او در شعر دیگری آورده است: هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود/ من نخواهم برد این از یاد/ کآتشی بودیم که بر ما آب پاشیدند. انطباق جان و جهان انسان مجموعه شعر زمستان هنوز به فرجام نرسیده است. زمستان چشم جستجو نبسته است: در میکدهام؛ دگر کسی اینجا نیست/ واندر جامم دگر نمیصهبا نیست/ مجروحم و مستم و عسس میبردم/ مردی، مددی، اهل دلی، آیا نیست؟ پاسخ انسان زمستان اما، ناشنیده روشن است: مددی نیست. نه مددی، نه دستی، نه کلامی: سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت/ سرها در گریبان است... / و گر دست محبت سوی کس یازی/ به اکراه آورد دست از بغل بیرون/ که سرما سخت سوزان است.
درباره این شعر و کتاب که در دهههای 30 و 40 سروده شده است نوشتهاند: «زمزمهای که در غار تنهایی انسان مکرر میشود.» این شعر را اخوان در دوران جوانیاش سروده است.
اما این کتاب برگرفته از تاریخ است، برگرفته و مروری بر تاریخ. تا حسها و لحظههای گذشتگانمان را دریابیم.
همچنین درباره اخوان بسیاری مطلب نوشتهاند، کتاب شعر زمان ما نوشته محمد حقوقی، پرفروشترین و موردقبولترین کتابی است که درباره اخوان ثالث نوشته شده است.
کتاب «زمستان» تاکنون در طول حیات خودش 25 بار تجدید چاپ شده است.