چهره‌ها و حادثه‌ها

تلخ و‌شیرین‌

بهنوش بختیاری، همان «لیلون» سریال «شب‌های برره» که تکیه کلام‌هایش هنوز بر سر زبان‌هاست، در 29 اردیبهشت 1354 در تهران به دنیا آمده ، هرچند نام خانوادگی‌اش از اصالت بختیاری‌اش خبر می‌دهد. او فارغ التحصیل رشته مترجمی زبان فرانسه است. قبل از این‌که ، بازیگر شود ‌، منشی صحنه بوده. با مجموعه هوای تازه ساخته محمد رحمانیان پا به عرصه بازیگری گذاشته است و بعد از آن در مجموعه‌های وکیل محله، خانه قدیمی، سایه‌ها و معجزه وکیل هم بازی کرده است.
کد خبر: ۲۹۰۵۰۱

بختیاری در سریال‌های پر بیننده تلویزیونی مانند باغ مظفر، شب‌های برره، جایزه بزرگ (هر سه به کارگردانی مهران مدیری) و چهار خونه (به کارگردانی سروش صحت) بازی کرده و در فیلم‌های سینمایی مانند مهمان مامان (ساخته داریوش مهرجویی) و «ده رقمی» نیز ایفای نقش کرده است.

وقتی با او تماس گرفتیم ساعت حدود 12 ظهر بود . بختیاری به اتفاق رابعه اسکویی در حال بازگشت از زندان بودند. البته جرمی در کار نبود، آنها برای ضبط برنامه به زندان رفته بودند. خاطرات بهنوش بختیاری پشت فرمان بود و خاطره‌اش را از طریق تلفن همراه رابعه اسکویی تعریف میکرد که صدایش به سختی به گوش میرسید .

بهنوش بختیاری به جای یک حادثه تلخ و یک خاطره شیرین، چند خاطره تلخ و شیرین تعریف کرد.

خاطرات تلخش مربوط به مرگ دو همکار می‌شد: فوت یکی از همکاران عزیزم، آقای مهدی اباصلت که کارگردان خوش ذوق و پر انرژی بود برایم بسیار دردناک بود.

او فقط 28 سال داشت و هزار راه نرفته در پیش داشت. فوت اردشیر افشین راد عزیز هم همانقدر برایم ناراحت کننده بود. هر دوی آنها بسیار جوان، پر انرژی و هنرمند بودند و بعد می‌گوید: خاطره شیرین خیلی زیاد دارم. کدامشان را بگویم؟ نمی‌توانم شیرین‌‌ترین را انتخاب کنم. و شیرین‌ترین‌ها را می‌گوید: ازدواجم در سال 87 و بهبودی مادرم بعد از یک بیماری سخت و مرخص شدنش از بیمارستان، بهترین خاطرات زندگی خصوصی‌ام هستند. اما اگر از کار بپرسید، همکاری با داریوش مهرجویی در فیلم سینمایی مهمان مامان و همکاری با کیانوش عیاری در مجموعه تلویزیونی «هزاران چشم» برایم خاطراتی بسیار شیرین و به یادماندنی هستند.


وقتی پروژه شکست بخورد


مهدی‌ امینی‌‌خواه،‌ بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون متولد مرداد 1353 و اهل‌ تهران‌ است. او فارغ‌التحصیل‌ رشته‌ بازیگری‌ از دانشکده‌ هنر و معماری‌ تهران‌ است‌ و بازیگری را در سال 71 با تئاتر آغاز کرد. او در فیلم‌های سینمایی مانند «سوگند»، «احضارشدگان»، «تلافی»، «ملودی»، «زن زیادی»، «چپ دست» و «نسل سوخته» ایفای نقش کرده است.

سریال‌های تلویزیونی «منظومه آتش»، «برای آخرین بار» و «مهمانی از بهشت» را هم ممکن است با بازی او به یاد داشته باشید.

شیرین‌ترین خاطره کاری‌اش مربوط می‌شود به روز کلید خوردن یک پروژه: در15سالی که بازی می‌کنم، همیشه روز اول آغاز یک پروژه جزو روزهای شیرین زندگی‌ام بوده.

روز اول مثل تولد دوباره است، مثل آغاز زندگی است. مثل بهار است. مثل تولد یک فرزند است.اگر این فرزند خوشبخت بشود من هم خوشحال می‌شوم.

با این حساب احتمالا تلخ‌ترینش هم می‌شود روز آخر پروژه و خداحافظی و گریه و این‌جور حرف‌ها. حدسمان درست است اما امینی‌خواه تلخی را طور دیگری توضیح می‌دهد: «تلخ‌ترین روز پایان کار است، اما تلخی وقتی بیشتر است که پروژه شکست بخورد و مورد استقبال قرار نگیرد یا فیلم خوب نفروشد. حال این شکست به هر دلیل که می‌خواهد باشد.»

از او می‌پرسیم در زندگی شخصی‌اش چه تلخی و شیرینی داشته؟ خاطره‌اش با خاطره بسیاری از جوان‌ها مشابه است؛ روز ورود به دانشگاه و تحصیل در رشته مورد علاقه‌اش: «من در دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران، رشته بازیگری خواندم. بهترین روز زندگی‌ام روزی بود که وارد دانشگاه شدم. احساس کردم از پس کار بزرگی برآمده‌ام.»

تلخ‌ترین خاطره شخصی مهدی امینی‌خواه برمی‌گردد به 5 ماه پیش که پدرش را از دست داد. خاطره‌ای که بازگو کردنش او را دوباره ناراحت می‌کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها