در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردم بیتوجه به پیشلرزههای مکرر، فارغ بال و آسوده خاطر و خسته از کار روزانه خوابیده بودند. هیچکس فکر نمیکرد این آخرین شب زندگیش باشد، خیلیها شاید خواب رویاهای شیرین خود را میدیدند و لبخند به لب میآوردند. همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد. شهر لرزید؛ چه لرزیدنی. مثل این که قیامت شده بود. زمین زیر و رو شد و بسیاری از فریادها خیلی زود به خاموشی گرایید. زلزله بم یک فاجعه بود. درست مثل زلزله رودبار و منجیل، بروجرد و نمونههای دیگری که یا خود به خاطر داریم و یا داستانش را شنیدهایم. اینها همه یادآوری میکنند که ما در مرکز حادثه قرار داریم؛ درست روی منطقه پرخطر.
هر خانواده یک امدادگر
حادثه از هر نوع که باشد، سیل یا زلزله، رانش زمین یا تصادف اتومبیل، گروههای امدادی از اولین کسانی هستند که به مدد آسیبدیدگان میشتابند. از آتشنشانی، اورژانس و هلالاحمر گرفته تا نیروی انتظامی و سازمانهای آب و برق و... اینجاست که اگر تعامل مناسبی بین گروههای امدادی پیشبینی نشده باشد، هرج و مرج و سردرگمی رخ خواهد داد. نمونهای از این آشفتگیها در جریان زلزله بم را از زبان جانشین مدیرعامل جمعیت هلالاحمر آذربایجان غربی که خود شاهد ماجرا بوده است، بخوانید: «در زمان حادثه بم سیل کمکهای مردمی بدون این که نیازسنجی شود و بدون این که بستهبندی مناسبی داشته باشد، از همه جا سرازیر شده بود؛ اما سازماندهی مناسبی برای توزیع این کمکها وجود نداشت. ارگانهای مختلفی که برای کمک میآمدند، نمیتوانستند در تعامل با یکدیگر وظایف خود را انجام دهند و هرکس هر طور که میخواست عمل میکرد. عدهای که احتمالا آسیبدیده هم نبودند، از جاهای دیگر میآمدند و از امکانات استفاده میکردند. مردم آسیبدیده نیز کمکها را براساس نیاز دریافت نمیکردند.»
گروهای زیادی پس از سانحه چه به صورت داوطلبانه و چه در قالب سازمانهای موظف راهی منطقه شده بودند که ساماندهی خود این گروهها و تامین محل اسکان و نیازهای آنان که بالغ بر هزارها نفر میشدند، مشکلی بر مشکلات میافزود؛ اما موج احساسات کمکم فروکش کرد، سازمانها و ارگانهای مسوول، یکی پس از دیگری منطقه را ترک میکردند و هلالاحمر ماند با خیل عظیم مردمی که نیازمند کمکرسانی بودند. در اینجا بود که پایههای تجربهای دیگر شکل میگرفت.
مجتبی جهانگیرزاده در این زمینه میگوید: «یکی از مشکلات همین بود که هلالاحمر نباید در کارهایی مثل برقکشی، تامین آب و سرویس بهداشتی و توزیع نان و سوخت و... درگیر شود. هر ارگانی باید وظایف خاص خود را انجام دهد، سازمان آب، وزارت نیرو، وزارت بهداشت، سازمانهای امنیتی و غیره هر کدام باید وظایف خود را در اردوگاههای اسکان موقت انجام دهند و هلالاحمر باید کارهای امداد و نجات و اسکان اضطراری و اولیه را به عهده داشته باشد.»
زلزله بم در اعماق زمین رخ نداد؛ بلکه در طبقات بالای زمین اتفاق افتاد و با شدت زیاد و در شرایطی که خانهها استحکام لازم را نداشتند و در زمانی که همه مردم خواب بودند. بنابراین عده زیادی کشته و مجروح شدند. این نشان میداد ما همیشه باید آمادگی مطلوب در تمام شهرها و روستاهای کشور را داشته باشیم. مردم آموزش ببینند و یک امدادگر در هر خانواده، تجربهای بود که در بم شکل گرفت و این که مردم یکسری امکانات اولیه و یک کوله امدادی در دسترس داشته باشند، یکدیگر را بشناسند و با هم ارتباط برقرار کنند تا در زمان لزوم بتوانند به یکدیگر کمک کنند. جهانگیرزاده اینها را تجربیاتی میداند که در نتیجه حادثه بم به دست آمده است.
فاروق زواره، معاون امداد و نجات جمعیت هلالاحمر استان کردستان نیز با اشاره به فاصله 1950کیلومتری استان کردستان با بم، تجربیات دیگری را بیان میکند که در سانحه بم به دست آمده است: «در زمان حادثه، جمعیت هلالاحمر کردستان در حالی وارد منطقه شد که استان فارس و استانهای حاشیه هنوز وارد عمل نشده بودند؛ در حالی که امدادگر منطقه کوهستانی نمیتواند در منطقهای مثل کویر بم مفید واقع شود، مگر این که تمرین کرده باشد. متاسفانه بعضی از مدیران عامل به دلایل شخصی در مناطقی اعلام آمادگی میکنند که واقعا توانایی عملیات کاربردی ندارند و تنها بار مالی بر دوش مدیریت منطقه میگذارند. پس از سانحه بم، کارهای کمکرسانی و امداد شکل منطقهای به خود گرفت. برای مثال در منطقه غرب، کرمانشاه مرکزیت دارد که هم فرهنگ، هم زبان، هم آب و هوا و هم توپوگرافی منطقه به امدادگر کمک میکند، کارآیی مناسبی داشته باشد.»
6 سال پس از حادثه
سهشنبه 21 مهرماه 88 ساعت 4:25 دقیقه بامداد یک بار دیگر زمین لرزید. در منطقه کامیاران. حدود نیم الی یک ساعت پس از سانحه هنوز بحث بر سر این است که منطقه زلزله در محدوده جغرافیایی استان کردستان قرار دارد یا کرمانشاه و ما خدا را سپاس میگوییم که سانحه چندان شدید نبوده و تلفاتی دربر نداشته است.
اکنون حدود 2 ماه دیگر ششمین سالگرد فاجعه رقتانگیز بم را برگزار میکنیم. به نظر میرسد 6 سال فرصت مناسبی باشد تا زیرساختها برای مقابله با زلزله و مدیریت بحران شکل مناسبی به خود گرفته باشند. در همین راستا مسوولان، برگزاری مانورهای مختلف و از جمله مانور مقابله با سیل که روز سهشنبه 23 مهرماه در شهرستان مهاباد برگزار شد را تمرینی میدانند برای شناسایی نقاط ضعف و تقویت آنچه آن را مدیریت بحران مینامیم. در حاشیه این مانور از مدیرعامل جمعیت هلالاحمر استان آذربایجان غربی میخواهیم چالشها و نقاط ضعف مدیریت بحران را مورد ارزیابی قرار دهد.
دکتر مختاری اگرچه معتقد است پس از سانحه بم، پیشرفتهای خوبی در زمینه مقابله با بحران داشتهایم؛ اما ضعفها را نیز کتمان نمیکند. گوشهای از سخنان او را بخوانید: «سوانح طبیعی و اتفاقات پیشبینی نشده که هرازچندگاه در قالب بلایای بزرگ و کوچک مثل زلزلههای طبس، بویینزهرا، بروجرد، منجیل و بم، خسارات بسیار سنگین جانی و مالی وارد میکنند، نشان داده است ما در منطقه خطر هستیم. اکنون مسوولان کمابیش هوشیار شدهاند که تشکیلات قوی لازم است تا این بحرانها را مدیریت کند.»
مختاری به فرمان رهبر معظم انقلاب که به گفته وی، بارها به صورت ناشناس از منطقه بم دیدن کردند و تاکید ایشان بر مدیریت بحران اشاره میکند و یکی از نقاط ضعف در این زمینه را ترس از سرمایهگذاری و هزینه دادن میداند و میگوید: «چیزی که باید به آن برسیم و تعارف نکنیم، این که ما درخصوص سرمایهگذاری در این عرصه و پرداختن و هزینه دادن میترسیم یا شاید عادت کردهایم در جایی هزینه و سرمایهگذاری کنیم که محصول آن را زود ببینیم و به نام خود آمار بدهیم و آن را ثبت کنیم. چقدر پرداختهایم به این که آیندهنگری کنیم، از گذشته عبرت بگیریم و برای آینده سرمایهگذاری کنیم. این یکی از موضوعاتی است که مدیریت ما را ضعیف کرده است.»
بسیاری از معضلاتی که در زمینه مدیریت بحران وجود دارد، همانهایی است که در بسیاری دیگر از عرصههای مدیریتی نیز دیده میشود. از آن جمله مختاری به منیتهایی اشاره میکند که به نظر او حتی یقه مقامهای ارشد اجرایی را نیز میگیرد. منیت در توزیع امکانات و در نگاه به حوادث در تقسیم مسوولیتها. این بخش از سخنان مدیرکل جمعیت هلالاحمر آذربایجان غربی، گویای این مطلب است: «بعضیها ترجیح میدهند فقط خودشان باشند و خودشان مطرح شوند، سازمان خودشان حفظ شود و این اشتباه بزرگی است که باید به اطلاع بزرگانی مثل رهبر معظم انقلاب که از دغدغههایشان است، ریاست جمهور، وزرای کشور که در عرصه قرار میگیرند و مدیریت بحران از آنجا تعریف میشود، رسانده شود. این بزرگواران باید در این حوزه، این سد و این مقاومت را بشکنند. منیت باعث میشود شاهد کندی در این قضیه باشیم.»
اشکال دیگر در زمینه مدیریت بحران، کمتوجهی به تدوین دستورالعملهاست. علاوه بر این در تدوین دستورالعملها از سازمانهایی که نقش کلیدی در عرصه بحران دارند، نظرخواهی نشده یا اگر شده، نظرات آنان مورد توجه قرار نگرفته است و آن گونه که مختاری میگوید اشکالات از دید کسانی که در صحنه عمل فعالیت دارند، دیده نمیشود. او همچنین معتقد است در کنترل بحرانهای بزرگ باید همانند بحران دفاع مقدس، روح بسیجی و اعتقاد بسیجی ایجاد شود. یعنی آماده شدن، دست در دست هم گذاشتن و صمیمانه برای رفع مشکل فکر کردن. ما میبینیم بعضیها برای آیندههای خیلی دور برنامهریزی میکنند؛ در حالی که ما همین امروز تهدید داریم. بحران همین امروز هم گریبان ما را گرفته است.
سیاستهای سلیقهای
ارگان بینالمللی جمعیت هلالاحمر برحسب وظیفه، از اولین نیروهایی است که در زمان بحران وارد عمل میشود. بر این اساس انتظار میرود این ارگان با توجه به تجربهها و تعاملات بینالمللی، مدیریت اجرایی قوی و منسجمی در زمینه بحران داشته باشد؛ اما ظاهرا حتی این بخش از نیروهای امدادی نیز دچار مشکلاتی است که مدیریت بحران ما را با چالش مواجه میکند.
سخنان مختاری در این زمینه گویاست: «در همین جمعیت هلالاحمر که نقش کلیدی در مقابله با بحران دارد، اگرچه این اراده وجود دارد که فعالیتهای جمعیت عملیاتیتر و کاربردیتر شود؛ اما بسیاری از زیرساختها و ماموریتهایی که برای این ارگان تعریف شده، اشکال دارد. برای مثال بعضی از سیاستها اعلام میشود، با آمدن مدیر جدید، همه لغو میشوند و سلیقههای جدید اعمال میشود. تجربیات مدیران گذشته علیرغم صرف هزینه، وقت و نیرو با آمدن مدیران جدید بایگانی میشود. این خسارت است برای بیتالمال و برای زمانی که برای ما ارزش طلایی دارد. زمان آن رسیده که مدیریت بحران، در صرفهجویی در زمان دقت کند، زمان را قدر بداند و هرچه سریعتر آماده شود.
نبود بانک اطلاعاتی، بیتوجهی به خرد جمعی، توزیع نامناسب امکانات متناسب با ماموریتها و عدم صراحت در تعیین وظایف افراد و سازمانهای امدادی، از دیگر موضوعاتی است که به نظر مختاری، بسیاری از افراد را از مسیر مقدسی که در عرصه امداد و نجات مردم در پیش دارند، دلسرد میکند. ما در شرایطی با این ضعفها و این گونه حرکت بطئی و تدریجی در زمینه مدیریت بحران مواجهیم که چه از لحاظ زمینشناختی، چه از لحاظ جوی به دلیل امکان بروز سیل، خشکسالی و سرمازدگی و چه از نظر تهدیدات خارجی در معرض بحرانهای جدی قرار داریم. به همین دلیل است که مدیرکل جمعیت هلالاحمر آذربایجان غربی معتقد است مدیریت بحران باید به جایی برسد که همه دستگاههایی که در زمینه امدادرسانی فعالیت میکنند، زیر چتر یک مجموعه بسیار قوی قرار گیرند و برای ارائه خدمات آماده باشند، اعتبارات خوبی که دولت در نظر گرفته است با مطالعات دقیق و دور از برداشتهای سلیقهای در مسیر مناسب هزینه شود، در بحث دفاع غیرعامل تمرکززدایی شود و در موضوع امدادهوایی به جای در نظر گرفتن تنها 10 منطقه برای استقرار هلیکوپتر که نتیجه آن آسیبپذیری این امکانات خواهد بود، برای هر استان یک هلیکوپتر امداد در نظر گرفته شود، تیمهای واکنش سریع صرفا در مناطقی که مرکزیت دارند، مستقر نشوند و در تعیین مرکزیت به فاکتور حادثهخیزی، بحران و حوادث شایع منطقه اولویت داده شود.
چند سوال
مانور مقابله با سیل در مهاباد با موفقیت انجام شد. این روزها در گوشه و کنار کشور شاهد برگزاری مانورهایی از این دست هستیم که برای آمادگی هرچه بیشتر نیروهای امدادی به منظور مقابله با سوانح و پیشگیری از سردرگمی و تداخل وظایف در بحران برگزار میشوند؛ اما این که این آموزشها در واقعیت تا چه اندازه کارآیی خواهند داشت، این که نیروهای داوطلبی که در این زمینهها آموزش میبینند تا چه اندازه متعهد به حضور در صحنههای واقعی و امدادرسانی خواهند بود، این که به طوری که در یکی از این مانورها مشاهده شد، آموزشهایی از قبیل آواربرداری توسط زنان و مشارکت آنان در وظایفی که با طبیعت آنان مغایرت دارد و میتواند در درازمدت آسیبهای جدی به جسم و روح آنان وارد سازد، چقدر ضرورت دارد، این که خانوادههای ما چقدر آمادگی مقابله با بحران را پیدا کردهاند، آیا امروز واقعا هر خانواده یک امدادگر و یک کوله امدادی در دسترس دارد و در نهایت این که امروز مدیریت بحران ما عملا چقدر آمادگی مقابله با بحرانهای بزرگ احتمالی را دارد، سوالاتی است که برای ما و بسیاری از خوانندگان ما مطرح است.
سعیده کافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: