه گلزنی با به ثمر رساندن 7 گل نقش مهمی در موفقیت‌های پرسپولیس داشت؛ بازیکنی که کرانچار او را اسطوره و فرمانده تیمش می‌خواند و خوشحال است که پرسپولیس مهره تاثیرگذاری مثل او دارد. کریم باقری درخصوص نیم‌فصل اول رقابت‌های لیگ برتر برای پرسپولیس به «جام‌جم» می‌گوید: فراز و نشیب پرسپولیس در این هفته‌ها کاملا طبیعی بود. به هر حال مسائلی پیرامون باشگاه وجود داشت که اجازه نمی‌داد پرسپولیس در گرفتن نتیجه موفق ظاهر شود. هماهنگ شدن نفرات جدید هم از عوامل دیگر بود که زمان می‌برد. در نیم‌فصل دوم هواداران پرسپولیس بهتری می‌بینند. هواداران همیشه نگران هستند. این حق آنهاست که پرسپولیس نتیجه بگیرد. اما باید همیشه شرایط تیم را هم در نظر داشته باشند.

سارا احمدیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها