در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای اهدافت به ترتیب اولویت شماره بگذار. مثلا ببین در آینده دلت میخواهد چه شغلی داشته باشی. آن را هدف قرار بده و بعد بررسی کن برای رسیدن به این شغل چه کارهایی باید انجام دهی. آن کارها را هم طبقهبندی کن و جلوی هدف اصلیات بنویس؛ این کار را ادامه بده تا اهدافت با طبقهبندی کوچک و کوچکتر شوند. آن وقت رسیدن به آنها سادهتر خواهد بود. این کاغذ را جایی نگه دار که هر روز آن را ببینی و مدام بررسیاش کن. ایمان داشته باش که با این روش به اهدافت میرسی البته اگر تلاش را هم چاشنی کار کنی. چون تنها ایمان چارهساز نیست. مطمئن باش بعد از مدتی آنقدر در زندگی غرق میشوی که حتی متوجه سختیها هم نخواهی شد و تمام فکر و ذکرت رسیدن به آرزوهایت میشود. هر بار هم که به یکی از اهدافت رسیدی دورش را خط بکش و یک جشن کوچولو برای خودت بگیر. فقط برای خودت چون با تلاش به آن هدفت رسیدهای. البته این را هم بگویم هر جا هم تیرت به سنگ خورد ناامید نشو. دست روی زانو بگذار و با یک یاعلی دوباره بلند شو. مطمئن باش خدا همیشه به بندههایش کمک میکند. اگر جاهایی هم بر طبق مراد ما پیش نمیرود حتما مصلحت و حکمتی در کار است که ما از آن بیخبریم. باور کن شعار نمیدهم. من تمام این چیزها را تجربه کردهام، اما برای حسادتی که در وجودت راه پیدا کرده باید بگویم من هم تقریبا زندگیای شبیه زندگی تو داشتم. بعضی وقتها حسادت میکردم که چرا در بچگی اینقدر سختی کشیدم، اما خواهر و برادرهای کوچکترم حالا زندگی راحتی دارند؟ ولی وقتی به خودم و آنها نگاه کردم دیدم من از آن سختیها چیزهایی آموختهام که آنها یاد نگرفتهاند. چیزهایی به دست آوردهام که آنها سالهای سال نمیتوانند به دست بیاورند. من فکر میکنم که تو خیلی خودت را دستکم گرفتهای. به خودت نگاهی بینداز و چیزهای خوبی را که داری به حساب بیاور. هر وقت حسد به سراغت آمد به خودت یادآوری کن که چه چیزهای خوبی داری ولی آن عضو خانواده ندارد. گفتی نویسندگی را دوست داری. پس حتما آن را ادامه بده، حتما. من مطمئنم با روحیه پاک و لطیفی که داری موفق میشوی. میدانی، آدم در زندگیاش شاهد رفت و آمد خیلیهاست. ولی آنهایی که تا آخر عمر در لحظههای خوشی و سختی با آدم میمانند خانوادهاش هستند. تو خانوادهای داری، اما خیلیها از نداشتناش رنج میکشند. پس همین امروز دست به کار شو. همه ما برایت دعا میکنیم. در پایان فروغ عزیز: وسیع باش و سخت و صبور که خداوند در قرآن به صابران وعده پاداش داده است.
نامه فروغ در 20 مرداد چاپ شد و در آن از حسادتهای کوچک زندگی و خستگی و بیهدفیاش گفته بود.سارا و فاطمه 2 دختری هستند که به نامه فروغ پاسخ دادند.
فاطمه: سلام فروغ عزیز. من فاطمه هستم و 7 سالی از تو کوچکترم و به خاطر همین شاید به آن درک فکری نرسیده باشم که بتوانم مشکلاتم را آن طور که هست درک کنم. البته اگر بتوان نام مشکل را بر آن گذاشت. من با این که 15 سال بیشتر ندارم، اما با مشکلاتی حتی سختتر از مشکل تو دست و پنجه نرم کردم. من هم حسود بودم. من هم همهاش فکر میکنم موفق نبوده و نیستم. نمیخواهم بگویم که تو بزرگ شدی و حسودی مال کوچکترهاست. فقط میخواهم بگویم حسودی بهانهای است تا عقدههای قبلی را دوباره عریان کنیم. البته حسادت همان جور که خیلی زود به وجود میآید خیلی زود هم فراموش میشود. حسادت همیشه مثل یک احساس زودگذر است این ما هستیم که مدام دوست داریم حتی اگر شد با سایهاش هم بازی کنیم. عزیزم انسان برای ترساندن موش، خانهاش را آتش نمیزند. تو این حسادت را که شاید روزی فقط یک نقطه سیاه کوچک در قلبت بوده، مثل یک توپ کوچک به بازی گرفتی و همان توپ کوچک به دایره غلتان سیاهی تبدیل شده که کل وجودت را در برگرفته و در حال نابود کردن و آتش زدن خانه دلت است. همین آتش فکر و روحت را تسخیر کرده و نگذاشته است به اهداف و رشته مورد علاقهات برسی، اما همین که به خودت قول دادهای که دوباره تلاش کنی یعنی یک چشمه زلال در دلت در حال جوشیدن است. تو تصمیم گرفتی کنکور بدهی و به درس و خانوادهات برسی. آن هم با اخلاص تمام. اینها را روی کاغذی بنویس و در شیشهای بینداز. روی این شیشه هم بنویس «من تصمیم دارم این کارها را انجام دهم» و هر روز نگاهش کن تا یادت باشد اینها را دوست داری. حسادت و حسرت را هم در درون ظرفی دربسته و کدر بینداز و به دستهای پرمهر کارون بسپار تا آنها را برای همیشه از تو جدا کند. من خودم این کار را انجام دادم و نتیجه خوبی هم گرفتم. خودت را سرزنش نکن و به گذشته نیندیش مگر آن که بخواهی از آن درسی بگیری. بگذار نهال عشق وجودت را در بر گیرد و به جای دایره غلتان سیاه و وجودت گل شقایقی شود که عشق را شعله ور میکند. خسته، گیج و سردرگم نباش. به روی صندلی راحتی بنشین و با تلسکوپ ته دلت را نگاه کن که چقدر روشن است. چون تو چلچراغ خدا را داری. میدانم سردرگمی و بیهدفی در زندگی خیلی عذابآور است ولی همین که تصمیم دوباره برای شرکت در کنکور داری یعنی هنوز هستی و این بودنت هدفدار است. تو راه میروی، فکر میکنی، صحبت میکنی، پس هستی. هست بودنت هدفدار است. آفرینش هدفدار است و در میان این همه چیز توی سرشناس در بین مخلوقات میگویی من بیهدفم! هدفداری اما پیدایش نمیکنی. چون تو خستهای و هدف خستگیناپذیر تا اوجها میرود، چون تو بیحوصلهای و هدف بازیگوش میدود. هدف در خیالت در دور دستها است اما در حقیقت کنار تو است و پهلویت نشسته است. یادت باشد انسان عاقل مشکلات بزرگ را به مشکلات کوچک تبدیل میکند و مشکلات کوچک را از سر راه برمیدارد و با هدفهای کوچک برای خود پلکانی میسازد تا به برترین هدف و موفقیت دست یابد. خدانگهدارت باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: