در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته گاهی هم بیاختیار میخندیم و گاهی هم اشکی از گوشه چشممان ناگهان سُر میخورد و طراوتبخش دل بیجانمان میشود.
خلوت هر کسی جایی دارد، اتاقی و رنگی دارد مثلا آبی و البته اصلا هم قرار نیست این اتاق آبی حتما 4 دیوار داشته باشد و پنجرهای که رو به باغی در دور دست باز میشود، اما به قول سهراب سپهری که امروز سالروز تولدش است، اتاق آبی از صمیمیت حقیقت خاک دور نبود و ما در این اتاق زندگی میکردیم.
اتاق آبی جای خلوت و تنهایی است، جای زندگی سرشار از صمیمیت و افتادگی همچون خاکی است که از آن برآمدهایم و البته جای دل سپردن به کلمات، کلماتی از جنس شعر، از جنس احساس پاک، رها و یله و شاید یکی از دلایل موفقیت و ماندگار شدن سهراب سپهری و 8 کتابش که بارها و بلکه دهها بار تجدید چاپ شده است در همین راه یافتن به اتاق و خلوت آبی ما آدمهاست.
سپهری با این که در روزگار حیاتش از سوی بسیاری از منتقدان مطرح و به نام همان روزگار، مورد بیمهری و کملطفی قرار گرفت، اما گذشت زمان نشان داد که شاعر شدن و راه یافتن به عمق جان و زبان مردم تنها به خیابان رفتن، ادای روشنفکری در آوردن، مصاحبه کردن و سر دادن شعارهای روشنفکری و اجتماعی و سیاسی نیست همان طور که امروز زمان گواهی میدهد، سپهری در حافظه جمعی مردم ماندگارتر است یا هوشنگ ایرانیها و سیاوش کسراییها؟
اگرچه قرار بر نفی حضور اجتماعی شاعر و نقش پر رنگ او در جامعه به عنوان یک چراغ راهنما نیست، اما اگر در طول تاریخ ادبیات از صدر آن که رودکی بزرگ باشد تا همین امروز بگردیم و جستجو کنیم شاعری را نمییابیم که شعرش در گرو و وامدار مستقیم رویدادها و حوادث باشد و راه به خلوت مردم برده باشد. شعر این شاعران مانند همان رویدادها میگذرد و تنها و در بهترین حالت جایگاهش اگرچه رفیع و بلند و خاطرهانگیز و تاریخساز اما تنها در دانشگاهها و مراکز پژوهشی است نه در طاقچهای یا گوشهای در اتاقی آبی و خلوتی پر از تنهایی.
راه یافتن به خلوت و اتاق آبی مردم و سرودن کلماتی که همچون همان قطره اشک ناگهان سر بخورد و روی گونهای را نمناک کند انصافا از توصیف و انعکاس هزاران هزار رویداد دشوارتر است نکتهای که در شعر سپهری بخوبی تجلی یافته است.
شعر سپهری به دنبال هویت و خلوت انسانی است خلوتی فارغ از فضاهای شهرنشینی و غوغاهای روزمرگی، شعری با کلماتی برای پناه بردن به دامان اتاق آبی، اتاقی فراتر از هر رویداد زمانی و مکانی که روح آدمی را به تسخیر میکشد.
شعر و کلمات او همان طور که خودش میگوید مثل نسیم، میرود باغ به باغ، میرود شهر به شهر... و همین پویایی و مثل باد و نسیم در حرکت بودن است که باعث میشود گوشه خلوت و تنهایی ما آدمها همیشه جایی برای زمزمه کردن شعرهای او داشته باشد.
سینا علیمحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: