ترجمه شعر با رمان خیلی فرق میکند. این طور فکر نمیکنید؟
من خودم را مترجم شعر نمیدانم و یکی از دلایلی که باعث شد مجموعه شعری از بوکوفسکی را ترجمه کنم سادهنویسی این شاعر بود. بوکوفسکی ساختار شعر را شکسته و آن را بسیار به نثر نزدیک کرده است.
ترجمه شعر را معمولا شاعران انجام میدهند؟
بله، یکی از نکاتی که در ترجمه شعر بسیار موثر است شاعر بودن مترجم است. مترجم باید آن حس و حال شاعرانه را داشته باشد تا بتواند به حس و حال شاعر نزدیک شود وگرنه از آن ترجمه استقبال نمی شود.
ولی انگار خیلی برایتان سخت بوده؟
بله. تصور میکنم این اولین و آخرین باری است که دست به ترجمه شعر زدم و دیگر حتی از بوکوفسکی هم شعر ترجمه نخواهم کرد چرا که شعر در ترجمه بسیار کیفیت خودش را از دست میدهد.
استقبال زیادی از مجموعه عامه پسند شد. خودتان فکر میکردید این همه استقبال شود؟
این کتاب طنز ماجرایی پلیسی دارد و میتوان آن را در رده ادبیات پلیسی محسوب کرد، با این وجود با سایر رمانهای پلیسی تفاوت دارد. در این رمان هیچ جنایتی اتفاق نمیافتد و برخلاف سایر رمانهای پلیسی، شخصیت کارآگاه در این رمان انسانی زیرک و توانا نیست. این کارآگاه پیرمردی کمتوان است و فقط به کمک شانس و دیگران موفق میشود وظیفه خود را انجام دهد. بنابراین تعاریف منتظر چنین استقبالی هم بودم. ضمن این که این کار آخرین نوشته این نویسنده بود و همین خودش می توانست دلیل دیگری باشد برای مخاطبان پیگیر ادبیات.
حالا چرابوکوفسکی؟
بوکوفسکی با شیوه روایتی که دارد نشان میدهد، هیچ چیز برایش مهم نیست و این کتاب به نظر من یک مانیفست پوچی است. نویسنده به عمد موقعیتهایی را در داستان ایجاد میکند که همه نویسندگان دیگر از آنها نهایت استفاده دراماتیک را میکنند، ولی او آنها را رها میکند و به هیچ چیز و هیچ جا ختمش نمیکند.
اثر جدیدی را در دست دارید؟
این روزها مشغول ترجمه اثر دیگری از بوکوفسکی با نام «هالیوود» هستم. این اثر هم اثر طنزی است درباره انتقاد از سینمای هالیوود که بوکوفسکی با طنزی گزنده و پرکنایه فساد اخلاقی هنرپیشهها و دزدی تهیهکنندهها را به رخشان میکشد.