داستانک

استکان چای

کد خبر: ۲۹۴۸۲۷

من هم بی‌تو می‌میرم، آه عشق من! بی‌تو خورشید هم خاکستری است.

نه‌نه، نمی‌گذارند ما به هم برسیم، انگار زمین برعکس می‌چرخد. خورشید از مغرب طلوع می‌کند و...

کات، کات. باز هم شل‌بازی درآوردید. زمان رومئو و ژولیت چایی کجا بود که رو میز رها کردید. جواد آقا استکان چایی رو از روی میز وردار.

دوباره: خانم ... قدری با حس‌تر دیالوگ‌هاتونو بگید. صدا، دوربین، حرکت...

نیما اکرامی‌فر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها