باهانیه بساتینی بازیگر نقش لعیا به گفتگو نشستیم تا از زبان او با ویژگیهای لعیا بیشتر آشنا شویم. بساتینی متولد سال 1360 و فارغالتحصیل رشته کارگردانی تئاتر است و سریال عبور از پاییز و بازی در نقش لعیا اولین تجربه بازیگری او در تلویزیون است هرچند این بازیگر تاکنون یک بار در تئاتر «سوو شون» به کارگردانی منیژه محامدی بازیگری روی صحنه را تجربه کرده است. عمده فعالیتهای او درتئاتر،کارگردانی بود و در تلویزیون هم به عنوان دستیار کارگردان فعالیتهایی داشته است.
در آغاز شاید بد نباشد درباره بیان شما صحبت کنیم که خوب است و چنین به نظر میآید که در ایفای نقش لعیا به شما کمک کرده است؟
من تئاتر خواندهام اما چون از همان ابتدا کارگردانی را انتخاب کردم، درس فن بیان را به صورت تخصصی نگذراندهام، اما میدانم که چگونه از بیان باید در بازی استفاده کرد. شعر زیاد میخوانم به ادبیات علاقهمند هستم، همیشه تلاش میکنم کلمات را درست ادا کنم، بعضیها میگویند ملا لغتی هستم اما خودم همه اینها را در خوب شدن بیان موثر میدانم. البته این را هم بگویم که صدابردار سریال، آقای حبیبی خیلی به من کمک کردند تا حس صحنه را بخوبی با کلامم به بیننده منتقل کنم همچنین مسعود شامحمدی، کارگردان که بخوبی همه بازیگران را هدایت میکنند.
لعیا شخصیتی درونگراست، بازی در این نقشها کمی دشوار است، چگونه به این نقش نزدیک شدید؟
زمانی که کار را شروع کردیم، فیلمنامه کامل و آماده بود، آن را خواندم و برای خودم شخصیت لعیا را تحلیل کردم؛ او یک دختر جوان و بسیار حساس است که هنرمند است، شعر میخواند با ادبیات بیگانه نیست و در مجموع آدم رمانتیکی است. از همان ابتدا متوجه شدم که لعیا برایم بیگانه نیست. در زندگی واقعی شاید کاملا شبیه او نباشم، اما برایم غریبه نبود. او حساسیتهای خاص خود را دارد، به نکاتی توجه میکند که شاید دیگران براحتی از کنار آن میگذرند، به همین دلیل تنها یک جمله رضا کافی است تا او به رضا و عشق او شک کند. تحلیل خودم از نقش لعیا و توضیحات کارگردان باعث شد تا بتوانم به این نقش نزدیک شوم.
لعیا یکی از دوست داشتنیترین شخصیتهای سریال عبور از پاییز است، خودتان فکر میکنید چرا مخاطبان با این شخصیت همراه شدهاند؟
لعیا مهربان است، زیاده خواه نیست و عشق برایش اهمیت دارد،همین ویژگیها باعث شده تا او با خواهرها و پدرش فرق داشته باشد. او آدمها را به خاطر خودشان دوست دارد نه به خاطر مال و منالشان. او رضا را دوست دارد چون فکر میکند او آدم با معرفتی است اما متلک رضا باعث میشود او به این معرفت شک کند، لعیا پدرش را دوست دارد نه به خاطر ثروتش بلکه به این دلیل که پدرش است. درباره خواهرانش هم همین احساس را دارد.برای لعیا مادیات مهم نیست و آدمها برایش بیشتر ارزش دارند، شاید داشتن همین خصوصیات است که مردم با شخصیت لعیا همراه شدهاند.
با وجود این شخصیت دوست داشتنی، سردی لعیا قابل توجه است، سردیای که هم در چهره و هم رفتار او میتوان دید؟این سردی را خودتان به شخصیت دادید یا کارگردان از شما خواست؟
کارگردان خواست که همه شخصیتها سرد باشند چون با این فضا میخواست نشان دهد که آدمهایی که معیار اصلی زندگیشان پول و مادیات است، آدمهای غمگین و سردی هستند و روابط آنها بیشتر مکانیکی است تا واقعی.
اما پوران شخصیتی گرم دارد، در صورتی که در خانواده کامیاب بزرگ شده است؟
پوران عامیتر از 2 خواهر دیگر خود است.او نگرانیهای عمیقی ندارد، او بیشتر نگران است که نکند پدرش دوباره ازدواج کرده باشد، برای همین مدام این قضیه را مطرح میکند. از طرفی، او دو فرزند دارد که روحیه اش را تحت تاثیر قرار دادهاند، البته شوهرش هم در این قضیه بیتاثیر نیست. در مقابل توران، شخصیتی خشک، سرد و منطقی دارد که عواملی چون نوع کارش، همسرش و بچهدار نشدنش در این رفتار موثر هستند.
چنین به نظر میرسد که سریال عبور از پاییز شباهتهایی به قصه «شاه لیر» دارد؛ شما که فیلمنامه را تا انتها خواندهاید و با فضای ذهنی کارگردان آشنا هستید، آیا شباهتهایی در این دو کار میبینید؟
در ابتدای سریال چنین شباهتی دیده میشد، اما واقعیت این است که عبور از پاییز شباهتی به شاه لیر ندارد، هرچند اگر شباهت هم میداشت، بد نبود؛ چون شاه لیر یکی از بزرگترین نمایشهای دنیاست که نویسندهای بزرگ مانند شکسپیر آن را نوشته است.
برای اولین تجربه بازیگری در سریالی طولانی مدت و سنگین حضور یافتهاید، احتمالا این سریال باید تجربه خوب و مفیدی برای شما باشد؟
چون دستیار کارگردانی را هم قبلا تجربه کردهام، با شرایط کاری آشنا بودم، اما سریال عبور از پاییز حسن خیلی خوبی که دارد، پشت صحنه آن است، همه با هم دوست هستند و گروه در آرامش بسیار خوبی کار را پیش میبرد.در به وجود آوردن این آرامش، تک تک عوامل موثرند. این آرامش باعث میشود همه به نحو احسن کار خود را انجام دهند.
طاهره آشیانی