او با بیان اینکه نمیتوان کار ادبی را رها از درگیریهای اجتماعی دانست، یادآور شد: هر کار ادبی، حتی در ملایمترین دورانها هم تأثیر میگذارد. وقتی ادبیات را به عنوان کردار اجتماعی بدانید، باورتان نمیشود که بتوان ادبیات را مستقل از زندگی اجتماعی متصور شد و خواست.
او متذکر شد: ما میتوانیم خیلی خبرها را بخوانیم ولی وقتی آنها در منطق شعر شکل میگیرند، نمیتوان آن را با معیارهای زندگی اجتماعی سنجید. این که ادبیات را به عنوان جزیرهای جدا از زندگی اجتماعی متصور شویم، امکان ندارد. شاعرانی داریم که نمیخواهند درگیر مسائل اجتماعی شوند، مانند احمدرضا احمدی یا بیژن جلالی که شاعران بزرگی هستند، اما در سوی دیگر، شاعرانی را هم داریم که با قلمشان میجنگند. هیچکدام از این دو گروه بر دیگری برتری ندارد، اینها دو رویکرد و دو فهم از زندگی هستند.
در این مراسم همچنین حافظ موسوی درباره «شعر در دوره مشروطه» گفت: طالبوف با آنکه میخواهد به پرسشهای تاریخی ما پاسخ دهد، تناقضهای ذهنی ما را دوباره مطرح میکند. این تحول و نوجویی و اینکه از سنت به زندگی جدید برسیم، همه این داستانها که در عرصه اجتماعی ایران اتفاق افتادند، در شعر ایران نیز وجود دارند. همان جانسختی که در جامعه نسبت به مدرنیته وجود دارد، همان جانسختی در شعر ما هم دیده میشود.
او با بیان اینکه در آستانه انقلاب مشروطه، با یک شعر ناکارآمد مواجهیم که در عین حال نیاز دارد به عرصه اجتماعی وارد شود و تودهها را وارد عرصه کند، گفت: اغلب شاعران بزرگ ما در آن دوره، دغدغه این را داشتند که با این زبان نمیتوان این ماجراها را بیان کرد.
او با بیان اینکه بزرگترین ثمره ما از انقلاب مشروطه، نیما بود، افزود: ما باید خود ساختار اندیشه ایرانی را بررسی میکردیم. این نوع نگاه رادیکال و دیدن خود پدیده، اتفاقی بود که در مشروطه افتاد و ما آن را مدیون نیما هستیم.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....