حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در این فیلم، بازیگران طبقه اول محمدرضا فروتن و باران کوثری، ساکنان طبقه دوم پانتهآ بهرام و امیر جعفری و ساکنان طبقه سوم، علی نصیریان، رویا تیموریان، لیلا زارع و پارسا مشیری هستند.
این فیلم پس از فیلم ازدواج به سبک ایرانی، دومین فیلم سینمایی فتحی است. او همچنین سریالهایی چون «همسایهها»، «پهلوانان نمیمیرند»، «شب دهم»، «ملاصدرا»، «مدار صفر درجه» و «میوه ممنوعه» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است. اسم فیلم به گفته کارگردان آن، کنایه از موقعیتهایی است که به لحاظ تاریخی، اجتماعی، فرصتها و موقعیتها برای زیست انسانیتر، شرافتمندانهتر و عاشقانهتر از دست دادیم و کنایه به این است که این فرصتها را غنیمت شمریم.
«پستچی همیشه سه بار در نمیزند» فیلمی معمایی جنایی است که در آن رگههای وحشت وجود دارد.
در قصه ما با 3 داستان و 3 طبقه روبهرو هستیم که وجوه متفاوت خوب و بدی از هم دارند در این فیلم وضعیت زن بررسی میشود و شخصیت فروتن از منظر تاریخی نمایانگر انسانی است که عاشق بوده و نقرهداغ شده و اکنون قربانی یک موقعیت است ولی او در وضعیت سوم این امکان برایش به وجود میآید که قربانی نباشد و در سایه مشترکی که بنا مینهد غم و اندوه و شادی را عاشقانه پیدا کند و نشان دهد که مرد جنس اول نیست.
حسن فتحی در نشست مطبوعاتی این فیلم گفته است: «پستچی...» برای من بیان یک کابوس تاریخی است. کابوسهایی کهگاه ممکن است در خوابها برای ما ظاهر شوند. کابوس ممکن است، در بیداری شکل واقعی به خودش بگیرد. ما به عنوان شهروندان جامعهای اینجا جمع شدهایم که صرفنظر از تجربه چند ده ساله زندگی، تاریخ و تجربه نیاکانمان را با خود داریم. تکتک آدمهایی که اینجا حضور دارند، عصاره و فشرده تاریخ گذشته در روح و روانشان است. وجهی از این قضیه ممکن است خودآگاه باشد و ما به آن اشراف داشته باشیم و یک وجهی از آن ممکن است ناخودآگاه باشد و ازطریق بعضی عادات ما که برخود ما دلیلش نامعلوم است و از طریق بعضی از بدآمدنها و خوشآمدنها از این و آن که دلیلش را نمیدانیم نمایان شود.
خواب و کابوس مال ماست و فکر میکنم با مؤلفههای متنوع تاریخی که داشتهایم، این تجربههای تلخ به این شکل در رفتار و زندگی روزمره و با این سازوکار و مکانیزم به این فیلم هم منتقل شده است. یعنی مثلا در «پستچی سهبار در نمیزند» من به شکل خودآگاه و ناخودآگاه، متاثر از یک سری تصاویر و تجربهها بودم که نهایتا بعد از چیزی حدود 6 سال، این قصه به ذهن من رسید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....