گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

سالار کریمان

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «نمره قبولی برای دولت و مجلس»،«فصلی نو در همگرایی دولت و مجلس»،«مردم و دولت دهم»،«سالار کریمان»،«استراتژی احمدی نژاد در مقابل مجلس»،«قدرت مردم و کمک دولت» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید
کد خبر: ۲۷۷۸۶۵

جام جم:نمره قبولی برای دولت و مجلس

«نمره قبولی برای دولت و مجلس»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی جام جم به قلم عباس محمدنژاد است که در آن می‌خوانید؛مجلس شورای اسلامی سرانجام پس از 5 روز کار فشرده بررسی صلاحیت 21 وزیر پیشنهادی دولت دهم را تمام و 18 وزیر را تایید کرد. گزینه‌های پیشنهادی برای آموزش و پرورش، رفاه و تامین اجتماعی و نیرو افرادی بودند که مجلس یا به دلیل موجه نداشتن تجربه و سابقه مدیریت کافی یا به دلیل نداشتن تخصص در حوزه مربوط، به آنها رای اعتماد نداد.

مجلس در این 5 روز همان گونه که میلیون‌ها نفر از مردم از رسانه ملی خود شاهد و ناظر آن بودند، موضوع بررسی صلاحیت وزرا را با جدیت پیگیری کرد، بحث‌های مخالفان و موافقان بدون غرض‌ورزی و در فضایی کارشناسی و مستدل پیگیری شد، وزرا نیز با برنامه‌های مدون و کاربردی از خود دفاع کردند. مسائل حاشیه‌ای هم بندرت جو حاکم بر مجلس را تحت تاثیر قرار داد تا خروجی کار نمره قبولی کسب کند و این نمره قبولی هم برای مجلس بود و هم برای دولت. برای مجلس از آن جهت که اولا نشان داده شد با وجود سخنان تفرقه‌افکنانه که تا پیش از جلسات بررسی صلاحیت وزرا در محافل مختلف مطرح بود، مسوولان کشور با وجود آن که می‌توانند آرای متفاوتی داشته باشند اما در منافع ملی کشور یکصدا و هم‌رای هستند.

درثانی، در مدت بررسی صلاحیت‌ها 128 نفر از نمایندگان مجلس در مخالفت یا موافقت گزینه‌ها صحبت کردند و این تکثر نشان می‌دهد که نگاه مقنن قانون اساسی چنان است که از هر فرصتی برای نفوذ اراده ملی و آرای ملت استفاده می‌کند. اما این رویداد برای دولت دهم نیز یک موفقیت محسوب می‌شود از آن جهت که 1 برخلاف دولت نهم که 4 وزیر رای اعتماد نگرفتند،این دوره 3 نفر رای اعتماد نگرفتند، که البته اگر رئیس‌جمهور در انتخاب و چینش این 3 نفر هم دقت لازم را داشت، بدون شک اعضای کابینه تماما رای اعتماد می‌گرفتند. 2 در بررسی صلاحیت وزرای دولت نهم در مجلس مجموع آرای موافق 4120 رای و مجموع آرای مخالف 1707 رای بود؛ اما در این دوره مجموع آرای موافق 4221 رای و مجموع آرای مخالف 1671 رای بود و این یعنی تعداد آرای موافق با دولت در مجلس هشتم به میزان 101 رای از آرای موافق دولت در مجلس هفتم پیشی گرفته است که خود افزایش مقبولیت دولت دهم را نشان می‌دهد، علاوه بر این که شمار مخالفان هم کاهش یافته است. 3 در بررسی وزیر اقتصاد پیشنهادی که همان وزیر دوره قبل بود هیچ نماینده مخالفی صحبت نکرد و او در نهایت با رای بالایی انتخاب شد، این موضوع نشان می‌دهد که مجلس با رویکرد اقتصادی دولت دهم همراه است ودولت توانسته با طرح‌ها و برنامه‌ریزی‌های خود نظر مجلس را جلب کند. بدون شک این امر برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها که مهم‌ترین هدف دولت در حوزه اقتصاد خواهد بود، بسیار حائز اهمیت است.

همگرایی و تعامل خوب دولت و مجلس که در بررسی رای اعتماد به کابینه دهم تبلور یافت با تسری به قوه قضاییه می‌تواند رابطه محکمی میان سه قوای کشور در عین استقلال قوا ایجاد کند که ثمره آن برای کل نظام و ملت خواهد بود. ملتی که با رای 40 میلیونی‌اش اعتماد خود را به نظام نشان داد؛ نظامی که در میان تمامی فشارها و توطئه‌های داخلی و خارجی با پشتوانه محکم ملت به حرکت خود برای ایجاد جامعه‌ای متعالی ادامه می‌دهد؛ جامعه‌ای که هر شخص در آن با حفظ عزت و احترام زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشد.

رسالت:فصلی نو در همگرایی دولت و مجلس 
 
«فصلی نو در همگرایی دولت و مجلس»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛ کار بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه دهم پنج شنبه گذشته پس از5  روز بحث و بررسی و دقت های هوشمندانه نمایندگان محترم روی نقاط ضعف و قدرت آنان به اتمام رسید.

128 نماینده با نگاه های متفاوت در35 ساعت فشرده  برنامه های وزرای پیشنهادی را زیر چکش نقد قراردادند.
آنچه مردم و جهانیان در5  روز بررسی صلاحیت ها به صورت زنده مشاهده کردند تصویری نو از همگرایی، همکاری دولت و مجلس در یک فضای جدی و در عین حال دوستانه و اعتقادی بود.

رسانه های بیگانه و برخی نااهلان در داخل برای شکاف بین دولت و مجلس پس از انتخابات حساب ویژه ای بازکرده بودند. آنها بررسی صلاحیت وزرا را یک فرصت برای تمهید “تهدید” شکاف بین دولت و مجلس تلقی می کردند. اما هوشمندی سران دو قوه و نیز نمایندگان فهیم ملت نشان دادند یک عزم جدی وجود دارد که در دفاع از اسلام و مصالح و منافع ملی فقط یک صدا در کشور شنیده شود. مجلس به سه وزیر پیشنهادی رای نداد. اکنون دولت با رای اعتماد بالا به18  وزیر پیشنهادی رئیس جمهور تشکیل می شود.  مجلس به یک وزیر از سه وزیر پیشنهادی “زن” رای اعتماد داد تا نشان دهد در بررسی صلاحیت ها و برنامه نگاه جنسیتی نداشته است.

همچنین وزیر پیشنهادی نیرو نتوانست از مجلس رای اعتماد بگیرد و این نشانگر آن بود که مجلس در نقد وزرا جدی بود.
اکنون دولتی نیرومند که محصول مشارکت85  درصدی مردم است با بیش از دو سوم آرای ملت شکل گرفته است. دولتی که در مرحله دوم انتخاب، در خانه ملت با اقبال روبرو می شود و رای اعتماد خوبی از نمایندگان مردم دریافت می کند.

دولت دهم نیرومندترین دولت پس از انقلاب است که پایه های مشروعیت قانونی آن روی دوش مشارکت بالای مردم است. لذا اخلال بدخواهان در حرکت آن و دشمنی بیگانگان ره به جایی نمی برد.

متاسفانه کشور3  ماه قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و3  ماه هم بعد از آن تحت الشعاع حوادث مربوط به انتخابات بوده و کارهای مردم در برخی جاها قفل و چرخ دولت در برخی راه ها کند حرکت می کرده است.

امروز باید با عزمی واحد قفل ها شکسته شود و یک سرعت معقول برای پاسخگویی به مطالبات رهبری و مردم داده شود. نگاه نقادانه مجلس در بستر الفت، دوستی و برادری می تواند این سرعت را تنظیم کند. رئیس دولت با توکل به خدا و با سرمایه اجتماعی بزرگی که در انتخابات دهم و رای مجلس به دست آورده است می تواند کوه ها را جابه جا کند. رکورد خدمت به مردم، پیشرفت کشور و بسط عدالت در دولت دهم باید بالاتر از دولت نهم باشد تا مردم طعم شیرین خدمات اصولگرایان را در نهادهای انتخاباتی خوب بچشند.

آمریکا و اروپا باید بدانند علی رغم شرارت هایی که در حین برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی کردند اکنون مشت نیرومند ملت در دولت دهم با پشتوانه40  میلیون رای شکل گرفته و دیگر نمی توانند با مداخلات خود خللی در حرکت شتابان نظام به سوی پیشرفت و ترقی ایجاد کنند. فوری ترین کار دولت اکنون برای تضمین همگرایی ملت تلاش برای زدودن کدورت های ناشی از بگو مگوهای انتخابات دهم است. آنان که با بی مهری به ملت دست همکاری با اجانب داده اند حسابشان جدا است. اما آنهایی که دغدغه اسلام و نظام و مردم را دارند باید چتر مهر و محبت دولت بر روی آنها سایهبیندازد و حرکت به سوی وحدت ملی و انسجام اسلامی را قوام بخشد.

اعتماد:مردم و دولت دهم

«مردم و دولت دهم»عنوان سرمقاله ی روزنامه‌ی اعتماد به قلم سیدعلی میرباقری است که در آن می‌خوانید؛بالاخره دولت دهم با همه اما و اگرهایش شکل گرفت و کابینه آقای احمدی نژاد از مجلس همفکر با خود رای اعتماد گرفت. سخنان رئیس دولت دهم در پایان آخرین جلسه بررسی صلاحیت کابینه پیشنهادی، بیانگر رسیدن آقای احمدی نژاد به رویکردی جدید در تعامل با قوه مقننه است؛ سخنانی که اگر چه ممکن است تاکتیکی برای عبور از سد مجلسیان ممتنع بوده باشد، اما به نظر می رسد رئیس دولت دهم ناهمواری و سختی راه آینده خود را در تعامل با سایر قوا، از هم اکنون حس کرده است و به خوبی می داند که زمان متهم کردن دیگران و بازی با آمار و ارقام و وعده های امیدبخش یا انکار مشکلات گرانی، تورم و بیکاری تمام شده است و مردم از دولتی که حمایت رهبری و سایر ارکان بالای نظام را تمام و کمال با خود دارد، خواهان توسعه ملی و تحقق عدالت اجتماعی هستند؛ توسعه و عدالتی که آحاد جامعه احساس کنند در برابر قانون مساوی اند.

توسعه و عدالتی که سیستم قضایی کشور مستحکم و مستقل، مدافع اجرای بی کم و کاست قانون باشد و به قول دادستان جدید تهران در جلسه معارفه خود، دستگاهی که تصمیماتش مبتنی بر دلیل و در چارچوب قانون و مقررات جلوه کند و نهادهایش چه قضایی و چه غیرقضایی پاسخگو باشند.

مردم خواهان این هستند که همه افراد و گروه ها و جریانات سیاسی احساس کنند و مطمئن باشند که با همت و استعداد خود می توانند از امکانات یک جامعه به صورت عادلانه بهره برداری کنند و مهم ترین و باقدرت ترین حامی و پشتوانه در کسب امکانات و امتیازات، قانون است.

مردم می خواهند استدلال، بحث و گفت وگو، اندیشه و روحیه علمی و توجه جدی به نظریات کارشناسی در تصمیم گیری های دولت حاکم شود و نیروها در سیستم مدیریتی کشور صحیح به کار گرفته شوند. نظر تخصصی و سازمانی بر اظهارنظرهای سلیقه یی مقدم شود و منطق و قانون بر رفتارها و ارتباطات حکومت کند.مردم می گویند همان گونه که هدایت یک هواپیما باید بر اساس روش ها و قضاوت های علمی و تخصصی باشد و قاعدتاً باید از سلیقه های فردی خلبان به دور باشد، یقیناً اداره کشور و طرح کلی حرکت دولت با شناخت و کشف روابط بین اجزای آن امکان پذیر است و اداره کشور جز با سازماندهی و همفکری و ضوابط علمی و تخصصی امکان پذیر نیست.

مردم می گویند دولت و بدنه آن با عنایت به تجربه چهار ساله، به شدت نیازمند آرامش فردی و جمعی است و آن، اطمینان و اعتمادی است که افراد کابینه در قبال موقعیت خود باید احساس کنند و با حاکمیت روحیه اصلاح نگری و اصلاح پذیری، خود تسهیل کننده و تعمیم دهنده اعتماد و آرامش اجتماعی باشند.مردم می گویند کار و تولید توسط مردم و آحاد جامعه انجام می شود نه دولت و جامعه یی توسعه می یابد و به عدالت نزدیک می شود که کار کردن و زحمت کشیدن در آن نهادینه شده باشد.

دقت در کار، قانون پذیری و عمل در حوزه اختیارات، توجه به نظم و سازماندهی و مقدم شمردن اهداف ملی بر اهداف گروهی و شخصی از جمله انتظاراتی است که مردم از دولت دهم مطالبه خواهند کرد. مردم این روزها حال خوشی از تورم و گرانی و بیکاری ندارند و خواهان تدوین سیاست های اقتصادی غالب و موثر در این زمینه هستند و به صورت مسکن و فوری، آنچه باید اتفاق بیفتد تصحیح عملکرد دولت در حوزه اقتصاد است و آن خروج این حوزه از حوزه های تصمیم گیری های سیاسی است،

کیهان:سالار کریمان

«سالار کریمان»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می‌خوانید؛روزگار 10 ساله امامت امام حسن مجتبی-علیه آلاف التحیه والثناء- به ویژه تدبیر و مدیریت آن حضرت در دورانی انباشته از خدعه و خیانت، مالامال از درس ها و عبرت هاست. این دهه پر است از خدعه های اردوگاه «لئامت» به سرکردگی معاویه و غلبه یافتن وی به خاطر خیانت نخبگان و خواب زدگی و عافیت طلبی عوام؛ روزگاری که گویا به هیچ نحو شجاعت و مجاهدت و صداقت و بصیرت را برنمی تابد.

هرچه اردوگاه شام پس از ماجرای حکمیت در صفین بر قدرت و نفوذ خود افزوده، در این سو خودرأیی و پریشانی و رخوت موج می زند. گروهی از جهاد فراری اند و طایفه ای دیگر مدعی جنگ. اولی، شعارشان «البقیه، البقیه» است در وسط میدان جنگ، یعنی که ما زنده ماندن را بر جنگ ترجیح می دهیم و هرگز حاضر نیستیم بجنگیم ولو برای عزت و امنیت خود. و گروه دوم بقایای خروج از حاکمیتی های صفین و نهروانیان به سردستگی اشعث بن قیس و چند تن دیگر که در زبان امام را متهم به سازش و فرار از جهاد می کنند، در عمل آن هنگام که جنگ جدی می شود پشت امام را خالی می کنند و در پنهان- سران آنها- با معاویه ساخته اند تا آن حد که جاسوسی او را می کنند و تعهد کرده اند امام را به زهر یا زخم شمشیر و خنجر ترور کنند. مواضع آنها صرفاً در تقابل با امام حسن(ع) است چه آنگاه که مردم را به جهاد فرا می خواند و سپاه می آراید و چه آن زمان که با دیدن خیانت خواص و ضعف و پریشانی و اضطراب عوام، مصلحت را در پیمان صلح می یابد.

تاریخ شهادت می دهد که معاویه نه تنها هنگام لشکرکشی دوباره جاسوسانی به عراق فرستاده بود، بلکه کسانی را نیز به کوفه نزد جمعی از منافقان و خوارج حاضر در میان اصحاب امام روانه کرده بود. اشعث بن قیس، عمرو بن حریث، شبث بن ربعی و حجار بن ابجر- که اغلب آنها 10 سال بعد، پایه گذار خیانت کربلا و عاشورا شدند- نامه هایی از معاویه دریافت کرده بودند که اگر امام را ترور کنند، 200 هزار درهم به همراه تزویج یکی از دختران معاویه و فرماندهی یکی از لشکرهای شام نصیبشان خواهد شد. امام بارها از سوی همین منافقین ترور شد، حتی در خیمه فرماندهی خود! و همین ها بودند که بر حضرت شوریدند و حتی عبا و زیرانداز او را به غارت بردند.

امام حسن(ع) در آوردگاهی چنین متلاطم که نه از پیش رو ایمن بود و نه از پشت سر، به بهترین نحو به مدیریت بحران پرداخت. او شجاعت را با مصلحت، و صداقت را با کیاست و سیاست به هم آمیخت بی آن که قدمی از مدار کرامت و بزرگی برون نهد. بصیرت و عزت توأمان امام چنان بود که داغ «لئامت» و فرومایگی و خیانت را برای همیشه بر پیشانی عنصر غدار و سالوسی چون معاویه زد. امام در این 10 سال خون دل خورد. شجاع ترین مردم ناچار شد شمشیر در غلاف کند حال آن که شیر بی نظیر آوردگاه جمل و صفین بود. در صفین شجاعانه بر قلب جبهه دشمن زده بود و امیرمومنان(ع) کسانی را فرستاد تا یادگار رسول خدا(ص) و ذخیره الهی برای امامت امت را بازگردانند. پهلوانی چنین مامور به تکلیفی طاقت فرسا بود، صبوری توأم با بصیرت تا آنجا که نقاب از چهره نفاق آلود معاویه برافتد. امام با صبوری توأم با عزت و با وجود تنگناهای زمانه، چنان فضا را مدیریت کرد که نفاق و فساد معاویه با آن همه ادعای کیاست و ذکاوت بیرون ریخت. معاویه وقتی به سوی عراق اردوکشی دوباره کرده بود، هنوز ادعای مسلمانی و خونخواهی خلیفه مقتول (عثمان) را داشت. اما با تدابیر امام حسن(ع)، چند روزی از امضای صلح نامه نگذشته بود که همین مدعی ذکاوت، خویش را رسوا کرد. تاریخ روایت می کند که چون صلح به پایان رسید، او به سمت نخیله (لشکرگاه کوفه) حرکت کرد. روز جمعه بود که به نماز ایستاد و خطبه خواند و برای اولین بار، سخنانی را به طور علنی گفت که به روایت ابوالفرج به نقل از یکی از راویان ماجرا «همانا جز آبروریزی و رسوایی و بی حرمتی چیز دیگری برای وی نیست». معاویه گفت: «می پندارید من برای نماز و زکات و حج با شما جنگیدم در حالی که می دانستم شما به نماز و زکات و حج پایبندید؟ نبرد من فقط برای آن بود که بر شما حکومت کنم و امارت بر شما را به دست گیرم. بدانید من وعده هایی داده و پیمان هایی بسته ام اما هم اکنون همه را زیر پا می گذارم».

معاویه در حالی با این سخن خود تیشه بر ریشه شجره خبیثه اموی زد که خیال می کرد دست فرزند رسول خدا(ص) بسته است. آری دست فرزند شیرخدا بسته بود و نه فقط بسته باشد، بلکه فراتر از آن، همین نخبگان خیانت کار به طمع منصب و ثروت، به معاویه نوشته بودند «هر وقت بخواهی ما حسن بن علی(ع) را دست بسته نزد تو می فرستیم». امام با این فرومایگان چه می کرد که با معاویه قول و قرارهایشان را گذاشته بودند اما نزد حضرت که می آمدند می گفتند « تو جانشین و وصی پدرت هستی و ما سراپا مطیع و فرمان برداریم، هر فرمان که داری بفرمای!». امام ایمن نبود از این سران قوم و شیوخ خائن که به حق درباره شان فرموده بود «به خدا سوگند دروغ می گویید. شما به کسی که بهتر از من بود وفا نکردید، پس چگونه به من وفا می کنید؟ و چگونه اطمینان کنم؟ اگر در ادعای خود صادق هستید، اردوگاه رزم وعده گاه من و شما باشد». و اغلب مدعیان آنجا که وقت حضور بود، غیبشان می زد. مرد جنگ نبودند اما مدام شایعه می ساختند که حسن بن علی(ع) می خواهد سازش کند، پس اردوگاه او را به هم بریزید و سپاهیان را بترسانید و سران و فرماندهان (کسانی چون عبیدالله بن عباس) را زینهار دهید که اگر در سازش با معاویه پیشدستی نکنند، به جای درهم و دینار و منصب و امارت، مجازات در انتظارشان است.

شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) در آفرینش و رفتار و گفتار، همو که «هیبت و سیادت و آقایی را از جدش به ارث برده بود» و «سیمای او چون سیمای پیامبران وهیبت او چون هیبت پادشاهان بود» در چنین روزگار عسرتی، تابندگی امامت رابه اوج رساند. صبر و بصیرت، دیگر بار با شجاعت او در این میدان جنگ غبارآلود و نابرابر اعتبار یافت و کرامت با او معنا شد. کدام کرامت بالاتر از اینکه مرد شجاع رزم و بی تاب جهاد و شهادت باشی اما ایثار و اخلاص را به غایت برسانی و خون دل خوردن و برای مصلحت شکیبایی کردن را بر بذل جان مقدم شماری. امروز اگر بر سر خوان اسلام نشسته ایم، بی تردید بر سر خوان چنین کریمی نشسته ایم که با وجود همه مضیقه ها، هرگز حتی گردی از ذلت نیز بردامانش ننشست.

عزیز بود و عزیز ماند، چنان عزتمند که معاویه با وجود سیطره بر حکومت، همواره از هیبت حضرتش هراسان بود. عمر و عاص، ولیدبن عقبه، عتبه بن ابی سفیان و مغیره بن شعبه از معاویه خواستند حالا که حاکم شده، حسن بن علی (ع) را بخواند و همه با هم او را سرزنش کنند و ناسزا بگویند. معاویه در پاسخ اصرار آنها گفت «من چنین کاری را نمی پسندم. هرگز نشده با حسن بن علی(ع) روبرو شوم مگر اینکه از هیبت و جایگاه او ترسیده ام و بیم آن داشته ام که عیب های مرا بازگوید. او زبان آورترین مرد بنی هاشم است». و چون اصرار دوباره آنان را دید، گفت «من اورا می خوانم اما او آنچه درباره شما سزاوار است خواهد گفت. بدانید هیچ ننگی را نمی توان به اهل بیت پیامبر نسبت داد یا از آنها عیب جویی کرد پس تمام تلاش شما این باشد که دامن او را با نسبت دادن قتل عثمان به پدرش آلوده کنید». تاریخ به تفصیل نقل کرده آنچه این 4 نفر به امام گفتند و پاسخ های کوبنده ای که امام حسن(ع) به استناد قرآن و سنت و تاریخ به آنها داد. رسید آنجا که معاویه هر 4 نفر به ویژه عمروعاص را لعنت کرد و گفت «خدا شما را خیر ندهد. من به شما اخطار کرده بودم که شما را یارای معارضه با حسن بن علی(ع) نیست اما شما مرا به ارتکاب این عمل ناروا وا داشتید. به خدا سوگند که او از جای خود برنخاست مگر که تاریکی اینجا را فراگرفت. دور شوید از من که خدا خوار و رسوایتان کند».

امام در همان مجلس ضمن توصیف ماهیت 3 نفر دیگر به معرفی عمر و عاص - وزیر و مشاور اصلی معاویه- پرداخت و فرمود «ای پسر نابغه! پنج نفر از مردان قریش ادعای پدری تو را دارند و در آن میان آن که نسبش از همه پست و فرومایه تر بود، بر دیگران پیروز شد، همان (عاص) که با رسول خدا دشمنی کرد و او را ابتر خواند تا آیه نازل شد که ان شانئک هوالابتر. تو در تمام جنگ ها رویاروی رسول خدا(ص) جنگیده ای، او را آزرده ای، سخنان زشت گفته و نیرنگ زده ای... تو همانی که برای بازگرداندن جعفر طیار به حبشه رفتی... همان کسی هستی که برای عثمان در این دنیا آتشی برافروختی و خود به فلسطین گریختی. پس چون خبر کشته شدن او به تو رسید، گفتی من ابوعبدالله هستم که چون زخمی را بیابم، با انگشتم آن را می شکافم و به خون می آورم. سپس به معاویه پیوستی و دینت را به دنیایت فروختی... تو نه عثمان را از روی دوستی یاری کرده ای و نه هنگامی که مظلومانه کشته شد، به خاطر او خشمگین شدی... اما شما ای گروهی که به خاطر حکومت داشتن بر ما فخر می فروشید، بدانید که قادر متعال در قرآن می فرماید: زمانی که اراده کردیم مردم سرزمینی را هلاک کنیم، تبهکاران آنها را بر ایشان می گماریم و آنها فسق می ورزند و شایسته عذاب می شوند و آنگاه سرنگونشان می سازیم».

آنچه مقتدایی چنین دلیر و عزیز را مظلوم ساخت نه زیرکی معاویه و عمر و عاص- اردوگاه بی اصل و نسب ها- بلکه فرومایگی و دنائت لئیمانی پرادعا بود که در جنگ نرم دشمن، نقش اصلی را ایفا می کردند. انتشار شایعه ، ترور شخصیت امام، تطمیع سران سپاه و ارعاب عامه مردم، پراکندن امت از حول محور امام و یارگیری برای جبهه دشمن متعدی، جاسوسی در عمق جبهه ایمان به نفع اردوگاه معاویه و در یک کلام، رخنه در حاکمیت و نفوذ کلام امام(ع). طایفه منافقین، آنچه در توان داشتند به کار بستند تا پیوند امت و امام بگسلد. فاصله انداختند و حائل شدند تا رهروان در پشت سر مقتدای خود متفق و مجتمع نشوند. از امت، گله ای از هم پاشیده ساختند تقدیم گرگ ها شده. سگانی با گرگ ها ساخته و به امانت تاخته، بلکه فرو مایه تر بودند آنان که چنین نمک نشناسی کرده بودند. با میوه دل و محبوب قلب رسول خدا(ص) و با سرور کریمان عالم چه بد معامله ای کردند آنها که بر سر خوان او و پدر و جدش نشستند و به جای قدرشناسی نعمت، پنجه بر سیمای آفتاب کرامت کشیدند.

ابتکار:استراتژی احمدی نژاد در مقابل مجلس

«استراتژی احمدی نژاد در مقابل مجلس»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛ احمدی نژاد یکبار دیگر پیروز صحنه کارزار مجلس و دولت گردید.چهار سال پیش در شرایطی که رابطه مجلس هفتم و دولت نهم صمیمی تر بود و رئیس جمهور وزرا» دولت نهم را با حاشیه ای کمتر به مجلس هفتم معرفی کرده بود، نتوانست در گام اول برای چهار وزیر پیشنهادی خود (وزرای رفاه، تعاون،آموزش و پرورش و نفت) رای اعتماد لازم را کسب کند.حساسیت زیاد نمایندگان آن مجلس همچنین سبب شد که رئیس  جمهور سه وزیر را برای وزارت نفت معرفی کند که یکی پس از دیگری مورد قبول نمایندگان واقع نشد.

اما در این دوره برغم اظهار گلایه نمایندگان اصولگرا و بخصوص روسای کمسیون ها و حاشیه های زیادی که در نتیجه عدم مشورت رئیس جمهور با بزرگان مجلس هشتم ایجاد شده بود، جو مجلس از التهاب خاصی برخوردار شد.توپخانه طرفین چنان آتشی افروخت که تاکنون سابقه نداشت،بطوریکه بیانیه ای با 200امضا» از سوی محمدرضا باهنر(مغز کارگردان اصولگرایان در مجلس) مبنی بر لزوم توجه رئیس  جمهور به انتظارات نمایندگان در صحن علنی قرائت شد.گلایه های که تنها متوجه عدم مشورت رئیس  جمهور نبود آنها نسبت به نحوه معرفی وزرا» نیز انتقاداتی داشتند چرا که احمدی نژاد در اقدامی جدید،وزرای خود را نه به شکل یکپارچه بلکه در چند مرحله معرفی کرد و پیش از معرفی به مجلس، اسامی آنها را به تدریج در اختیار صداوسیما و بقیه رسانه ها قرار داد و به این ترتیب عصبانیت نمایندگان به اوج رسید و درنتیجه بسیاری گمان آن داشتند که فضای تلخ ایجاد شده موجب حذف حداقل شش وزیر از لیست 21نفره خواهد گردید اما در روز پنج شنبه با رای نمایندگان مشخص شد که تنها سه وزیر مردود شدند که دونفر آنها علاوه بر مسئله زن بودن به دلیل عدم توانایی های لازم، حذفشان مورد انتظار همگان بود. 

براین اساس باید گفت احمدی نژاد یکباردیگر با سحر مخصوص خود، توانست از سد مجلس بگذرد و صحنه کارزار را به نفع خود تمام کند.چرایی این موفقیت به روش های تبلیغی و تکنیکهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد برمی گردد همان روشهایی که اورا پیروز میدان رقابت 84کرد و ایشان را برفراز صف بندیهای احزاب بر رقیب پر قدرتش یعنی هاشمی رفسنجانی پیروز گردانید او در آن هنگام،با درک و تحلیل درست از مطالبات جامعه و گذر از مطالبات حزبی و طرح مسائل معیشتی، صحنه رقابت را به جنگ فقرو غنا تبدیل کرد و خود را به عنوان نماینده توده های فقیر جامعه تثبیت ساخت و با هوشمندی منحصر به فرد، توانست پایگاه اجتماعی رای دهندگان را طبقاتی نشان دهد و در این معادله رقبای او نمایندگان طبقات متوسط به بالا معرفی شدند و او به تنهایی نماینده طبقه ضعیف جامعه لقب گرفت او بعد از پیروزی، راهبرد خود را پاسخگویی به آن دسته از مردم که از نظر پایگاه اجتماعی در طبقات محروم قرار می گرفتند قرار دادو راهبرد سفرهای استانی،نقشه راه احمدی نژاد برای اصلاح ساختار دولتمردی گردید.

انجام 60 سفر استانی و ارتباط مستقیم با مردم باعث برداشتن حصارهای ارتباطی مردم با دولتمردان شد.این رویکرد نسبت به استانهای محروم پایگاه اجتماعی وی را در این مناطق بشدت تقویت کرد و پایگاه رای ایشان از17 میلیون سال84 به بیش از 24 میلیون د ر سال 88 رسید.در نقطه مقابل احمدی نژاد از هیچ کوششی به منظور بی اعتنایی به احزاب،گروههاو نخبگان فروگذار نبودو این رویه در طول چهار سال گذشته همواره مورد گلایه بزرگان اصولگرابود اسفند87 رهبران اصولگرا به دیدار احمدی نژاد رفتند و در آن جلسه به صورت ضمنی از شرایط حمایت خود از ایشان گفتند اما در کمال ناباوری، با برخورد سرد و بی نیازی احمدی نژاد روبرو شدند و برغم حمایت اجباری در انتخابات 88 اما احمدی نژاد نه فقط سهمی برای آنها در پیروزی خود قایل نیست که بلکه آنها را به عنوان طرف مشورت خود نیز حذف کرده است چنانچه محمد رضا باهنر که در چینش کابینه نهم سهم و نقش مهمی ایفا می کرد در این دوره به طور کل حذف شده است.

موفقیت احمدی نژاد در گرفتن رای اعتماد از مجلس هشتم نشان داد که رئیس جمهور از همان راهبردی با مجلس بهر برده است که در دوره انتخابات گذشته از آن در جلب رای توده مردم استفاده کرد.آن راهبرد عبارت بود از اینکه او نیک می دانست که رخدادهای اجتماعی همواره از منطق دودوتا چهارتا پیروی نمی کنند و متغیرهای گوناگونی در یک پدیده اجتماعی دخالت می کند رای دهندگان کنشگرانی واجد عقل و احساس و انتخاب اند که مقولاتی چون مناظره های تلویزیونی،فیلم های تبلیغاتی و سفرهای استانی می تواند رای آنها را جابجا کندوتاثیر احزاب و بزرگان در این بین به حداقل خواهد بود رای دادن مستلزم تفکر و انتخاب است و در مسیر انتخاب ممکن است بارها تصمیم انسان تغییر کند.حتی ممکن است عده ای بعد از انتخابات از رای خود پشیمان شوند و آرزو کنند که کاش به شخص دیگری رای داده بودند.نامزد باهوش کسی است که بتواند نظر رای دهندگان را در لحظه رای به خود جلب نماید.

همان چیزی که احمدی نژاد از عهده آن برآمدوکلای مردم همچون موکلان خود، دارای تیپهای اجتماعی مختلفی هستند و براساس تیپ بندی اجتماعی از قدرت تاثیر گذاری برخوردار بودند.براین اساس نبض مجلس همواره در دست نمایندگان کلانشهر تهران و احیانا دیگر کلانشهرها بود.وزرا و دولتها بجای لابی با تک تک نماینده ها،ترجیح می دادند اعضا » هیئت رئیسه و روسای کمیسیون ها را طرف مشورت خود قرار دهند و از این طریق خود را بی نیاز از پاسخگویی به نمایندگان شهرهای کوچک می دیدند.احمدی نژاد این بار با حذف ژنرال ها و روسای کمیسیون ها و لابی با بدنه نمایندگان ضمن اینکه پایگاه طبقاتی نمایندگان مجلس را بهم ریخت و به رغم نظر بزرگان مجلس،نظر اکثریت نمایندگان را از آن خود کرد اگر این برداشت درست باشد تعامل مجلس و دولت دچار تحول بنیادی و دارای تاثیرات مهمی در روابط این دو خواهد بود.

دنیای اقتصاد:قدرت مردم و کمک دولت

«قدرت مردم و کمک دولت»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلبم محمدصادق جنان‌صفت است که در آن می‌خوانید؛ اعضای اصلی و ارشد دولت که به آنها وزیر، معاون یا مشاور رییس‌جمهور گفته می‌شود، گروه بسیاربسیار کوچکی از افراد جامعه هستند که تنها مزیت آنها نسبت به همتایانشان، آشنایی سیاسی و اعتماد رییس دولت است. قانون‌های موجود که البته آنها نیز به وسیله یک گروه دیگر از افراد جامعه در مجلس قانونگذاری تصویب شده است، وزیران را دارای قدرت تصمیم‌گیری کرده است که این نیز متضمن برتری خاصی نیست. تک‌تک این گروه بسیار کوچک را که در کابینه جمع می‌شوند – در ایران و هر سرزمین دیگری – نباید افرادی با ضریب هوشی بسیار متفاوت یا دارای تجربه‌های مدیریتی بسیار کارآمد فرض کرد که به مدد این دو عنصر می‌توانند هر گر‌هی از کسب‌و‌کار و معیشت شهروندان را بازکنند که اگر این گونه بود، هیچ کشوری از جمله ایران مشکلی نداشت.

دولتمردان ایران اما به دلایل قانونی، تاریخی و سیاسی نسبت به همتایان خود در بسیاری از جامعه‌ها، قدرت بیشتری نصیبشان شده است و به همین دلیل هر تصمیم آنها بر سرنوشت افراد در حوزه‌های گوناگون اثرگذاری بیشتری دارد. آنچه یک سرزمین و جامعه را به سوی پیشرفت و توسعه در هر عرصه و حوزه‌ای هدایت می‌کند، رفتار تک‌تک شهروندان است که برای افزایش منافع خویش تلاش می‌کنند و در مسیر پیشرفت خود از نهاد دولت کمک می‌گیرند و این نهاد را با شرایط و خواسته‌های خود سازگار می‌کنند. این ادعا چندان دشوار نیست و با نگاهی دقیق به حال و روز سرزمین‌ها و مردم کشورهای گوناگون به خوبی اثبات می‌شود. شهروندان ایرانی نیز با درک دقیق از این موضوع و عمل به الزام‌ها و پیامدهای آن می‌توانند در مسیر پیشرفت قرار گرفته و راه خود را پیدا کرده و رفتارهای خلاقانه نشان دهند و از دولت بخواهند که موانع را از پیش پای آنها بردارد.

واقعیت – تلخ یا شیرین – این است که دولت‌ها با هر گرایش سیاسی، منافع سیاسی ویژه‌ای برای خود تعریف می‌کنند که بعضا رسیدن به آن هدف‌ها و منافع مهم‌تر از هر چیزی است و از طرف دیگر ممکن است اصولا با پیشرفت شهروندان متفاوت باشد.
عقل و خرد و تجربه بشری نشان می‌دهد، نیرویی که در تلاش و برنامه‌ریزی فردی نهفته است، هزاران بار بیشتر از نیرویی است که یک گروه کوچک از افراد دارند. چرا؟ چون هر فردی به دقت می‌داند چه توانایی‌هایی دارد و نیازهای واقعی‌اش چیست و به همین دلیل در تعریف فعالیت‌های سازگار با این نیازها و توانایی‌ها دقت بیشتری خواهد داشت.

یادمان باشد که چشم دوختن به سخاوت نهاد دولت و چشم‌پوشی بر توانایی‌های فردی، همان مانع بلندی است که راه رشد را می‌بندد. از دولت باید خواست که موانع را بردارد. همین.

سرمایه:عوامل کاهش صادرات نفت ایران

«عوامل کاهش صادرات نفت ایران»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سرمایه به قلم موید حسینی صدر است که در آن می‌خوانید؛ در 30 سال گذشته سهم ایران از صادرات جهانی نفت خام به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته که این کاهش صادرات نفت خام
موجب کمرنگ تر شدن اثرگذاری ایران در معادلات جهانی انرژی شده است.

کاهش اثرگذاری جهانی ایران در بخش نفت و گاز به جایی رسیده که برای پروژه عظیم و مهمی همچون «ناباکو» از ایران دعوت به عمل نمی آید. این در حالی است که اعضای کنسرسیوم «ناباکو» بارها به عدم موفقیت این پروژه در غیاب ایران اعتراف کرده اند. کاهش سهم ایران از بازار جهانی نفت و متاثر از آن کاهش اثرگذاری جهانی کشور در بخش انرژی به عواملی همچون سرمایه گذاری کم داخلی، عدم توانایی جذب سرمایه گذاری خارجی، محدودیت های بین المللی، جذاب نبودن سرمایه گذاری در صنعت نفت برای بخش خصوصی و در پاره ای از اوقات مدیریت ناکارآمد برمی گردد.

مدیران صنعت نفت در 30 سال گذشته هیچ گاه به دنبال ایجاد جذابیت سرمایه گذاری در این صنعت برای بخش خصوصی نبوده اند که در نهایت سرمایه گذاران داخلی، سرمایه گذاری در کشورهایی همچون امارات، ترکیه، جمهوری آذربایجان و برخی کشورهای اروپایی را ترجیح داده و سرمایه خود را از کشور خارج کرده اند. از طرفی وجود قوانین دست و پاگیر و بوروکراسی پیچیده در ایران مانع از جذب سرمایه گذاران خارجی بوده که در این رابطه اصلاح قوانین و تشکیل شرکت های چندملیتی می تواند مثمرثمر واقع شود.

در این بین نباید از وجود محدودیت های بین المللی برای ورود سرمایه گذاران خارجی به ایران نیز غافل شد. در این مورد می شد با برقراری ارتباط دوطرفه و ایجاد تعامل مثبت در سطح بین الملل از تشدید این محدودیت ها جلوگیری کرد. عواملی همچون افزایش صادرات جهانی، افزایش مصرف داخلی نفت خام، ورود تاسیسات و چاه ها به نیمه دوم عمر خود و عدم مدیریت و برنامه ریزی بلندمدت دست به دست هم دادند و جایگاه ایران در صادرات نفت جهان را کاهش دادند.

در برنامه ریزی و مدیریت باید این نکته مدنظر قرار گیرد که استخراج هرچه بیشتر نفت و خام فروشی آن موفقیت به حساب نمی آید. امروزه موفقیت در عرصه صنعت نفت به معنای افزایش توان تولید، افزایش قدرت ذخیره سازی، افزایش ظرفیت پالایشگاه ها، ترانزیت نفت و گاز و تجارت نفت، گاز و مشتقات آنها است. در صورت وجود برنامه بلندمدت و یک مدیریت قوی و کارآمد و درک صحیح از پیشرفت و موفقیت در صنعت نفت می توان باز هم به یک قطب قابل اتکا در عرصه بین المللی تبدیل شد و جایگاه ایران در بازار انرژی و نفت و گاز را ارتقا داد.

مردم سالاری:آسیب شناسی واقعی دولت نهم رمز موفقیت دولت دهم

«آسیب شناسی واقعی دولت نهم رمز موفقیت دولت دهم»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن می‌خوانید؛هفته گذشته مجلس شورای اسلامی بعد از 5 روز بررسی وزرای معرفی شده، به 18 نفر از آنها رای اعتماد داد. در مباحث مربوط به رای اعتماد نوعی واقع گرایی در سخنان مخالفان و نوعی ذهنی گرایی به دور از واقعیت در بیان موافقان خودنمائی می کرد. دولت دهم اگر بخواهد مسیر درست را طی کند، چاره ای جز قبول واقعیت ها ندارد.

در حال حاضر رابطه دولت، ملت با شکاف  و سو»تفاهم هایی  مواجه است که نمی خواهم در این مقال به آن بپردازم، اما لازم است به این نکته توجه دهم که بدون آسیب شناسی دولت نهم، انتخاب راه درست اداره کشور غیرممکن است. خودشیفتگی و فرافکنی و خلق  دشمن فرضی و امنیتی کردن فضای کسب و کار و فعالیت  و فضای عمومی، جامعه نه تنها به سرانجامی نخواهد رسید، بلکه بر فاصله دولت، ملت خواهد افزود.

واقعیت این است که دردولت نهم، معنویت و اخلاق جامعه لطمه دید، بهره وری در کار به کمترین میزان خود رسید، صمیمیت  بین مردم خدشه دار شد، از منابع و سرمایه های انسانی بهره گرفته نشد، سرخوردگی از کار و تلاش و افسردگی در جامعه افزایش یافت، دگرگونی و تحول در امور اجتماعی و فرهنگی دیده نشد، اعتماد مردم به یکدیگر صدمه جدی دید، مردم سالاری و بالندگی انسان ها مورد تردید واقع شد. فرهنگ سکوت توسعه پیدا کرد، آن هم نه از جانب مردم بلکه با ایجاد محدودیت های جدی توسط دولت، آگاهی ها با  برخی اغراض آمیخته و غیر قابل اتکاشد و عدالت اجتماعی از یک امید به یک رویا تبدیل شد و... نوآوری ها به اقل رسید وتقدیر گرایی ترویج شد، وابستگی به قدرت دولت به بهای کم قدرت شدن نهاد های مدنی افزایش یافت.برای توسعه مشارکت مردم برنامه ریزی خاصی صورت نگرفت، نظارت شهروندان و نخبگان اجتماعی بر نخبگان حکومتی جایگاه خود را از دست داد و... دولت دهم هم در کلا ن و هم در هر وزارتخانه ای در علت شناسی آسیب های ذکر شده باید صادقانه بیندیشد و دلمشغولی ها و دغدغه ها را نه با حرف و شعار بلکه با تدوین برنامه و نگاه فرآیندی پاسخ گوید.

باید با نگاهی ساختار گشایانه و حرکتی همگرایانه با بدنه کارشناسی و نخبگان هر سازمان و پرهیز از تحلیل های ساده عامیانه به نفع تحلیل های دقیق و منطقی و پیچیده و چند عاملی، امید را در عمق جامعه غرس کرد. واقعیات اجتماعی جز در یک  شکل نظام یافته، قابل تحلیل نیستند. همبستگی ارگانیک جامعه نیاز به فداکاری دارد. گسترش همبستگی مکانیکی در سایه سیاست های غلط و راهبردهای فردگرایانه، ما را به جائی نخواهد رساند.  همبستگی مکانیکی، فرد و منافع وی را بر منافع جامعه اولویت می دهد و همین مورد برای متلاشی کردن جامعه کفایت می کند.  اگر دولت نتواند یا نخواهد زمینه های مشارکت را برای رسیدن به توسعه درجامعه فراهم کند، مردم بیشتر از گذشته جبرگرا می شوند و نمی توانند باور کنند که از «تسلسل فقر» بگریزند و یک جامعه آبادی داشته باشند، زیرا جبرگرایی راه را برای فرار از مسوولیت باز می کند. جهت تسهیل در امر مشارکت مردمی، توجه به اهمیت پیشگامان، به عنوان انگیزشی به مردم از اهمیت خاصی برخوردار است. خلاصه کلام این که بدون آسیب شناسی واقعی گذشته حرکت به آینده موفق ممکن نمی شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها