حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حالا هم به نظر میرسد «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» او از آن جایگاه انتقادی که اسکار را تکان بدهد، برخوردار نیست. این فیلم را که در سایتهای سینمایی امتیاز 60گرفته، نمیشود با سیسکو که 74 امتیاز گرفته یا فارنهایت 11/9 که 67 امتیاز گرفته یا بولینگ برای کلمباین با 72 امتیاز مقایسه کرد.
مایکل مور در آخرین روزهای تابستان راهی جشنواره ونیز شد و با سر و صدایی که همه به آن عادت کردهاند، فیلمش را به نمایش درآورد. او پس از آن راهی تورنتو شد تا در جشنواره فیلم تورنتو نیز شاهد واکنشهای مخاطبانش باشد.
کانادا از سال 1989 برای مور جایی آشناست. او 20 سال پیش در همین شهر، برای نخستین بار مستند 16 میلیمتری «راجر و من» را رو کرد. فیلمی که به زادگاه مور یعنی شهر «فلینت» در میشیگان میپرداخت و از تاثیر بسته شدن کارخانههای اتومبیلسازی جنرال موتورز بر زندگی مردم میگفت. خود او و برادرانش با کار پدرشان در همین کارخانهها توانستند به راحتی زندگی کنند، وارد دانشگاه شوند و درس بخوانند، اما تعطیل شدن این کارخانهها موجب بیکاری مایکل مور شد و او با دریافت حقوق بیکاری هفتهای 98 دلار زندگی میکرد.
این فیلم نشاندهنده تلاش بیحاصل مور برای وادار کردن «راجر اسمیت»، مدیر جنرال موتورز به گفتگو بود. با این فیلم مستند، «مور» با این که باور نمیکرد، توانست اولین کارت سبز را از مردم تورنتو بگیرد و به عنوان سازنده فیلم منتخب مردم شناخته شود.
فیلمهای بعدیاش را طبیعتا مور با جسارت بیشتری ساخت. انفجار برجهای دوقلوی نیویورک بهانه خوبی بود تا او به ساختن فیلم «فارنهایت 11/9» بپردازد و سیاستهای دولت را برای این حادثه زیر سوال ببرد. بعد در«بولینگ برای کلمباین» او سراغ آزادی استفاده از اسلحه رفت و از حادثه کشتار در دبیرستان استفاده کرد تا حرفش را بزند. در «سیسکو» هم او به نوعی حرفهای قبلیاش را تکرار کرد. در این فیلم چند نیروی امدادی، بیماری را از «منطقه صفر» به خلیج گوانتانامو در کوبا میبرند و دلیلشان این است که زندانیان کوبا از بهترین خدمات بهداشتی و درمانی برخوردار هستند.
مور با همه جوش و خروشش، 3 کتاب پرفروش هم نوشته و یک وب سایت هم دارد که تقریبا هر روز میتوان نظراتش را درباره مسایل مختلف آنجا یافت.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....