حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
عنوان کردن این مساله لزوما در رد لزوم تغییر ریاست فدراسیون تنیس نبوده و نیست و نباید پنداشت که عملکرد فدراسیون چنان نبوده که تغییری را نطلبد، اما این که چرا رئیس سازمان تربیتبدنی در واپسین ساعات انجام وظیفه به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی فدراسیون تنیس را نشانه گرفت و دست به کار فوق زد مسالهای است که نامشخص مینماید.
طبق عرف و سنت این گونه موارد، شایسته 6 ماه وقت دارد که مقدمات تشکیل مجمع عمومی جدید فدراسیون را فراهم آورد و در آن زمان ریاست جدید و قطعی فدراسیون را مشخص کند. تاریخ به ما میگوید در 95 درصد اوقات سرپرست موقت تعیین شده توسط سازمان تربیتبدنی، به توصیه همین نهاد و در همسویی اجباری هیاتهای شهرستانها با مرکز، در مجمع نیز بیشترین رای را آورده و از سرپرست به پست یک «رئیس قطعی و چهارساله» ارتقاء یافته است. با این که علیآبادی از سازمان رفته و مسوول تازهای با نگرشهای نسبتا متفاوت میآید، تضمینی در دست نیست که این مساله هم تغییری در فرآیندی که برشمردیم، ایجاد کند.
گریزناپذیر
اما نیازهای تنیس حقیقتا چیست؟ شکی نیست که سازمان تربیتبدنی از همان موقعی که تیم ملی تنیس به رغم کلی ادعا و تدارک، یک بار دیگر در گروه سوم آسیا ابقاء شد و نتوانست به دسته دوم قاره در چارچوب مسابقههای معتبر جام دیویس راه یابد، قادر بود تغییر فوق را اعمال کند و خروشی را بردارد، اما وقتی صبر کرد این باور را به وجود آورد که مانند خروشی معتقد است این شکستها برای تنیس محتوم و گریزناپذیر است، زیرا ابزار و پرسنل و راه پیش رو در این رشته چنان اندک و محدود است که هر رئیس دیگری هم بود، از این حد و مرز فراتر نمیرفت. اما تغییر فدراسیون و تعیین رئیس جدیدی برای آن در واپسین روزهای مرداد 88 نشانگر این است که علیآبادی و همفکرانش به باوری
متفاوت رسیده و اعتقاد داشتهاند اگر سیاستهای حاکم بر فدراسیون و رئیس آن عوض شود، میتوان برخی کمبودها را رفع نمود و از طرق دیگری وارد عرصه بیپناه و خالی تنیس شد و به ثبات کاری و پیشرفت اندکی رسید که در10 سال اخیر در سایه مدیریتهای کنونی فدراسیون نیل به آن امکانپذیر نبوده است.
کلیگوییها
البته حرفهای سرپرست جدید تنیس در بعضی موارد بیش از حد خوشبینانه یا کلیگوییهایی است که سالها در ورزش کشورمان صورت پذیرفته و در عمل گرهی را نگشوده است. شایسته گفته است: «باید نگاه خاصی که به این ورزش وجود داشته، از میان برداشته شود و به مسائل زیر بنایی و ریشهای در تنیس توجه شود. در این راستا باید با نهادها و ارگانهای مختلف همکاری کرد و بخصوص این ورزش را به مدارس و دانشگاهها برد و از همکاری وزارتخانههای آموزش و پرورش و علوم در این ارتباط بهرهمند شد.»
در عین حال هم در اظهارات شایسته و هم صحبتهای کیومرث هاشمی معاون سازمان تربیت بدنی در دوره ریاست علیآبادی این نکته محسوس و مستتر است که فعالیتهای فدراسیون 5 ساله خروشی بد نبوده و راه او ادامه خواهد یافت.
در واقع از رئیس سابق درخواست شده با جایگاهی که در کنفدراسیون تنیس آسیا دارد به پیشبرد اهداف تنیس کشور یاری برساند و این ورزش را رها نکند و او نیز قول همکاری و همراهی داده است. این جمله منتسب به هاشمی که: «راه فدراسیون خروشی ادامه خواهد یافت» به این معناست که مسوولان امر نگرش قبلی را مقصر نمیدانستهاند و به قول و ادعای خودشان وارد کردن یک شوک به این ورزش از طریق تغییر رئیس را جستجو کرده و خواستهاند عناصر کاملکننده دیگری را به بساط و ابزار موجود قبلی تنیس بیفزایند.
ظاهرا با اصل قضیه مشکلی نداشتهاند و این خود فلسفه تغییر را زیر سوال میبرد و عجیب جلوه میدهد.
خانههای مستقل
بحث دیگری که رئیس جدید تنیس کشور مطرح کرده مسالهای است که هر کس بر آن مهر تایید میزند، افزون بر حجم و وسعت و شمار تاسیسات این رشته و به روایتی توسعه زیرساختهای تنیس در کشور است. شایسته میگوید: «بدون وجود وسایل و امکانات، هیچ رشته ورزشیای پیشرفت نمیکند و به همین سبب باید به شمار زمینها و حجم وسایل در این رشته افزود و برای تنیس مجموعهها و خانههای مستقل ساخت به طوری که در آنها بتوان طرحهای درازمدت پیشرفت این ورزش را عملی و اجرا کرد.»
شایسته معترف است که فقدان استعدادهای ناب در این رشته طبعا به تیم ملی ضربه زده و آن را تضعیف کرده و اگر جایگاه ما طی چند سال در قاره کهن پایین آمده، به همین سبب بوده است.
با این حال او راه افزودن بر استعدادهای موجود را توصیف نکرده و اگر حدود 10 سال است به زوج اشکان شکوفی و انوشا شاهقلی تکیه دادیم و پیش از آن نیز یک دهه را با زوج رضیانی و اکبری و پیش از تمامی آنها و بیش از 10 سال را با زوج خدایی و درفشی جوان سپری کرده و از تمامی آنها کمترین بهرهها را در صحنههای خارجی برده بودیم، به سبب همین توصیفهای کلی و ترسیم آینده به شکلی موهوم بوده است. این که بگوییم امکانات و مشخصههای موجود ناکافی و دلیل پسروی بوده و در عین حال بگوییم راه فدراسیون قبلی ادامه مییابد، تضاد آشکاری است که فقط بر مشکلات موجود میافزاید و موجب ادامه ضعفها و ناکامیها در صحنههای بینالمللی خواهد شد. شایسته، شایعه انجام تغییرات وسیع در فدراسیون را تکذیب و بر ادامه همکاری با قسمتهایی عمده از بدنه فدراسیون قبلی پای فشرده است. با این اوصاف باید صبر کرد و دید فدراسیون شایسته در5 سال پیش رو چه خواهد کرد و آیا اصولا مدیریت جدید سازمان تربیت بدنی مایل به حفظ فدراسیون کنونی یا تغییر مجدد آن است یا خیر. بنابراین همه سوالات و احتمالات فوق به جای نوید دادن تغییرات ادعا شده حاکی از استمرار مشکلاتی است که تنیس را همان طور که در ابتدای مطلب آوردیم، بیپناه ساخته و به یکی از راکدترین و فاقد اتفاقترین ورزشهای کشورمان بدل کرده و هر گونه شور و تحرک فوقالعادهای را از آن ستانده و آن را به تنیس بدل کرده است!
وصال روحانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....