وکیل پایه یک دادگستری

اسماعیل محمدی شاعری است که در صفحه مجازی خود ما را به شنیدن غزل‌هایش دعوت می‌کند. او فارغ‌التحصیل رشته حقوق است و از شاعرانی که وکالت می‌کنند و البته سابقه‌ای نسبتا طولانی در غزلسرایی دارد که البته چند سالی را به سکوت گذرانده است.
کد خبر: ۲۷۷۴۱۴

در مواجهه با غزل محمدی نخستین چیزی که نظرتان را جلب می‌کند، طنز ظریف و هوشیاری است که در بطن عاشقانگی اثر نفس می‌کشد. گاهی نوعی غافلگیری در این طنز نهفته که شاعر برای مخاطب درنظر گرفته است؛ یک غافلگیری که نه از باب موقعیت تصویر شده که اصولا از لحاظ جنس واژگان به کار رفته است. مثلا:

در تار و پود تو نسرشتند دلبری
آی ای وکیل پایه یک دادگستری

در حقیقت اینجا گذشته از احضار «من» واقعی شاعر در اثر، چیزی که باب طنز را بیشتر می‌گشاید، حضور تمام و کمال عنوان پرطمطراق «وکیل پایه یک دادگستری» در وزن مألوف و شوخ وشنگ غزل است که تضادی دلنشین می‌آفریند و آن دریغ خواری مصراع نخست را پررنگ‌تر می‌کند.

از سوی دیگر همین رشته تحصیلی و البته دغدغه شغلی بازتاب‌های جالبی نیز در تصویرپردازی‌های شاعر در شعرهای مختلفش دارد که طعم خاصی به شعرهای او می‌دهد:

کاش با قید وثیقه برهم از غم تو
سند سربی ششدانگ جهنم دارم

به نظر نگارنده توجه به چنین مقولاتی البته توجه موشکافانه و خلاقانه و نه شتاب‌زده و مقلدانه می‌تواند به یافتن تصاویر تازه و بیان دیگرگون در شعر شاعران بینجامد.

گذشته از همه اینها عاشقانه‌های لطیف محمدی، نجواگر و صمیمی‌ است. گاه به طنز می‌زند و سر به سرت می‌گذارد و گاهی به تلخی لب به گلایه می‌گشاید. همین صمیمیت رمز پیروزی شعرهای موفق‌تر اوست و درست به عکس، هر وقت این صمیمیت از دست برود، طنز موجود و نیز سادگی اثر، حتی به نقاط ضعف بدل می‌شوند که البته این لحظات در شعر محمدی پرشمار نیست. با هم غزلی کوتاه از محمدی را می‌خوانیم. غزلی که در آن می‌شود همه مولفه‌های پیش گفته را مرور کرد:

بگذار بگویم که جهان بی‌تو چه سان ماند
این حرف، چه حرفیست مگر بی‌تو جهان ماند؟
آنقدر که خوبی، دلکم! لحظه کوچ‌ات
صد مولوی و حافظ و سعدی نگران ماند
آن لحظه که تصنیف تو را خواند زمانه
انگشت به لب حضرت استاد بنان ماند
تا بار دگر دست زمین پای تو گیرد
دنبال تو یک عمر زمین در دوران ماند
نقاشی گیسوی پریشان تو سخت است
آنقدر که حسرت به دل فرشچیان ماند
بی‌رحم‌تر از حضرت یوسف چه کسی هست
سی سال نیامد، پدرش گریه‌کنان ماند

سیامک بهرام‌پرور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها