گفتگو با محمدرضا شرف الدین
مدیرعامل انجمن سینمای دفاع مقدس
بای بسم الله : در اولین روز پیگیری این گفتگو وقتی بالاخره به محمدرضا شرف الدین گفتم هزار بار بهتون زنگ زدم ، گفت
کد خبر: ۲۹۳۶۵
: روی موبایل من فقط 29بار ثبت شده (بجز چراغ خاموش ها و مشغولیات). مرکز پشتیبانی سینمای دفاع مقدس با این سینماگر و عکاس ، رنگ و صفایی دیگر دارد؛ به همین خاطر تاکید می شود که : این یک مصاحبه صمیمانه و به دور از فضای مسوولیتی و رسمی وی است . راستی ! هفته دفاع مقدس به چه کسانی تبریک گفتنی است؛ شرف الدین می گوید: «به اونایی که هنوز مرد و مردونه روی حرف و بیعت قبلی شون (زمان جنگ) و ایستادن».
این عبارات را معنی کنید ؛ البته به سبک خودتان : سینمای جنگ از چشم جهانیان؛ خشونت زورگویی و خونریزی ، کشتار بی هدف مظلوم و ضعیف و در پایان پیروزی آن که ابزار قدرتمندتری دارد. سینمای جنگ خودمانی؛ عشق ، ایمان ، ایثار و بعضی وقتها کمی هم قیصر. بهترین های آنها (فیلم منظور است)؛ رامبو. بهترین های ما؛
حاجی سنگر؛ گودالی بالاتر از آسمان خاکریز؛ حدفاصل بهشت و جهنم پلاک؛ شماره سریال مومن اسم شب؛ یک شب ، یک جوک. اسم رمز؛ خودتی (کس دیگه ای نیست) چفیه؛ سجاده ، حوله ، باند پانسمان ، سایه بان ، بقچه رخت و لباس و غیره. کلاشینکف؛ زیاد باهاش مانوس نیستم (از خودش بپرس). قمقمه؛ مزاحمی که بعضی وقتها در به در دنبالش می گردی. پیشانی بند؛ تابلو غیرت بلدوزرچی؛ خالصترین انسان زمان و مکان خود
حافظه تاریخی؛ بسیاری وقتها یاری نمی کند. جمجمه ات را به خدا بسپار ، قمقمه ات را به من؛
آه از تشنگی ، تا نچشی ندانی. ببین با نگاه کن چه فرقی داره؛ ببین باصرفه تر است. کلیه برادران با کبدشان فرق می کنه؛ نه بابا؛! اگه یکی توی حرفاتون هی پوتین پرت کنه؛ بستگی داره کی باشه وقتی یه دوشیکا چهچه می زنه یک کلاش شکسته قارقار نمی کنه. این که : همه یک طرف ، شما هم همون طرف؛ عدالت
خدایا تا ما را نکشی از دنیا مبر؛ دعای زیرکانه و فرصت طلبانه اون وقتی هم که مزاح می کنه دعا می کنه اون وقتی هم که دعا می کنه مزاح می کنه. کی ها وقت خدا را می گیرند؛ اونایی که خدا را می خندونن. خدا کی می خنده؛ دو موقع : اون وقتی که اراده کرده یکی را عزت بده و بالا ببره و همه آدم و عالم جمع می شن که نگذارن یه وقت هم زمونی که اراده کرده کسی را زمین بزنه و ذلیل کنه باز هم عالم و آدم جمع می شن که این اتفاق نیافته. نظر بدهید درباره این فرمایش پیامبر(ص)که حق تعالی
، مزاح راست (برعکس دروغ!) را مواخذه نمی فرمایند؛
بیایید فقط برای خدا بخندیم. گفتن التماس دعا در هنگام ادای نماز قضا؛ کار خوب بکن عوضش التماس نکن. کی ها فیتیله معنویت شون بالاست؛ اونایی که از خدا خودش را می خوان ولاغیر. درک تازه ای از این اصطلاح ها: البته برای امروز! نورانی شدی؛ حمام رفتی روی باند نشستی؛ پارتیت قوی یه بالهات بلند شده؛ زیر سرت بلند شده یه وقت نپری؛ یک رابطه ظریفی با گرین کارت دارد. اضافه وزن (آدم + ترکش ها)؛ یادش بخیر آدم آهنی . کلکسیون تیر و ترکش؛ دلش سنگه (امروز یه اینها اون قدیم را ولش کن). کسی که گونیای بدنش ریخته به هم؛ خوردن و خوابیدن. چند تا خوردنی (البته به استثنای تیر و ترکش)؛
مال مردم ، بیت المال ، حق یتیم ، قسم دروغ. از سرخ کردنی ها (بجز فشنگ)؛ صورت فقیر ، جگر مظلوم ، چشم یتیم. ادامه بدهید لطفا فلفل نبین چه ریزه بشکن ، ببین دیگه تیز نیست (ای یادش بخیر که فلفل ریزه ها تیز بود). عرفان که بالا برود. عرفان کیلویی چنده فقط کافیه. وقتی دوتا فانتوم بلند می شن. نشون می ده هنوز غیرتی هست ؛ دمشان گرم !. اگه ما را ندیدید.
بدونید از این مصاحبه آب می خوره. دنیا محل.
چریدنه. اگر رفتی توی حال. مدرنیته معماری را به هم زده دیگه هال نداره همش توالت و اتاق خواب و اتاق غذاخوری یه برای سلامتی خودتان و خانواده تان حرف زیادی نزنید یعنی اصلا حرف نزنید سکوت موجب آرامش و آرامش موجب طول عمر و طول عمر موجب. شده که برجکتون آسیب ببینه
سالهاست برجکمون پیاده ست. یا: شنی تون با جاده یکی شه؛ اما این یکی را
، مردش را نمی بینم. چند مرده حلاجید؛ بستگی به حجم بعضی ها داره
این اصطلاح که : نرو جک ! توبه زاپاس قول دادی؛
پدیده های صنعتی همواره با فرهنگ سازندگانش همراه و عجین است . یا: تا ما هستیم خمپاره نیست ، وقتی خمپاره آمد ، ما نیستیم؛ همین نشان واقعیت نمایی در دفاع مقدس است برخلاف آنچه که در بعضی از فیلمها می بینیم ، (به نوعی ، دوپهلو در مطایبات اعتراف به ترس شده). شده که شیشه عینک تان را با گل استتار کنین؛ اتفاقا با شروع جنگ من هم مجهز به یک عینک قاب فلزی مید این ایتالیا شدم (البته به علت آستیکمات) اما داغ حتی یک بار گلی شدن را به دل دشمن گذاشتم می دونید چیطوری؛ آخه من اصفانیم گفتم آکه ، حیفه ! تا پایان جنگ عینک نزدم (هر چند بعدا شماره عینکم اضافه شد). موقع گل لگد کردن ، پاتون گلی هم شده؛ مواظب باش داری پامی ذاری روی خرده نونا؛ ما را چه به گل لگد کردن استغفرالله. اگه کسی حالتون رو بگیره و موکت کنه؛ دمش گرم ما هم به اون حال می دیم (البته فقط برای موکت کردن ، یه وقت فکرای بدبد نکنین). کی باتری هاتون ضعیف می شه؛ زدی توی خال ؛ اتفاقا من قلبم با باتری کار می کنه یک باتری مید این یو-اس - آ مرده شور ببردشون ؛ هر چه خودشون عوضی ین جنساشون خوبه. با تخته سیاه هم می شه کسی رو سیاه کرد؛ ببین گوشتو بیار جلو نمی دونم چقدر با بچه های امروز سر و کار داری امروز سیاه کردن را پای تخته سیاه یاد می گیرن به کسی نگی ها فلانی اینارو گفت. شده که توپچی از ترقه بترسد؛ فراوون بگذار یه حرف در گوشی دیگه هم باهات بزنم اصلا به نظر من توپچی ها کسایی هستند که از ترقه می ترسیدند رفتند تویچی شدند تا بگن ما اینیم. التماس دعوا به شرط چاقو؛ زیاد جدی نگیر نیاز به التماس نداره حرف بزنی دعوا شده وقتی هم که دعوا شد ، خوب معلومه ، شرط دعوا چاقوست دیگه. برو وضو بگیر ، بیا منم بخور؛ هر کاری با وضو برکت دیگه ای داره. تو گوله بخوری ، انگار خودت خوردی؛ قربان این صداقت . چه وقت دلتون برای خودتون تنگ می شه؛ برای ما که همه ش با دوز و کلک و حقه بازی خودمون را یه طور دیگه جلوه می دیم و برای سیاه کردن این و اون فیلم بازی می کنیم ، همیشه دلمون برای خود خودمون تنگه یادش بخیر اون زمانی که صادقانه با خودمون زندگی می کردیم. اگه کسی بگه نخند، مسواک گرون می شه؛ می گم مسواک مال دندونه دندون برا خوردن وقتی چیز دندونگیری گیرت نیاد ، دندون می خوای چه کنی؛ وقتی دندون نداشته باشی ، مسواک می خوای چه کنی؛ وقتی مسواک نخوای ، هر چه می خواد بشه هر قدر هم گرون بشه خوب بشه حتی اگه جهانی بشیم ما هم می زنیم به سیم آخر آی می خندیم ، آی می خندیم. یا بگه : حالا به زبون خوش گفتم دفعه بعد مجبورم خواهش کنم؛ اینا گفتن ما را ضایع کنند ؛ بسیجی و خواهش؛ خواهش فقط در پیشگاه خدا، بقیه فقط زبان خوش. از خدمات پشت جبهه (بجز بافتنی و پختن مربای هویج)؛
دیروز یا امروز؛ من یا دیگران ، یا از ما بهتران؛ دیروز؛
ما: دعا. از ما بهتران : ادعا. امروز؛ ما: خوردن خون دل . از مابهتران : صیغه . شما بیشتر TNT مصرف کرده اید، یا صدام حسین؛ تا قبل از 1992 من ، ولی از آن زمان که اون ، به تصفیه شیعیان جنوب عراق پرداخت ، گوی سبقت را از هیتلر هم ربود. فرق انفجارهای شما با انفجارهای هیتلر؛ والا خیلی سعی کردم جوابی پیدا نکردم که کمی جالب باشد. راسته که توی هر کدوم از جیبهاتون کلی مواد منفجره هست؛ اینا شایعات دشمنه. راسته که هیشکی باهاتون معانقه نمی کنه ، از ترس این که نکند منفجر بشه؛ بیشتر یک مطایبه است. هفت سین شما؛ (ساچمه ، سی چار) (دو سه تا هفت سین دارم ، اما یکی شو بنویس) سی چار ، ساچمه ، سینما ، سهل انگاری ، سرم ، سینه خاک ، سنگ قبر می گن. اگه شما تف بندازین ، منفجر می شه (با مدیریت جلوه های ویژه بیش از 70فیلم سینمایی)؛ پس بگو چرا برجهای دوقلو منفجر شد!. با TNT چه جوری درد دل می کنین؛ رفیق نالوتی یه سعی می کنم درد دل نکنم باهاش خیلی جدی باشم. یک پیشنهاد برای تخریب نشدن محیط زیست؛ جلوی اسپشیال افکت میدانی را بگیرد وای که ویران می کند (من واقعا این ها را می گم ها) اگر محیط زیست دقت کند به خاطره کار ما در دکان سینما را حتی می بندد. برای انفجار کره زمین چه مقدار TNT کفایت می کند؛
TNT لازم نیست بوش پدر را از پشت صحنه سیاست امریکا به جلوی صحنه بیاورند و در کنار فرزند خلفش بنشانند همه چیز حل حله. برای تخریب این ها چه میزان :
پل معلق بابل؛ از رامسفلد بپرسید. برج پیزا؛ از صدام بپرسید. برج ایفل؛ از شارون بپرسید. دوست دارید کدام شهر را تخریب کنید و از نو بسازید؛
خودم را. اصلا می تونین از نو بسازین؛ اگر خدا یاری کند حتما. اگر یک سوال خطرناک بپرسم ، مطمئن باشم وقتی می رم بیرون ، ماشینم منفجر نمی شه؛ مگه بقیه سوالات بی خطر بوده؛ سینمای دفاع مقدس پیش مسوولان چقدر محل داره؛ جوکی است ، نه برای تمام فصول . آیا هدایت این هنر مثل همان عملیات جبهه است؛
معلومه که نه به غایت سخت تره. کجای این سینما آب ور می دارد؛ فصل مشترک بدنه با مسوولان. سد جلوی این جریان چیست؛ تنگ نظری ، تجاهل ، بی غیرتی و چند تا نقطه. سینمای آرمانی دفاع مقدس از منظر شما (نمونه ها ، مصداق ، الگو)؛ راه طولانی در پیش است نفس می خواد ، اما هم دلش را داریم ، هم نفسش را از همه مهمتر هم انگیزه اش را فقط امکاناتش را نداریم ، اونم بی خیال !
مگه در جنگ داشتیم؛ چند درصد برای آدمهایی که در جنگ نبوده اند ، حق و امتیاز قائلید ، تا فیلم جنگی بسازند؛ مگه جنگ ملک شخصی منه که حق و حقوقش را من تعیین کنم جنگ مال همه است همه تاریخ این مملکت بزرگ و این ملت عظیم. نجات سرباز رایان را اسپیلبرگ ساخته که هیچ وقت جنگ ندیده : اسپیلبرگ حتما فیلمهای مستند ما را دیده و حتما با تفکر آوینی آشنا بوده و به غایت به ایدئولوژی امریکایی پایبند است . اگر جای مدیر جلوه های ویژه نجات سرباز رایان
بودین؛ بهتر از او کار می کردم. می گن این فیلم از بزرگترین های سینمای جنگی است؛
شاید باشد. از موج انفجار فیلمهای جنگی تون بگین : چی شو بگم؛ چرا این فیلمها انفجار پول چندانی در پی ندارن؛
برای این که سینمای دفاع مقدس ، سینمای نجیبی است. آیا جامعه ای که با آرامش خوگر شده ، لازم است خشونت جنگ را ، هی بهش تزریق کنیم؛ تزریق خشونت در هر قالب و صورتی برای هر جامعه ای خطرناکه ؛ مگر هدف از آن تزریق ، واکسینه کردن جامعه باشد جامعه باید بداند خشونت چیست تا قدر نعمت آرامش را بداند.
TNT بهتر است یا ثروت؛ البته ثروت ، ثروت. شما که منفجر می کنین ، سازندگی هم دارین؛ برای سازندگی تخریب می کنم . این که معروفه : روزنامه ها جنگ را درشت می نویسن نه درست؛ اصولا جنگ طلب ها این طورن . برای فروپاشی کانون یک خانواده چقدر TNT لازمه؛
به پخش زلزله تهران مراجعه کنین. تاثیر مواد منفجره شما بیشتره یا زخم زبون مادرشوهر؛
بیچاره مادر شوهر!. اگر TNT اختراع نمی شد ، چیکار می کردین؛ چکاره بودین؛ از TNT بشدت متنفرم با آسودگی بیشتری کار می کردم . خانواده تان دل خوشی ازمواد منفجره دارند؛
مطلقا!. خرج کردن TNT برای شما آسان و ساده تر است یا پول؛
TNT ، چون در خرج کردن TNT تخصص دارم ، ولی باید اعتراف کنم هنوز در خرج کردن پول هیچ مهارتی ندارم. یعنی خسیسید؛ چون بلد نیستم ، خیلی دست و دل بازم. در مصرف TNT صرفه جویی می شه کرد؛ بله در همه چیز می شه صرفه جویی کرد مثل عمر و سلامت. تهاجم فرهنگی معادل چند تن TNT است؛ ربطی به TNT بی گناه ندارد اینقدر TNT را متهم نکن. با چند تن TNT می شه همه شر و بدی را منهدم کرد؛
برای این کارپرچم TNT به نشانه تسلیم ، بالاست ؛ کار اون نیست . آیا تکیه کلام هاتون ، مخصوصا تیکه های اصفهانی تون مثل مواد منفجره تاثیرگذار و برنده است؛ بعضی وقت ها آره . اصفهانی بودن ، چقدر به دادتون رسیده / کمکتون
کرده؛ نخواستم تا به حال از این مساله استفاده کنم . تا حالا چند تا وصیتنامه نوشته اید؛ فکر می کنم سه تا غیر از اصلاحات آنها. می گن حرفه شما از شرکت در عملیات انتحاری خطرناک تره؛ همین طوره . اگه پسرتون هم بخواد جا پای شما بذاره و مدیر جلوه های ویژه بشه؛ گوشش را می برم. شباهت گز اصفهان و سی چار (مواد منفجره خمیره ای
شکل)؛ اون شیرینه اون تلخه. توی اصفهانی هایی که از مهمترین بناهای معماری ما را ساخته اند ، چطور شما (مدیر جلوه های ویژه) تخریبگر
شدین؛ والا اینم از خصلت های اصفهانی هاست همیشه سازشون کوک مخالف داره . اگه بخوان توی محل تون ساختمان یا دیواری را تخریب کنن ، از شما کمک می گیرن؛ شاید برایت جالب باشد ، ولی حتی بعضی از نزدیکان من از اصل حرفه من خبر ندارند. کاری که شما با TNT می کنین ، تاثیر بیشتری داره یا زلزله آینده تهران؛ بستگی داره. در صورت ظاهر زلزله آینده تهران ولی در سینما:
کار من . روی زلزله تهران را می شه با چند بسته TNT کم کرد؛
اگر خدای نکرده روزی اتفاق افتاد ، آن وقت می بینیم ؛ اما قطعا تخریبش بیش از نفاق و اختلاف نیست . فکر می کنین خدا مدیران جلوه های ویژه را دوست
داره؛ حتما چون همه بنده های خدایند و خدا آفریده های خودش را دوست داره. فاصله جلوه های ویژه تا مرگ؛ فاصله ای
نیست. چند بار تا دم مرگ پیش رفتین؛
تعدادش از دستم در رفته ؛ در گوشی به شما بگویم قاچاقی زنده ام . فرق مرگ با شهادت؛ هر اتفاقی و همه چیز در پیشگاه خدا شهادته ، چیزی جز شهادت نداریم ؛ اما شهادت چه چیزی و در چه راهی فرق می کنه اونه که مهمه. در دایره لغات ذهنی تون ، مرگ چه توصیف و توفیری
داره؛ بسیار دوست دارم غالبا با آن زندگی می کنم. می گن خیلی عالی رانندگی می کنین؛ از کجا شنیدین. می گن خیلی آدم عجیبی هستین؛ از چه نظر؛ شفای وجود؛ یعنی منظورت. حالا صفای وجود؛ (صفا بوده حتما) جونم را برای یه ذره اش می دم. اگه «نوبل» پسرخاله تون و همبازی تون بود؛ می گفتم : جون عمه ات ، نه دینامیت را بساز نه بعدش برای صلح ، جایزه بذار. جایزه های حرفه ای (عکاسانه)؛
دامی برای ماندن. دکمه شاتر؛ کلید آتش. نقطه طلایی (عکس)؛ اولین توجه انسان ، سیبل واقعیت. نور و سایه؛ روشنایی مادی (دنیایی). نور بدون سایه؛ روشنایی معنوی (آن دنیا). آیا عکاسی ، جاودانگی یک لحظه است؛ خیر. واقعیت چقدر در عکس متبلور می شود؛ بستگی دارد. و چقدر منجمد؛ شاید. قضاوت دوربین عکاسی تان از این روزهای شما؛
این چه قیافه ای است . ویژگی عکاسی؛ فکر کردی همش همینه !. بی زمانی عکس ها (یی که حتی روایت یک زمان خاصند)؛
مرز حقیقت با واقعیت. عامل انتخاب های عکاسانه شما؛ عدالت. حضور شما چطوری در عکسهایتان ممکن می شود؛ اتفاقا سعی می کنم خودم را نبینم. تداعی تان از تابش فلاش؛ پرس (وسیله ای که همه چیز را فشار می دهد تا بعد سوم را نابود کند و حجم واقعی را بی رحمانه به سطح تبدیل کند عمق همه چیز را بگیرد و آن را سطحی و قشری بنمایاند). نور صبحگاهی؛
نور اولین روز خلقت آسمان و زمین. در کدام امتحان با ارفاق بهتون صفر دادن؛ سلامتی چی گفته اند نگید؛ رازی که در دل داری. منبع موثق؛ خدا ، قرآن ، محمد صلی الله علیه و آله و عترتش (ع). بخورید و بیاشامید اگر دیدید؛ مثلا در جبهه می گفتند: کلوا وشربوامااستطعتم حتی بلغت الحلقوم. در باره این دعا: «اللهم الرزقنا پلو ، تحتهم کره ، فوقهم کباب ، مع نوشابه»؛ انسان ، همیشه به چیزهای نایافتنی و غیرقابل دسترس اش ، رویایی می اندیشد
یا این سپاس : خدایا مرسی که منو آفریدی ، شرمنده ام کردی؛! خب که چی !. مدارک لازم برای استجابت دعا؛ اخلاص. باد آمد و بوی باروت آورد؛ آری این چنین بود برادر. پیشنهاد یک اصطلاح برای آخرین دکمه بالایی پیراهن (بجز «بستنی»)؛ بی خیالش. آدم یکبار مصرف؛ دوست سلامتی. خمپاره 60؛
اجل معلق. مین (بجز: پات روش پودر)؛ تخم جن. سیم خاردار (بجز: جوجه تیغی)؛ طعنه دشمن فرشته نجات؛ امروز یا دیروز. امروز؛ پول دیروز؛ اخلاص. عجیب الله؛ جل الخالق. از امدادهای غیبی که شامل حالتون شده باشد؛ بیش از موهای سرم البته نه امروز اون روزی که کچل نبودم. ملکوت در چند متری شماست؛ جواب درستی برای این سوال شما ندارم. تا چند متری ملکوت رفته اید؛ این سوالها خیلی خصوصی یه. عشق؛ عشق و ما ادراک ماالعشق. یک تخریب چی در عشق و عاشقی چه جوری با چه شیوه ای موفق می شود؛ همه این ها بهانه است مهم عشقه که باید باشه . چقدر دلتون پاکه؛ از دیگران بپرسید. دستتون چی دستتون را چه جوری پاک نگه می دارین؛
دست را پاک نگه داشتن خیلی ساده تر از دل را پاک نگه داشتنه. این که : شاهنامه ، آخرش جلد است؛ بعید می دونم با شرایط اقتصادی امروز حضرت آقای فردوسی تونسته باشه جلد شاهنامه اش را نگه داشته باشه فکر کنم به عنوان یک شیئ زیر خاکی فروخته باشه و در قالب یکی از عقود اسلامی گذاشته باشد تو یکی از بانکها تا ماهیانه یه چیزی بهش بدن. داشتیم چی می گفتیم؛ چی می گفتیم ؛!