همه چیز برای شروع یک زندگی جدید آماده است؛ تجربه زندگی آسوده و بیدغدغه در یک کشور خارجی. رویایی که تا همین چند ماه پیش رسیدن به آن آرزویی محال به نظر میرسید تا اینکه سرانجام مرد رویاهای او هم سوار بر اسبی سپید از فرسنگها راه دور از راه رسید تا او را به تنها رویای زندگیاش برساند.
این اتفاق مثل بمب در فامیل صدا کرده بود. خیلیها خواستگار آن ور آبی را شانس بزرگی برای دختر و خانوادهاش میدانستند و به این شانس غبطه میخوردند.
همه شادمان بودند و دخترک از همه شادمانتر. اما یک مشکل وجود داشت، فرصت برای شناختن کم و راههای آشنایی برای رسیدن به تفاهم محدود بود، چرا که هر دو خانواده میخواستند مراسم عقد ازدواج هرچه سریعتر برگزار شود تا دختر به همسرش در خارج از کشور بپیوندد.
دختر همچنان خود را به مکالمههای تلفنی نیمساعته و گفتگوهای از راه چت دلخوش کرده بود تا شاید در این گفتگوهای مختصر نقاط تفاهم خود را نشان دهند.
اما حالا که عازم بود، حالا که تا رسیدن به رویای اقامت در خارج تنها به اندازه یک پرواز فاصله داشت، نمیدانست که چرا اینقدر نگران است و این همه دلشوره برای چیست؟ برای لحظهای با خود اندیشید خدا کند راه انتخاب را اشتباه نرفته باشد.
شاید تا چند سال پیش آشنایی از راه چت یا ازدواجهای غیابی برای جامعه کمتر قابل پذیرش بود، اما امروز فراوان از غریبه و آشنا میشنویم که دختر فلانی با دوست اینترنتی خود در آن سوی دنیا قرار است ازدواج کند یا خانوادهای دختری را برای پسرشان که مقیم خارج از کشور است انتخاب میکنند و پس از اینکه دختر به عقد غیابی پسر درمیآید چندی بعد به همسرش که در آن سوی دنیا به انتظار اوست، میپیوندد.
اگرچه کارشناسان امور ازدواج و پژوهشگران مسائل اجتماعی تغییر شکل ازدواجها از شیوه سنتی به روشهای جدیدی همچون ازدواج در پی دوستیهای قبلی یا آشنایی از طریق چت، افزایش توقعات جوانان و تغییر ملاکهای نسل جوان در انتخاب همسر را همزمان با تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه در حال گذار ما امری اجتنابناپذیر میدانند و از سوی دیگر چنین ازدواجهایی در جامعه ما که همچنان بافت سنتی خود را حفظ کرده خیلی شیوع پیدا نکرده است، اما بروز برخی آسیبهای اجتماعی همچون افزایش آمار طلاق که از لابهلای این نوع ازدواجها سر برآورده است، پدیده ازدواجهای غیابی را با حرف و حدیثهایی همراه کرده است.
سراب زندگی در خارجه
چند سالی است که سودای اقامت در یکی از کشورهای خارجی و جستجوی خوشبختی در آن سوی مرزها یکی از ملاکهای اصلی برخی دختران جوان ایرانی در انتخاب همسر شده است. انتخاب مردی که سالهاست برای کار، ادامه تحصیل و... به کشور دیگری مهاجرت کرده و خیال بازگشت هم ندارد.
در چنین ازدواجهایی دختر و خانواده او بخوبی میدانند که صرف داشتن دامادی که مقیم خارج از کشور است و برای خود خانه و زندگی و امکانات دارد وزنه سنگینی برای کشیدهشدن به سوی این انتخاب بوده است و از همین جاست که پایههای کج در بنای زندگی مشترک نهاده میشود.
هرگاه از دوستی میشنویم که فلان دختر به پیشنهاد ازدواج خانوادهای که پسرشان در فلان کشور خارجی اقامت دارد جواب مثبت داده است، انبوهی سوال به ذهنمان خطور میکند ازجمله اینکه چگونه مردی که سالها دور از کشور و فرهنگ خود و در کشوردیگری با فرهنگ و رفتار بیگانهای زندگی کرده و به واسطه سالها زندگی با فرهنگ و رفتار آن کشور عجین شده است را با چند مکالمه تلفنی، گفتگو از راه چت یا شاید قرار ملاقاتی چند روزه در یک کشور همسایه میتوان شناخت؟
واقعیت این است که کیلومترها فاصله و اقامتی چند ساله در خارج از کشور شناخت روحیات و عادات رفتاری فرد مهاجر را حتی برای پدر و مادر و خانوادهاش دشوار میکند، چه برسد به دختری که قرار است در مدت کوتاه چند ماهه نسبت به آن مرد به عنوان همسر آینده زندگیاش شناخت پیدا کند.
شاید به همین دلیل است که پدر و مادر بسیاری از این دامادهای ایرانی ساکن خارج از کشور هنگامی که گلههای تازه عروس را از مشکلات روحی و اخلاقی، وضعیت مالی، نوع شغل، مدرک تحصیلی یا حتی اعتیاد همسرش میشنوند در بهت و ناباوری فرو میروند.
من اینو نمیخوام!
همه چیز از غروب یک روز تابستانی داخل یکی از واگنهای مترو شروع شد. بحث از شلوغی واگنهای مترو، ترافیک و گرمای کلافهکننده هوا میان زن میانسال و دختر جوان شروع شده بود تا رسیده بود به خواهرزاده پولدار و تحصیلکرده مقیم ایتالیای زن میانسال که از کیلومترها آن سوی دنیا از خانوادهاش خواسته بود که دختر با اصل و نسب ایرانی برایش پیدا کنند. شماره تماسها رد و بدل شد.
یک ماه از آن روز میگذرد. رابطه میان دختر و پسر جوان برای آشنایی و شناخت یکدیگر از طریق گفتگوی تلفنی و چت آغاز میشود. دختر و پسر عکسهای خود را از طریق ایمیل برای یکدیگر ارسال میکنند. هر دو همدیگر را میپسندند. پس از مدت کوتاهی عقد ازدواج به صورت غیابی جاری میشود. دختر جوان با هزاران امید و آرزو عازم کشوری که همسرش در آنجا به انتظار اوست میشود. در فرودگاه دختر جوان از روی عکس و نشانیهایی که میانشان رد و بدل شده همسرش را میشناسد، اما یک مشکل وجود دارد.
مرد با دیدن دختر جوان با صراحت میگوید که چهرهاش با عکسهایی که برایش فرستاده خیلی فرق دارد و این دختر آنی نیست که مرد انتظارش را داشته است! مرد بعید میداند که بتواند با این دختر زندگی کند. دختر که روی بازگشت ندارد، مدتی را به اصرار در کنار همسر میماند، بتدریج اختلافات بالا میگیرد و دختر چارهای جز بازگشت به کشور ندارد. در ایران زن جوان از مرد و خانوادهاش شکایت میکند و پرونده دادرسی به جریان میافتد.
م. الف دختر جوانی که تجربه تلخ ازدواج غیابی را چشیده است اتفاقی که برایش افتاده را اینگونه تعریف میکند: در یک مراسم عروسی با زنی آشنا شدم که مدعی بود پسرش در خارج از کشور زندگی میکند، پس از مدت کوتاهی آشنایی به صورت غیابی با پسر این زن ازدواج کرده و عازم انگلیس شدم.
در فرودگاه همچنان به چهرهها نگاه میکردم تا بتوانم از روی عکس و نشانیهایی که داده بودند همسرم را شناسایی کنم که چند دقیقه بعد مردی که در مدت آشنایی فقط عکسش را دیده بودم به استقبالم آمد. البته با قد 130 سانتیمتر. از دیدن این صحنه به حدی شوکه شدم که همانجا از هوش رفتم. پس از اینکه سلامت خود را به دست آوردم، بلافاصله به ایران برگشتم و از این خانواده شکایت کردم، زیرا پسر آنها مبتلا به بیماری نانیسم (کوتولگی) بود و آنها این موضوع را از من پنهان کرده بودند.
او یک دروغگو بود!
بازپرس شعبه اول دادسرای ویژه فرودگاههای تهران در گفتگو با «جامجم»، به پروندهای در این زمینه اشاره میکند و میگوید: این پرونده چندی پیش با طرح شکایتی از جانب زن جوانی از همسرش که مقیم خارج از کشور بوده به دلیل دروغگویی و فریب در ازدواج به جریان افتاد.
بازپرس بهروز مهاجری قضیه را اینگونه تعریف میکند: دختر جوان که بسیار علاقهمند به ادامه تحصیل در خارج از کشور بود، پس از آشنایی با پسری از طریق چت که خود را مهندس شیمی با شغلی ایدهآل ، حقوق مکفی و مقیم کشور استرالیا معرفی کرده بود، با وجود مخالفتهای خانواده با شادمانی از اینکه چند قدمی بیشتر تا رسیدن به آرزوهایش فاصله ندارد، پیشنهاد ازدواج پسر را میپذیرد.
دختر پس از ازدواج و مهاجرت به استرالیا، زندگی مشترک خود را آغاز میکند، اما ظرف مدت کوتاهی از رفتارهای مشکوک همسرش متوجه میشود که وی نهتنها مهندس نیست بلکه کارگر یک خشکشویی است که از حداقل امکانات مالی برای زندگی هم بیبهره است!
دختر از آنجا که روی بازگشت به خانه را ندارد، چارهای جز ادامه زندگی مشترک نمیبیند، اما بتدریج که گذران زندگی برایش سخت میشود، موضوع را به خانواده اطلاع داده و راهی ایران میشود و از همسرش و خانواده او به دلیل فریب در ازدواج شکایت میکند.
بازپرس مهاجری در حالی که به آینده چنین ازدواجهایی خوشبین نیست به پروندهها و طرح شکایات متعددی که از سوی زنان یا مردان (که البته در زنان فراوانی بیشتری دارد) اشاره میکند و میافزاید: تغییر سبک زندگی، افزایش توقعات جوانان، تغییر ملاک و معیارهای ازدواج در جوانان همچون رویای اقامت و ادامه تحصیل در خارج از کشور و... زمینه ظهور این نوع جدید از ازدواجها را فراهم کرده است.
وی معتقد است: در چنین ازدواجهایی از آنجا که راههای آشنایی و رسیدن به توافق بسیار محدود بوده و ارتباط بین دختر و پسر بیشتر به صورت غیرحضوری و تلفنی یا از طریق دیگر وسایل ارتباطی غیرمستقیم همچون چت است، آینده چنین ازدواجهایی همواره در سایهای از نگرانی و ابهام قرار دارد.
قانون دست بسته
بازپرس شعبه اول دادسرای ویژه فرودگاههای تهران به نکته تاملبرانگیزی درخصوص آن دسته از پروندههای ازدواجهای غیابی که منجر به طرح شکایت میشود، اشاره کرده و میگوید: در پروندههای گوناگونی شاهد بودیم که زن با بازگشت به ایران درخواست طلاق و مطالبه حق و حقوق قانونی خود را داشته که البته در دادگاه نیز رای به نفع زن صادر شده، اما متاسفانه تا زمانی که مرد به ایران نیاید و براساس رای دادگاه ممنوع الخروج نشود، رای صادره از سوی دادگاه ایران حتی اگر به نفع زن هم باشد، قابلیت اجرایی پیدا نمیکند.
وی تاکید میکند: در صورتی که زن بخواهد براساس قوانین کشور خارجی که در آن اقامت دارد نیز درخواست طلاق دهد، باز هم چندان نمیتوان به رای صادره خوشبین بود چراکه قوانین مربوط به مباحث خانواده و طلاق در این کشورها با ایران بسیار متفاوت است و به طور مثال چیزی تحت عنوان مهریه در قوانین بسیاری از این کشورها وجود ندارد.
ازدواج فقط با چشمان باز
بازپرس مهاجری در حالی که از خانوادهها میخواهد قبل از هر گونه تصمیمگیری بیشتر تحقیق کنند، میگوید: هیچ مرجع رسمی برای انجام تحقیقات در این زمینه که آیا مردی که سالها در خارج از کشور زندگی کرده، صلاحیت اخلاقی و رفتاری برای زندگی مشترک را دارد یا خیر تعریف نشده است، از سوی دیگر سفارتخانههای ایران در کشورهای دیگر نیز موظف به انجام چنین تحقیقاتی نیستند، بنابراین کاملا واضح است که به جهت حساسیت موضوع خانوادهها تا چه حد باید در انتخاب خود حساس باشند.
وی تصریح میکند: ضروری است خانوادهها با چشم و گوش باز و به دور از هر گونه هیجان زدگی کاذب درخصوص صحت ادعاهای خواستگاری که در خارج از کشور اقامت دارد، تحقیق کنند و صرفا ارائه چند عکس و چند بار گفتگوی تلفنی دخترشان با فرد مورد نظر را ملاک مناسب بودن موقعیت خواستگار قرار ندهند.
از سوی دیگر دختران جوان نیز که در مرحله انتخاب قرار گرفتهاند، باید با بهرهگیری از تجارب والدین و انجام مشاوره با مشاوران کارآزموده مراکز مشاوره تمام جوانب مثبت و منفی چنین ازدواجهایی را به همراه مشکلات و سختیهای احتمالی که ممکن است با اقامت در کشوری بیگانه متحمل شوند را سنجیده و با آگاهی کامل و چشمانی باز به فرد مورد نظر پاسخ مثبت دهند.
گاه رویای زندگی در خارج از کشور آنقدر فریبنده است که افراد برای به دست آوردنش بهای سنگینی میپردازند. پذیرش ازدواج با مردی که اختلاف سنی غیرمتعارفی با دختر دارد، یکی از این موارد است به همین دلیل است که برخی از این زوجهای مهاجر بیشتر به پدر و دختر شباهت دارند تا زن و شوهر.
بتدریج شوق و ذوق تجربه زندگی در کشوری دیگر که از سر زن میافتد، اختلافات ریز و درشت خودنمایی میکند. زن از بیتوجهی و سردی همسرش که ناشی از همین تفاوت سنی است به تنگ میآید در حالی که از یادش رفته این خودش بود که چنین زندگی سرد و بینشاطی را انتخاب کرده است.
ازدواجهای غیابی و ریسک بالای طلاق
ازدواج ازجمله مواردی است که همواره بحث آسیبهای اجتماعی همچون طلاق، زنان ویژه، خشونت خانگی و... در آن مطرح بوده است، به طوری که یکی از دلایل ریشهای آسیبهای اجتماعی در درون خانواده با ازدواجهای بد و نادرست آغاز میشود.
این سخن یک پژوهشگر اجتماعی در گفتگو با «جامجم» است که آمار طلاق در ازدواجهای غیابی را بالاتر از حد نرمال دانسته و معتقد است: یکی از بدترین حالت ازدواج که میتواند زمینهساز بروز عدم تفاهم و مشکلات فراوانی درزندگی مشترک زوجهای جوان شود، عدم تناسب سنی میان آنهاست که گاه در ازدواجهای غیابی نیز این وضعیت به چشم میخورد به طوری که گاه دختر به دلیل برخورداری پسر از شرایط ویژهای همچون موقعیت مالی ایدهآل، اقامت در خارج از کشور، مدرک تحصیلی و شغل مناسب بدون در نظر گرفتن این فاکتور مهم به پیشنهاد ازدواج پسر پاسخ مثبت میدهد.
دکتر سیدهادی معتمدی تاکید میکند: در ازدواجهای غیابی از آنجا که زن و مردی که به عقد یکدیگر درمیآیند، بحث شناخت کمرنگتر میشود و قطعا دچار مشکلات عدیدهای در زندگی مشترک خواهند شد، به طوری که میزان طلاق در این گونه ازدواجها بسیار بالاتر از حد طبیعی است.
مشاوره پیش از ازدواج؛ اصل مهم
کارشناسان مسائل ازدواج و مشاوران خانواده، انجام مشاوره پیش از ازدواج در جهت افزایش آگاهیها و کمک به شناخت بهتر و پیدا کردن هرچه بیشتر نقاط تفاهم یا اختلاف میان دو طرفی که قصد ازدواج با یکدیگر دارند را یکی از اصلهای ضروری در هر ازدواج دانسته و همواره بر لزوم مراجعه دختران و پسران جوان در موقعیت ازدواج به مراکز مشاوره و پیش از هر گونه پاسخ مثبتی، تاکید میکنند.
دکتر معتمدی با تاکید بر نقش مشاوره پیش از ازدواج در انجام ازدواجی صحیح، متناسب و پایدار میگوید: نه صرفا درخصوص ازدواجهای غیابی بلکه در هر نوع ازدواجی لازم است که دختران و پسران برای بررسی میزان تناسب سنی، رفتاری، فرهنگی، خانوادگی، تناسب، هوش و... قطعا پیش از ازدواج جلسات مشاورهای در مراکز مشاوره معتبر و با مشاوران متخصص و باتجربه داشته باشند.
اگرچه هدف از تهیه این گزارش زیر سوال بردن یا خط بطلان کشیدن روی مقوله ازدواجهای غیابی نیست و نمیتوان بدون پژوهش و بررسی دقیق کارشناسی تمام ازدواجهای غیابی یا ازدواجهای اینترنتی را محکوم به طلاق و رسیدن به بنبست دانست، اما نباید فراموش کرد که گاهی اوقات تصمیمات عجولانه و شتابزده بدون بررسی دقیق و در یک کلام انتخاب با چشمانی باز شاید به جای رساندن ما به آرزوهای رویایی، هدایتگر ما به ناکجاآبادی باشد که نتوان پایان شیرینی برای آن متصور بود.
زنگ تلفن به صدا درآمد. خاله خانم است. از مادرم میپرسد: دختر خوب سراغ دارید؟ برای پسر یکی از دوستان قدیمیام میخواهم. پسره چند سال است که انگلیس زندگی میکند. تحصیلکرده با شغل و درآمد عالی. مدتی است از خانواده خواسته یک دختر خوب و خانوادهدار ایرانی برایش پیدا کنند، عقد کنند و بفرستند انگلیس!
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم