هرچند «لیلی با من است» ساخته «کمال تبریزی» آغازگر نگاه کمدی به جنگ بود، اما هیچکس به اندازه او تا امروز در این زمینه موفق نبوده است و همین فیلم نشان از یکهتاز بودن تبریزی در این زمینه دارد. اما فیلم پیکنیک در میدان جنگ رو راست و صادق است؛ مثل شخصیت فیلم. شناختهها و خاطرات کارگردان از جنگ، کمک کرده تا فضای صمیمی جبههها برایمان راحت تصویر شود. ماجرا هم برپایه یک اتفاق عشقی پیش میرود. سادهلوحیهای شخصیت اصلی فیلم به ما کمک میکند هم بخندیم، هم عصبی شویم، هم جا بخوریم و در یک کلام، بنشینیم پای فیلم. پیکنیک در میدان جنگ، ماجرایی را روایت میکند که در آن، سهراب (علی صادقی) جوان سادهدل روستایی بر این موضوع تاکید شده تا فیلم پیش برود برحسب تصادف و به رغم میل خودش، به نیروهای رزمنده ملحق میشود. او عاشق «همدم»، یکی از دختران آبادی است اما وقتی نامهای میرسد که او در حال ازدواج است، قاطی میکند و باعث کلی مسائل میشود. اول آن درگیریاش با برادر همدم است که باعث میشود تانکهای عراقی خاکریز ایرانیها را محاصره کنند.
اما این تنها کاری نیست که او انجام میدهد. اگر یادتان باشد «علی صادقی» قبل تر هم در سریال «بهترین تابستان من» نقش یک سرباز یزدی را بازی کرده بود. این فیلم تکراری است از آن حال و هوای طنز. کارهایش اعصاب خردکن است و کمی بامزه، مثل وقتی فرمانده گردان را به جای جاسوس عراقی در ماشین حبس میکند. وقتی هم که با گوسفندانش درددل میکند، دلمان برایش میسوزد البته اگر دوستدار یک فیلم با ستارههای چشم سبز، ماشینها و موبایلهای شیک و خانههای پولداری هستید، قطعا این فیلم به درد شما نمیخورد.