شبکه تلویزیونی الفرات عراق اولین رسانه ای بود که در خبری فوری اعلام کرد سید عبدالعزیز حکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق به ملکوت اعلا پیوست.
این شبکه همچنین اعلام کرد دقایقی دیگر سید عمار حکیم فرزند سید عبدالعزیز حکیم اطلاعیه ای را به همین مناسبت برای مردم عراق قرائت خواهد کرد.
عبدالعزیز حکیم چند سال بود که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کرد اما عاقبت تسلیم آن شد.
مراسم تشییع پیکر رییس مجلس اعلای اسلامی عراق ساعت 9 صبح فردا از مقابل سفارت عراق در تهران واقع در میدان ولیعصر برگزار میشود تا برای تدفین و خاکسپاری به نجف اشرف انتقال یابد.
زندگی حکیم
سید "عبدالعزیز حکیم" در سال 1950 در شهر نجف اشرف به دنیا آمد، او کوچک ترین فرزند مرجع عالی قدر آیت الله العظمی "سید محسن حکیم" بود.
تقدیر الهی این بوده که این یگانه یادگار خانواده حکیم آن قدر زنده بماند تا تثبیت نظام دمکراتیک را در عراق جدید شاهد باشد.
خانواده حکیم از خانواده هایی سرشناسی هستند که برای رهایی ملت عراق از نظام های استبدادی و برقراری آزادی در این کشور خونهای زیادی داده و تنها از این خانواده بیش از 60 نفر به دست رژیم بعث عراق جان خود را داده اند.
سید عبدالعزیز حکیم در آغوش پدر بزرگوارش تربیت و تعلیم را همزمان فراگرفت و آگاهیهای دینی و فرهنگی و سیاسی را از همان آغاز کودکی اش در کنار پدر و برادر بزرگوارش آیت الله شهید سید محمد باقر حکیم آموخت و نسبت به قضایای جهان اسلام حساس شد.
در آغاز کودکی تحصیل را در حوزه علمیه نجف اشرف و در مدرسه علوم اسلامی که پدرش آن را در اواخر دوره مرجعیت اش تاسیس کرده بود، آغاز کرد، در آن زمان مدرسه علوم اسلامی را آیت الله محمد باقر حکیم اداره می کرد.
در آغاز دهه هفتاد قرن گذشته مدارج تحصیلی را در خدمت استادان بزرگ حوزه امثال برادرش آیت الله محمد باقر حکیم ، آیت الله سید عبد الصاحب حکیم و آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی فرا گرفت.
بعد از اتمام مراحل اولیه تحصیل، درس خارج را نزد آیت الله شهید محمد باقر صدر آموخت و در محضر درس مرجع عالی قدر آیت الله سید ابوالقاسم خویی نیز حاضر شد.
او در این دوره فعالیت های اجتماعی خود را آغاز کرد و به تدریج به همراه برادرش بزرگترش آیت الله محمد باقر حکیم و در کنار آیت الله محمد باقر صدر وارد کار سیاسی شد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و به تبع آن آغاز قیامهای مردمی عراق علیه رژیم دیکتاتوری بعث صدامی، در حمایت از آیت الله محمد باقر صدر، فعالیت سیاسی عبدالعزیز حکیم شدت گرفت و به معارضان رژیم وقت تبدیل شد.
در همین زمان بود که آیت الله صدر در راستای طرح مرجعیت فعال، او را به عنوان عضو کمیته ای که در آن آیت الله محمد باقر حکیم، آیت الله سید کاظم حائری و آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی در آن عضویت داشتند و به کمیته "مشورت" معروف بود، برگزید.
بعد از بازداشت شهید صدر او یکی از عوامل ارتباط شهید صدر با مردم بود و در این مسوولیت حتی جانش در معرض تهدید قرار گرفت ولی با وجود این مسوولیت خود به عنوان رابط شهید صدر با مردم و طلاب حوزه علمیه ادامه داد.
بعد از این دوره بود که به دلیل فشار رژیم وقت صدام، ناچار شد برای حفظ جان خود، خاک عراق را ترک کرده و همانند برادرش و دیگر اعضای کمیته مشورت به خارج عراق رهسپار شده و در جمهوری اسلامی ایران رحل اقامت گزیند.
سید حکیم مورد اعتماد شهید صدر بود و حتی گفته می شود که به او وکالت داده بود تا حقوق شرعی را جمع آوری کرده و هر طور که صلاح می داند آن را هزینه کند.
بعد از شهادت محمد باقر صدر، به فتوای این شهید عمل کرد و به مبارزه مسلحانه برای مقابله با رژیم صدام روی آورد و در کنار برادرش و دیگر اعضای کمیته مشورتی مجلس اعلای انقلاب اسلامی را به عنوان چتری برای احزاب اسلامگرای عراق تاسیس کرد.
در همین دوره بود که در اولین تشکل مسلح به نام "جنبش مجاهدین عراق" در اوایل دهه هشتاد حضور یافت و در تاسیس آن نقش داشت.
بعد از تاسیس مجلس اعلا، عضو هیات رییسه مجلس در اولین دوره آن بود و در دوره دوم مسوول دفتر اجرایی در مجلس اعلا شد و از 1986 میلادی تا امروز عضو دفتر شورای مرکزی مجلس بوده و بعد از شهادت برادرش آیت الله محمدباقر حکیم در آگوست 2003 در نجف اشرف، به عنوان رهبر مجلس انتخاب شد.
در اواسط دهه هشتاد در زمینه حقوق بشر در عراق فعالیت کرد و در این برهه از طریق همایشها و فعالیت های مختلف در خارج عراق برای رسوا کردن رژیم وقت تلاش کرد و توانست مرکز اسناد حقوق بشر عراق را تاسیس کند و همین مرکز بود که نقض حقوق بشر در رژیم صدام را سند سازی می کرد و در رسوایی این رژیم در عرصه بین المللی نقش موثر داشت.
این مرکز بعدها یکی از مراکز مهم مورد اعتماد سازمان ملل و کمیسیون بین المللی حقوق بشر و دیگر نهادهای بین المللی رسمی و غیر دولتی در خصوص جنایت های رژیم صدام علیه ملت عراق بود.
او در زمینه کمک انسان دوستانه به پناهندگان و آوارگان عراقی نیز در داخل ایران و دیگر کشورها از جمله عربستان فعالیت داشت و به خانواده های شهدای عراق کمک می کرد.
او مورد اعتماد برادرش شهید آیت الله محمد باقر حکیم بود و در همه نشست های گروه های معارض در اروپا و آمریکا به نمایندگی از برادرش و مجلس اعلا حضور می یافت.
وقتی که موضوع حمله نظامی آمریکا به عراق جدی شد آیت الله محمد باقر حکیم به او مسوولیت سیاسی مجلس را محول کرد و بر همین اساس هیات مجلس اعلا را در نشست نیویورک، لندن و صلاح الدین سرپرستی کرد.
بعد از سقوط رژیم صدام، در همان روزهای اول وارد عراق شد و بعد از تشکیل شورای حکومتی عضو آن بود و برای یک دوره یک ماهه نیز ریاست شورا شد.
سیاست های معتدلانه حکیم باعث شده حتی آمریکاییها نیز نقش این شخصیت سیاسی عراق را نادیده نگیرند و در نظر سنجی که موسسه آمریکایی جمهوری در اکتبر 2005 انجام داد‘ مشخص شد که 80 درصد کسانی که مورد پرسش قرار گرفته اند سید حکیم را می شناسند و 51 درصد خواهان حضور او در اولین پارلمان دائمی عراق هستند.
عبدالعزیز حکیم از موسسان ائتلاف یکپارچه ملی در سال 2005 بود که این ائتلاف سیاسی اکثریت کرسیهای پارلمانی ملی عراق را به دست آورد و با وجود اینکه این اواخر از سرطان ریه رنج می برد‘ اما توانست در آخرین روزهای عمرش تشکیلات جدید ائتلاف ملی عراق را به ثبت برساند.
ائتلاف سیاسی جدید برخلاف ائتلاف گذشته از تنوع سیاسی، قومیتی و مذهبی برخوردار بوده و انتظار می رود پیروز آینده انتخابات پارلمانی عراق باشد.
عبدالعزیز حکیم از شخصیت های سیاسی و روحانیان بارز عراقی است که روابط دوستانه نزدیکی با اغلب رهبران و شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی ایران داشته و همین امر او را از دیگر شخصیت های سیاسی عراق متمایز کرده بود.
ارتحال عبدالعزیز حکیم ضربه سنگینی برای جامعه سیاسی عراق و ملت این کشور به شمار می رود.
ایرنا