آینه‌های روبه‌رو

از بوی عطر پیرهنم

غلامعلی خواجه‌علی، شاعر جوان شهرکردی، چند غزلی صفحه شعر جوان را مهمان کرده‌اند و آثارشان را برای ما فرستاده‌اند. غزل‌های خواجه‌علی سرشار از روح تغزل و عاشقانه‌سرایی است که این روح در قالب غزل با زبان و ادبیاتی لطیف و شاعرانه نیز همراه شده است. یکی از ویژگی‌های شعر خواجه‌علی استفاده از برخی اصطلاحات زبان عامه (فولکلور)‌ است. به عنوان مثال اصطلاح «جوشیدن» به مفهوم همان برقراری ارتباط را با این که در قافیه غزل قرار داده بسیار ماهرانه به کار گرفته است یا وقتی بوی خوش پیراهنش را وجه شبهی می‌گیرد برای قمصر و گلاب کاشان نشان می‌دهد که خواجه‌علی اگرچه شاعر جوان و به قول فردوسی بزرگ جویای نام است، اما کاملا بر وزن و قافیه مسلط است. با هم غزلی از او را در ادامه می‌خوانیم، غزلی که با یادی از روانشاد حسین منزوی نیز همراه شده است:
کد خبر: ۲۹۳۷۹۶

با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم
آه ای شراب کهنه! که در ساغری هنوز

حسین منزوی

«آه ای شراب کهنه!» مرا تازه‌‌تر بنوش
با این خیال خسته، بیا ساده‌‌تر بجوش
تلخم، درست مثل همان طعم تلخ تو
شیرین‌ترین جان مرا، جان من! بنوش
دنبال کودکانه‌ی پس‌کوچه‌های دور
با یک لباس تازه بیا، نو ... برم بپوش
وقتی که «دشت لاله» و «ارژن» قیامت است
وقتی که زنده‌رود من افتاده از خروش
از بوی عطر پیرهنم، قمصری بپاست
ای شام دشت «درده» و پایان عیش و نوش
پایان داستان  مرا جور دیگری
بنویس و روزنامه‌کن و رایگان فروش

***

اصغر اکبری از روستای عیسوند از شهرستان دشتستان بوشهر، دیگر همراه صفحه شعر جوان است که در 3 قالب غزل، دوبیتی و شعر سپید آثارش را برای ما فرستاده است. اکبری همچنین در نامه‌ای که همراه با شعرهایش ارسال کرده، انتقاداتی را نسبت به وضعیت انجمن ادبی در شهرستان‌ها مطرح کرده است و می‌نویسد: متاسفانه در انجمن‌های شعر آنچه نیاز یک شاعر است گفته نمی‌شود و برای یافتن مسیر بهتر فقط کتاب‌ها هستند که شاید مفید باشند تا جایی‌که شعری را در یک انجمن بسیار تمجید می‌کنند و در انجمن دیگر همان شعر را بسیار ضعیف می‌دانند. انجمن معیار مناسب برای ارزیابی کارهایم نبود که من فکر می‌کردم و سعی کردم کمتر در آنجا وقت تلف کنم. در ارتباط با این نکته‌ای که اکبری مطرح کرده است، باید گفت از همان سرزمین دلواری‌ها بزرگانی چون منوچهر آتشی رشد کرده‌اند و شاگردان فراوانی تربیت کرده‌اند. اما قطعا به طور مطلق نمی‌توان وجود و فعالیت انجمن‌ها و کارگاه‌های شعر و داستان را رد کرد هرچند نیمای بزرگ هم در همین زمینه گفته بود: «ادبیات ما هرچه می‌کشد از همین انجمن‌هاست.»

اما در ارتباط با استقبال از یک شعر در یک انجمن و انتقاد از آن در انجمن دیگری باید گفت اصولا ذات هنر و شعر بر پایه زیبایی است و زیبایی نیز امری کاملا نسبی و سلیقه‌ای است.

با هم یک رباعی از اصغر اکبری می‌خوانیم.

تا گردن عاشقان پلاکی مانده                تا قلب شلمچه بوی خاکی مانده
لطفا بگذارید دعایی بکنیم                    تا روی زمین صدای پاکی مانده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها