حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کودک چون با قواعد دنیای بزرگترها آشنا نیست و ارزشها و هنجارها که از باید و نبایدها شکل میگیرد برای او تفهیم نشده است بنابر این برای به دست آوردن هر چیزی گریه میکند و اگر اجازه ندهیم آن را به دست آورد او را دچار ناکامی کردهایم. رفتار درست این است که به کودک آموزش دهیم خواسته هایش برآورده خواهد شد اما با تاخیر. متاسفانه بسیاری از مادران به جای تفهیم این مساله به فرزندشان آنها را تنبیه میکنند، ولی تربیت سالم این باید و نبایدها را قابل تفهیم و قانونمند میکند و کودک میفهمد هر وقت خواست نمیتواند چیزی را به دست بیاورد و این دنیا قانون دارد. در واقع این مساله برای کودک قابل درک میشود که هر وقت و هر جا دلش خواست نمیتواند کاری که دوست دارد انجام دهد. این یافته به بزرگسالی منتقل میشود و فرد یاد میگیرد در این چارچوب به چیزهایی که میخواهد دست پیدا کند. کودک در این دنیا یاد میگیرد خواستههای خود را با تعویق اما درست به دست آورد.
کسانی هستند که مرتبا از بچگی دچار ناکامی هستند و اعتمادی هم نسبت به خانواده به دست نمیآورند. چرا که در بچگی به مادر خود اعتماد نمیکنند و محیط برای آنها امن نیست و در واقع احساس میکنند محیط درکشان نمیکند و نتیجه میگیرند جامعه دشمن آنهاست. فردی که این ویژگیها را نداشته باشد دشمن جامعه نمیشود و شخصیت ضد اجتماعی پیدا نمیکند. این مجرمان افرادی هستند که از کودکی اعتماد را یاد نگرفتند. اریکسون از نظریهپردازان روانشناسی معتقد است انسان چند مرحله رشد دارد که اگر این بحران را به سلامت بگذراند فردی سالم است. اولین مرحله از نظر او از تولد تا یک سالگی است که اعتماد در برابر بیاعتمادی است و در این دوران کودک اعتماد را یاد میگیرد. در نتیجه کسانی که این شرایط را ندارند پرخاشگر میشوند و آنها میخواهند سریع چیزی را که میخواهند به دست آورند. رقابت طلب و جاهطلب هستند. در نتیجه با فردی که خواسته او را به تعویق انداخته است بلافاصله و بدون فکر کردن برخوردهای خشن میکنند. این افراد تحمل ناکامی را ندارند و مرتکب جنایت میشوند. آنها مدام با ناکامیهایشان زندگی میکنند و حس انتقام در آنها تقویت میشود. در واقع آنها اشخاصی هستند که در خانوادههای آسیبزا زندگی کردهاند و مشکلاتشان درمان نشده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....