حکایت شاعر و روزگار ما

روزی روزگاری شاعری شعرهای چاپ نشده‌اش را به یکی از دولتمردان کشورش سپرد و اصرار کرد کتاب را بخواند تا به ناشران سفارشی در موردش کند، چون آنها حاضر نیستند چاپشان کنند.
کد خبر: ۲۹۲۵۳۰

دولتمرد از شاعر پرسید: «موضوع شعرهایت چیست؟» شاعر پاسخ داد: «همه شعرها را برای کسی که دوستش دارم نوشته‌ام.» یک هفته بعد دولتمرد کتاب را به شاعر برگرداند و دستنوشته‌ای هم به عنوان سفارش همراهش کرد به این مضمون: «ناشر محترم! کتاب این شاعر را چاپ کنید اما فقط 2 عدد، یکی برای خودش و یکی برای آن کسی که دوستش می‌دارد»!

هرچند نشریات درون‌سازمانی در دنیای ارتباطات ابزاری شایسته برای برقراری ارتباط میان مدیران هر سازمان و کارکنانش محسوب می‌شوند، این روزها وقتی برخی از نشریات داخلی سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها را که به دفتر روزنامه فرستاده می‌شوند ، پیش از سپرده شدن به سطل‌های آبیرنگ بازیافت زباله ورق می‌زنیم و به محتوایشان فکر می‌کنیم، ناخودآگاه یاد حکایت آن شاعر و کتابش می‌افتیم و از ذهنمان می‌گذرد که کاش شمارگان این قبیل نشریات درون‌سازمانی هم به همین اندازه محدود می‌شد؛ یکی برای رئیس آن سازمان یا وزیر آن وزارتخانه و یکی برای مدیر روابط عمومی‌اش.

محتوای این گونه نشریات که با شمارگان بالا و صرف هزینه‌های چند میلیون تومانی در کاغذ‌هایی با جنس مرغوب میان کارکنان سازمان‌ها و ادارات و دفاتر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها پخش می‌شوند، معمولا ملغمه‌ای است از گفتگوهایی فرمایشی با مدیران ارشد سازمان، عکس‌هایی بزرگ از آنها، عکسی و اسمی از مدیر روابط عمومی، گزارش از عملکردی ناقص و ضعیف که در آن تلاش شده موفقیت‌های سازمان پررنگ شود، اخبار سوخته و منتشر شده از خبرگزاری‌ها در طول یک ماه یا یک هفته‌ای که از انتشار شماره قبلی نشریه گذشته است و دست آخر یکی دو مطلب کاملا نامربوط به وظایف آن سازمان یا وزارتخانه که فقط برای سپید نماندن صفحه‌ها اضافه شده‌اند.

هرگونه انتقاد از عملکرد سازمان یا وزارتخانه‌ای که حمایت مالی هیات تحریریه را متقبل می‌شود، در این نشریات ممنوع است و سپاسگزاری و تحسین مدیر روابط عمومی و گروه همکارانش از مدیران رده بالا، نخستین و تنها پیامی است که به خواننده مطالب منتقل می‌شود.

اما از محتوا غم‌انگیزتر، رعایت نکردن اصول نگارشی و غلط‌های فاحش ویرایشی در مطالب و چینش غیرحرفه‌ای متن‌ها و عکس‌ها در صفحات است که به جای مشتاق کردن مخاطبان به مطالعه، فقط چشمشان را می‌آزارد تا حتی از ورق زدن هم پشیمان شوند و شماره‌های بعدی را پیش از باز کردن زرورق‌هایشان، به کاغذهای باطله روزانه بیفزایند.

جالب اینجاست که این مظاهر «قرض دادن نان به مدیران ارشد سازمانی»، چنان گردانندگانشان را راضی می‌کنند که بر اساس رسالتی نانوشته اصرار دارند آنها را در خارج از سازمان هم پخش کنند و نشان دهند که در سال پرهیز از اسراف و اصلاح الگوی مصرف هم می‌شود میلیون‌ها تومان بودجه یک سازمان یا وزارتخانه را بیهوده خرج کرد، بی‌آن‌که حتی یکی از آن مدیران خم به ابرو بیاورد و به اسراف‌کاری خرده بگیرد.

نشریاتی که شرحشان رفت، فقط بخشی از نشریات درون‌سازمانی را تشکیل می‌دهند و در مقابل، گروهی دیگر هم وجود دارند که به خواندن می‌ارزند، تعاملی مطلوب بین مدیران ارشد و کارکنان ایجاد می‌کنند، رسالت اطلاع‌رسانی‌اشان را درخصوص عملکرد سازمانشان صادقانه انجام می‌دهند و عنصری مهم در ایجاد انگیزه برای فعالیت‌های درون‌سازمانی به شمار می‌آیند، با این حال حتی اگر شمار نشریات درون‌سازمانی فرمایشی نسبت به نشریات مفید ناچیز باشد، وقت، انرژی و هزینه‌های صرف شده برای تولید این تحسین‌نامه‌ها، لزوم تعیین مرجعی بی‌طرف و شایسته را برای نظارت دقیق بر محتوا و کیفیت نشریات داخلی سازمان‌ها گوشزد می‌کند تا شاید دست‌کم در این بخش ‌از اتلاف بیشتر بودجه جلوگیری شود.

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها