ای کاش این وسط حضور مربیان خارجی برای فوتبال باشگاهی ما حداقل فایده را میداشت، اما صد حیف که فوتبال ما از این آمدن و رفتن مربیان خارجی طرفی نبسته است تا کسی نیز از این حیف و میلها خم به ابرو نیاورد.
برای مثال باید بگوییم برای حضور در فصل جاری لیگ برتر، تیم فولاد خوزستان به صورتی سوالبرانگیز لوکا بوناچیچ را جایگزین مجید جلالی، مربی شناخته شده داخلی کرد تا به اصطلاح این تیم جنوبی دیگر بار در کورس قهرمانی قرار بگیرد، اما دیری نگذشت که با نتایج ضعیف به دست آمده، لوکا برکنار شد تا فولادیها برای ساماندهی تیمشان دیگر بار دست به دامن مجید جلالی شوند. این وسط کسی نپرسید که جلالی چرا رفت و چرا آمد ؟ گویا این وسط باید پول قابل توجهی به بوناچیچ و دلالها میرسید که رسید!
امروز همین وضعیت در رابطه با کرانچار در پرسپولیس نیز وجود دارد، البته تنها با این اختلاف که حبیب کاشانی سرپرست فعلی باشگاه گفته است تغییر در کادر فنی فعلا به صلاح نیست که البته معنای بهتر این حرف این است که چون آلترناتیو شایستهای فعلا در دسترس نیست، سرخها باید همچنان دندان به جگر گذاشته و کرانچار را تحمل کنند.
5 برد، 8 مساوی و دو باخت از 15 بازی و به هدر دادن 22 امتیاز تا اینجای کار برای کرانچار کارنامه قابل دفاعی بر جای نمیگذارد و یقینا هر مربی ایرانی به جای کرانچار بود، عملکردی بهتر از خود بر جای میگذاشت. حتی یک مربی گمنام همچون مجید باقرینیا این روزها استقلال اهواز بحرانزده را در مسیر احیای مجدد قرار داده است تا با توجه به کارنامه موفق علی دوستی با تیم ملی نوجوانان در رقابتهای جهانی نیجریه، اسباب روسفیدی مربیان داخلی بیش از پیش فراهم شود.
بیشک اگر همین الان کاشانی از گزینهای چون حمید استیلی برخوردار بود، برای یک لحظه نیز در کنار گذاشتن کرانچار تردید نمیکرد. مربی کرواتی که مدام ترکیب تیمش را تغییر میدهد تا مشخص شود که وی هنوز بعد از 15 هفته در شناخت ترکیب ثابت تیمش ناتوان است. گویا در این پرسپولیس تعدادی از بازیکنان فقط برای نشستن بر روی نیمکت، آن هم با پولهای گزاف استخدام شدهاند تا پشت ویترین سرخها جذاب و دیدنی باشد!
به هر حال کرانچار تا اینجای کار نشان داده است که آن مربی بزرگ مورد نظر پرسپولیسیها نیست و شاید ابر و باد و مه خورشید و فلک باید همراهی کنند تا اقبال این مربی در نزد سرخها بلند شود.