شناخت معنای سیاست در نگاه پیشوای نخستین از این رو مهم است که منطقا سیاست رسانه جامعه اسلامی بخصوص جامعه تشیع نیز میبایست همان باشد که امام اول به آن ملتزم بوده و در راه دفاع از همان نیز به شهادت رسیده است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی مانند همه رسانههای مهم و تأثیرگذار دیگر، نیازمند برقراری رابطهای حسنه با سیاست است. در جامعه اسلامی مردم ولینعمتند و مسوولان خدمتگزار. عدالت شرط اساسی حسنه بودن و یا به عبارتی اسلامی بودن سیاست است. در اینجا بحث در باب رسانه و سیاست را با محوریت کلام بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) دنبال کرده و رسالت سیاسی رسانه را از لابهلای بیانات این رهبر وارسته سیاسی الهی جستجو میکنیم.
نظر به برخی از سخنان امام خمینی(ره) درباره رسانه صدا و سیما که در اینجا مورد استناد قرار دادهایم رابطه رسانه با سیاست را میتوانیم به دو بخش اصلی تقسیم کنیم: 1 نسبت رسانه با فرهنگ و سیاست بیگانه 2 نسبت رسانه با خود. که بخش دوم به دو بخش 1 نسبت رسانه با مردم 2 نسبت رسانه با حکومت، قابل تقسیم است. جامعه اسلامی در هریک از این موارد حکمی جداگانه دارد. در مورد نخست یعنی نسبت رسانه با فرهنگ و سیاست بیگانه زمانی حکم به اجتناب و احتراز مطلق بوده که دلیل آن را امام(ره) در عبارات زیر بیان داشتهاند: «مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفا به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. علمای راستین از بس که دروغ و فریب از جهانخواران دیده بودند، به هیچ چیزی اطمینان نمیکردند و ابزاری از قبیل رادیو و تلویزیون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود. لذا گاهی حکم به منع استفاده از آنها را میدادند.( »صحیفه نور، ج 21، ص 335) اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی مساله صورت دیگری پیدا کرد. اینک رسانه ملی دیگر در دست اجانب نبود. به دنبال استقلال کشور و آزادی آن از سلطه بیگانه، صدا و سیما هم در اختیار فرهنگ خودی قرار گرفت. پیداست که دیگر نیازی به حکم منع و حذف نبود اما از آنجا که غرب پس از شکست در سیطره بیرونی، به سیطره درونی یا همان غلبه فرهنگی امید بست، نوع دیگری از دفاع و مقابله مطرح شد با نام مقابله فرهنگی. حال دستاندرکاران رسانه میبایست ضمن تلاش برای پیراستن پیکر رسانه از آثار غربزدگی و شرقزدگی، همواره مراقب هجمههای تازه دشمن باشند و از طرفی هم برای گرفتار نیامدن در دام تدافع صرف، با تقویت بنیانهای تکنیکی و محتوایی، خود را برای مواجهه با فرهنگ بیگانه آماده کنند. این وضعیت هماکنون نیز بر فضای رسانهای کشور حاکم است. بنابراین حکم امروز در باب نسبت رسانه و بیگانه را میبایست «تلاش و مراقبت» به جای احتراز و اجتناب دانست.
درخصوص نسبت رسانه با مردم و حکومت، همه چیز برمیگردد به شأن و جایگاه والای مردم و نقش حکومت در جامعه اسلامی. این البته به معنای یکی انگاشتن مردمسالاری با دموکراسی نیست بلکه به معنای تعیین خطمشی فعالیت حکومت است که میبایست تماماً در راه خدمت به مردم باشد. امام خمینی(ره) در این باره میفرمایند: «رادیو تلویزیون و مطبوعات مال عموم است. من میل ندارم رادیو هر وقت باز میشود اسم من باشد، مدتهاست که از این جهت متنفرم، این کار غلطی است... ما باید به مردم ارزش بدهیم. استقلال بدهیم و خودمان کنار بایستیم و روی خیر و شر کارها نظارت کنیم ولی اینکه تمام کارها دست ما باشد، رادیو تلویزیون دست ماها باشد اما آن بیچارهها که کار میکنند هیچ چیز دستشان نباشد ... به نظر من این صحیح نیست.( »صحیفه نور، ج 19، ص 346 و 362) از صداقت به دور است که این سخن امام(ره) را صرفا حمل بر تواضع و فروتنی کنیم و از ژرفای آن غفلت بورزیم. بیتردید این سخنان پرده از حقیقتی مهم برمیدارند که هیچ ارتباطی با شکستهنفسی و تعارف ندارد. امام خمینی(ره) در این عبارات ساده، در مقام تبیین سیاست اصلی نظام جمهوری اسلامی هستند که به موجب آن از کوچکترین لغزشی که خطر انحراف نظام به سمت و سوی فاصله گرفتن از مردم باشد، نباید غفلت جست. اینک بخوبی میتوان دریافت که مقصود ایشان از «مصلحت نظام» و «مصلحت مسلمین» در این عبارات چیست: «طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامهها و رادیو تلویزیون باید برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این از بیتالمال مسلمین است، باید وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین نیست، نشود. مسوولیت دارد اینها.( »صحیفه نور، ج19ص 375؛ و ج 21 ص 335) و این «مصلحت» که نه در مقابل «حقیقت» که در واقع جزئی از آن است، در راستای همان سیاست حسنهای است که امام علی(ع) بدان معتقد و ملتزم بود.
آزاد جعفری