رویا تیموریان از گذشته تاکنون

صلابت زنانه

این روزها که شاهد هنرنمایی رویا تیموریان در سریال شمس‌العماره هستیم مجال مناسبی است تا مروری داشته باشیم بر فعالیت‌های او در عرصه هنرهای نمایشی در سینما و تلویزیون و تئاتر. اغلب علاقه‌مندان این حوزه‌های هنری چهره تیموریان را با سریال «رعنا» ساخته داوود میرباقری به یاد می‌آورند. این سریال در اواخر سال 1369 پخش می‌شد و تیموریان که در آن هنگام 31 سال داشت، در این مجموعه پربیننده در نقش «تهمینه» ظاهر شده بود، دختر جوان دانشجویی که در اثر تحولات اجتماعی روز رفته رفته آرمان‌هایش رنگ و بویی دیگر می‌گیرد و از شمایلی خنثی به موقعیتی پویا نائل می‌آید و دست به ساختارشکنی‌هایی جسورانه در حوزه چارچوب منجمد و سنتی خانواده خود دست می‌زند.
کد خبر: ۲۷۵۱۳۵

 این وجهه که برای زنان فیلم‌ها و مجموعه‌های داستانی ما بویژه در آن مقطع زمانی کمتر بروز پیدا می‌کرد مشتاقان زیادی را هم نسبت به خود سریال رعنا و هم نسبت به بازیگر نقش تهمینه که تا آن موقع کمتر مقابل دوربین ظاهر شده بود و توانایی هنری زیادی را از خود نشان داده بود برانگیخت. اما واقعیت آن بود که او تا پیش از این مجموعه نیز اندوخته‌های تئوریک و عملی کمی را بویژه در ارتباط با تئاتر در اختیار نداشت. تیموریان که در سال 1338 در تهران با نام اصلی «دل‌آرا تیموریان» به دنیا آمد، کار آکادمیک هنری را با ورود به دانشکده هنرهای دراماتیک در رشته کارگردانی و بازیگری در سال 1357 آغاز کرد و مدرک کارشناسی‌اش را در سال 1366 اخذ کرد. او در این دانشگاه با افرادی همکلاس یا هم دانشگاهی بود که سال‌ها بعد همچون خود او جزو نام‌آوران عرصه سینما شدند که از آن جمله می‌توان به مسعود رایگان اشاره کرد که بعدها پیوند ازدواج هم بین‌شان شکل گرفت. او در طول تحصیل تجربیاتی را هم مرور کرد که از آن جمله می‌توان به حرفه عکاسی در مستند به نمایش درنیامده روزهای انقلاب در سال 1361 و یا بازی در مجموعه تلویزیونی برده رقصان که در سال 1362 از برنامه کودک پخش می‌شد، اشاره کرد. پایان‌نامه عملی تیموریان در دانشگاه بازی در نمایش پیش از ناشتایی نوشته یوجین اونیل بود. البته او بازیگری تئاتر را هم قبل از اخذ مدرک دانشگاهی و تقریبا همزمان با ورود به دانشکده شروع کرده بود و از جمله این نمایش‌های دانشجویی می‌توان به کارهایی از قبیل ماهی سیاه کوچولو، کتیبه، تندیس و... اشاره کرد. او از سال 1367 چندین سال به عنوان مدرس بازیگری با مدرسه هنر و ادبیات و کانون تئاتر بانوان همکاری داشت و این مقدمه‌ای بود بر سلسله تدریس‌های آکادمیک او در محافل معتبر و دانشگاهی آموزشی در سالیان بعد. تیموریان جدا از حضور فعال در حوزه تئاتر با مصادیقی از قبیل مریم و مرداویج، تولد، باغ آلبالو، ادیپ شهریار، معرکه در معرکه، بینوایان، عروسی خون، بازرس، خانه برنارد آلبا که با کارگردانی چهره‌های شاخص نمایش مانند رکن‌الدین خسروی، سیاوش تهمورث، علی رفیعی، علیرضا کوشک جلالی، روبرتو چولی، بهزاد فراهانی و... همراه بود در نمایشنامه‌های رادیویی نیز مخصوصا از نیمه دهه 1360 حضور پیدا کرد که عناوینی مانند پزشک دهکده، پس از آن سال‌ها، بازگشت و... از این قبیل است. او در نمایش‌های تلویزیونی مثل دشمن مردم هم نقش ایفا می‌کرد.

اما همان‌طور که گفتیم شهرت عمومی تیموریان با سریال رعنا شکل گرفت. این مجموعه نقطه عزیمتی جدی بود در کارنامه این بازیگر آن‌سان که حضور پررنگ تیموریان را در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی در پی آن رقم خورد. در حوزه سینما او در فیلم‌های حسرت دیدار، لژیون، مرد بارانی، شراره، دفتری از آسمان، مریم مقدس، قارچ سمی، زندان زنان، تیک، گاهی به آسمان نگاه کن، بید مجنون، کافه ستاره، گوشواره، شهرآشوب، سنتوری، روی خط صفر، زادبوم و این اواخر فیلم پستچی سه‌بار در نمی‌زند بازی کرده است و در حوزه سریال‌های تلویزیونی نیز عناوینی مانند محاکمه، بر بال دوست، شبحی در تاریکی، زیر یک سقف، آبی مثل دریا، شب دهم، دوران سرکشی، گمگشته، راهی به سوی خانه، ریحانه، مدار صفر درجه و ساعت شنی از شاخص‌ترین کارهایش محسوب می‌شوند.

تیموریان همان‌طور که در عناوین بالا هم پیداست، نقش‌های بسیار متنوعی را بازی کرده است که البته شاید بتوان حضور در نقش‌های تاریخی چه تاریخ قدیم مثل مریم مقدس و چه تاریخ معاصر مثل محاکمه و پستچی سه بار در نمی‌زند و مدار صفر درجه و شب دهم و... از مابقی پررنگ‌تر دانست. شاید دلیل این امر را بتوان به شمایل کم و بیش جدی تیموریان نسبت داد که جدا از پیدایی نوعی صلابت زنانه در چهره، نوع گویش شمرده شمرده و لحن متین و موقر او در خلق چنین موقعیتی کم تاثیر نیست. او به خوبی به نقش و وزن تک تک واژه‌ها در عبارات دیالوگ واقف است و از همین رو سعی می‌کند در کمال گرایانه‌ترین شکل توانش آنها را بر زبان جاری سازد و این توانمندی در ترکیب با نوع زبان، بدن و میمیک صورت و کنترل عضلات چهره پتانسیلی را می‌آفریند که عمده کارگردان‌ها را ترغیب می‌کند از این امتیاز بزرگ تیموریان در کارهای تاریخی‌شان بی‌بهره نمانند. درخشش تیموریان در کارهایی مانند شب دهم اوج این تبلور هنری است. او در این سریال نقش زنی کینه‌جو را داشت که با خوراندن قهوه مسموم به سبک و شیوه قجرها به خواستگارهای برادرزاده‌اش، نوعی سرگرمی ارضابخش را برای خود تدارک دیده بود و سرانجام که راز عشق او نیز آشکار می‌شود هنر تیموریان هم در ایفای نقشی با دوگانگی‌ ظریفی آشکارتر می‌شود. او در فیلم پستچی سه بار در نمی‌زند هم نقشی کم و بیش مشابه این موقعیت دارد منتها مظلومیت نقش تا حد زیادی وجهه شخصیت مورد نظر را سمپاتیک ساخته است. یکی از بهترین قسمت‌های نقش‌آفرینی تیموریان در نقش انیس این فیلم، جایی است که دارد مونولوگی نسبتا طولانی درباره گذشته خود به کنیزش می‌گوید و در همان حال با حرکت دستان و تکان دادن سرش و بازی با وسائل پیرامونی و اشارات مختلف به کنیز، موقعیت را از یک تک گویی انعطاف‌ناپذیر دور نگه می‌دارد.

جدا از نقش‌های تاریخی در یک دوره زمانی خاص برخی از کارگردان‌ها تیموریان را در نقش‌هایی با شمایل ثابت یک زن فلک زده که هوو بر سرش می‌آید و یا می‌خواهد بیاید و یا تصورش پیش می‌آمد، به کار گرفتند و اگرچه تیموریان سعی داشت با ظرافت‌هایی کلیشه ثابت در این نقش‌ها را بشکند، اما به شکل کلی این روند قالبی تکراری را داشت در کارنامه‌اش رقم می‌زد. فیلم‌هایی مانند مرد بارانی، بید مجنون، قارچ سمی و تیک از این جمله‌اند. تیموریان خوشبختانه با حضور در نقش‌هایی متفاوت‌تر بزودی اثبات کرد که تنها در شمایل آفرینی در موقعیت‌های جدی و تلخ تسلط ندارد و در سایر شخصیت‌سازی‌ها هم تواناست. حضور او در فیلم کافه ستاره اوج این غافلگیری بود. تیموریان اگرچه قبل از آن هم در فیلم‌هایی کمدی مثل گاهی به آسمان نگاه کن هم نقش داشت ولی کافه ستاره فراگیری و عمق بیشتری را برای به منصه ظهور رسیدن توانایی تیموریان فراهم کرد. این بازیگر در این فیلم نقش زنی ساده به نام ملوک را داشت که در موقعیتی پرهجو اما سمپاتیک بسر می‌برد. دل باختنش به پسر همسایه که جای فرزندش است از یک طرف و فال گرفتنش برای اهالی محله از طرف دیگر و شله زرد پختن و فیگور گرفتن جلوی آینه برای امتحان رسم دلبری و... همگی با دقت نظر تیموریان در ترسیم جزئیات شخصیتی این آدم، تبدیل به به یادماندنی‌ترین صحنه‌های فیلم و نیز نمودهای کارنامه هنری خود تیموریان شده است. او با این فیلم طلسمی مهم را شکست و از آن پس وارد نقش‌های نامتعارف‌تری هم شد. فیلم گوشواره یکی از آنها است که تیموریان با قبول گریمی سنگین روی چهره‌اش (تکیده کردن خطوط چهره و سیاه کردن بعضی از دندان‌ها) و بازی در نقش زنی فقیر و زشت و ساده لوح اما مهربان، توانست باز یکی از بازی‌های خوب خود را ارائه دهد.

تیموریان درباره مناسبات مربوط به پذیرش نقش در جایی گفته است: «به نظر من یک ‌بازیگر نباید به هر علت و دلیلی تن به هر نقشی بدهد. وقتی این اتفاق بیفتد مسلما بر کیفیت کاری بازیگر تاثیر می‌‌گذارد و در درازمدت بازیگر به این شیوه کارکردن عادت می‌کند. هر بازیگری شیوه خاص خود را دارد. شیوه‌‌ای که من به آن پایبندم ابتدا مواجه شدن با فیلمنامه‌ای قوی و جذاب چه به لحاظ شخصیت‌پردازی و چه به لحاظ ‌تماتیک می‌باشد.» رویا تیموریان چندین بار در جشنواره‌های مختلف مانند جشنواره فیلم فجر و یا جشن خانه سینما نامزد دریافت جایزه بوده است (برای آثاری مانند کافه ستاره، گوشواره، تیک، قارچ سمی، و مرد بارانی) اما تنها یک بار به دریافت جایزه نائل آمد: در دوره ششم جشن خانه سینما و دریافت تندیس بهترین بازیگر برای فیلم زندان زنان. او در این فیلم نقش زندانبانی خشن را داشت که در نهایت نقبی به موقعیت شکننده‌اش در رابطه با کمبودهای شخصیتی‌اش زده می‌شود و تیموریان در بازنمایی این شمایل روان‌شناسانه بسیار موفق جلوه می‌کند. او اکنون در سریال شمس‌العماره هم در ایفای نقشی کمدی خوش درخشیده و توجه بسیاری از تماشاگران تلویزیون را به خود جلب کرده است. به نظر می‌رسد که حالا تیموریان در نقطه عزیمتی ایستاده است تا توانمندی‌های سینمایی و تلویزیونی خود را هم رتبه با هنرنمایی‌‌های نمایشی‌اش قرار دهد.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها